رفتار پيامبر با كودكان
مقدمه
نياز به محبت متقابل (انيكه فرد هم بتواند مورد محبت واقع شود و هم بتواند به ديگران محبت نمايد) از نيازهاي اساسي انسان به شمار ميرود. براساس تحقيقات روانشناسي اين نياز در سراسر زندگي فرد، خصوصاً در سالهاي اوليه زندگي نقشي موثر دارد. چنانكه رشد و سلامت شخصيت كودك همان اندازه كه به نيازهاي بدني مبتني است، نيازمند به محبت ميباشد.
علاقه به فرزند يك امر طبيعي است،كمتر پدر و مادري پيدا ميشود كه قلباً فرزند خود را دوست نداشته باشند. انسانهاي رشد يافته كه درجاتي از كمال را طي نمودهاند تمامي كودكان را دوست دارند، چون تمامي هستي را جلوههاي خداوندي ميدانند و كودكان نيز يكي از جلوههاي خداوند ميباشند.
«كودكان به محبتي نيازمندند كه آثار آن را در رفتار والدين (بزرگترها) مشاهده و لمس نمايند. محبتهاي قلبي والدين نسبت به كودكان بايد در نوازشها، بوسهها، در آغوش گرفتنها، تبسمها و حتي آهنگ محبت آميز سخنان والدين مشاهده شود. ممكن است والدين فرزند خود را دوست داشته باشند، اما اين محبت را اظهار نكنند، اين نوع محبت تأثير چنداني ندارد وگاه اثر منفي دارد. چون تفكر كودك در سطح عينيات ميباشد و هر چيزي را كه مشاهده و لمس كند برايش معني و مفهوم پيدا ميكند.»
بنابراين والدين بايد دوست داشتن و علاقه خويش را در رفتار نشان داده و ابراز نمايند، محبت را بايد از دل به زبان و عمل آورد تا كودك، آن را با تمام وجود احساس و لمس كند.
پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد: «هرگاه يكي از شما كسي را دوست دارد بايد او را آگاه گرداند.»
امام صادق(ع) ميفرمايند: حضرت موسي از خداي متعال سوال كرد افضل اعمال چيست؟ فرمود: «دوست داشتن فرزندان بهترين اعمال است، زيرا آفرينش آنان بر توحيد است و اگر مرگشان فرارسيد، به رحمت من داخل بهشت خواهند شد.»
و نيز امام صادق(ع) فرمود: «خدا بندهاش را به واسطه شدت محبتي كه نسبت به فرزند خود دارد، مورد مرحمت قرار ميدهد.»
فضل بن عمر ميگويد بر امام كاظم(ع) وارد شدم ديدم آن حضرت فرزند علي بن موسي الرضا را در دامان خود نشانده او را ميبوسد و زبانش را ميمكد و گاه بر شانهاش ميگذارد و گاه او را در آغوش ميگيرد و ميگويد: پدرم فداي تو باد. چه بوي خوشي داري و چه اخلاق پاكيزهاي و چه روشن و آشكار است، فضل و دانشت.
اظهار محبت و علاقه پيامبر به كودكان
مهر وعطوفت رسول اكرم(ص) شامل همه كودكان ميشد، رسول اكرم(ص) وقتي از سفري مراجعت ميفرمودند و در راه با كودكان مواجه ميشدند به احترام آنان ميايستادند، كودكان ميآمدند، حضرت بعضي را در آغوش ميگرفتند و بعضي را بر پشت و دوش خود سوار ميكردند و به اصحاب خويش نيز توصيه ميفرمودند كه چنين كنند، بچهها از اين صحنههاي مسرت آميز بياندازه خوشحال ميشدند و اين خاطرات شيرين را هرگز فراموش نميكردند.
روزي پيامبر(ص) نشسته بودند، امام حسن و حسين(ع) وارد شدند، حضرت به احترام آنها از جاي برخاستند و به انتظار ايستادند، كودكان در راه رفتن ضعيف بودند، لحظاتي چند طول كشيد، نرسيدند. آن حضرت به طرف كودكان پيش رفتند و از آنان استقبال نموده آغوش باز كرده و هر دو را بر دوش خود سوار نمودند و به راه افتادند و در همان حال فرمودند:
«فرزندان عزيز، مركب شما چه خوب مركبي است و شما چه سواران خوبي هستيد.»
گاهي مادران، كودكان خردسال خويش را به پيامبر گرامي اسلام ميدادند كه براي آنها دعا كند، اتفاق ميافتاد كه احياناً آن كودكان جامه ايشان را در اثر ادرار آلوده ميكردند، مادران ناراحت و شرمنده ميشدند و حضرت به آنان ميفرمود: ادرارش را قطع مكنيد و كودك را به حال خود ميگذاشت تا ادرارش تمام شود، سپس برايش دعا ميكرد يا نامي براي او انتخاب مينمود و بدين ترتيب باعث سرور و شادي پدر و مادر طفل ميگشت، و آنها احساس نميكردند كه پيامبر از ادرار فرزندشان ناراحت شده باشد.
تأثير محبت بر روي كودكان
محبت براي انسان يك نياز طبيعي است، چنانكه انسان به آب و غذا نياز دارد به محبت نيز نياز دارد. انسان نفس خويش را طبعا دوست دارد و دلش ميخواهد كه محبوب ديگران نيز باشد. كودك بيش از بزرگترها به اين آب حيات نياز دارد.
محبت چون يك نياز طبيعي است، وجود و عدم آن، در تعادل روح تأثير فراوان دارد. كودكي كه در محيط گرم محبت پرورش مييابد، رواني شاد و دلي آرام و با نشاط دارد. به زندگي اميدوار و دلگرم است، خود را در اين جهان پرآشوب تنها و بيكس نميداند، تا تعادل و آرامش نفساني خويش را از دست بدهد.در پرتو محبت، صفات عالي انسانيت، و عواطف و احساسات؛ كودك به خوبي پرورش مييابد و نتيجه آن، پرورش انساني متعادل خواهد بود.
سلامت جسم: احساس محبوبيت، در آرامش نفس تأثير دارد و آرامش نفس نيز بدون شك در سلامت اعصاب و جسم تأثير متقابل خواهد داشت. جسم و جان كودكي كه از محبتهاي گرم پدر و مادر اشباع ميشود و از آرامش نفساني و اعتماد برخوردار است، بهتر از كودكي است كه محروم از چنين نعمت بزرگي رشد و پرورش يافته است.
اظهار محبت كودك در محيط گرم محبت، اظهار محبت را از پدر ومادر ياد ميگيرد، خوش قلب و خيرخواه و انسان دوست بار ميآيد، چون طعم شيرين محبت را چشيده در فرداي زندگي حاضر است اين آب حيات را به ديگران نيز ايثار كند. چنين انساني وقتي بزرگ شد، همين اظهار محبت را نسبت به همسر، فرزندان، دوستان ومعاشرين و همه انسانها انجام خواهد داد. با محبتهاي گرم خود همه را شاداب ميگرداند و در مقابل، از محبتهاي متقابل ديگران نيز برخوردار خواهد شد.
به محبت كننده علاقه پيدا ميكند، چون انسان حب ذات دارد، علاقهمندان خود را نيز دوست ميدارد و نسبت به آنان خوش بين ميشود. وقتي كودك مورد محبت پدر و مادر قرار گرفت، متقابلاً به آنان علاقهمند مي گردد.
پدر و مادر را افرادي قدرشناس و خيرخواه و قابل اعتماد ميشناسد و به حرف آنان بهتر گوش ميدهد. چنين پدر ومادري بدون شك بهتر ميتوانند در تربيت صحيح فرزندان خويش موفق باشند.
مصونيت از انحرافات: اظهار محبت،كودك را از ابتلا به عقده نفساني و كمبود و حقارت مصون ميدارد، بر عكس كودكي كه از محبتهاي گرم پدر و مادر محروم بوده، يا نياز او درست اشباع نشده، در نفس خويش احساس محروميت ميكند. نسبت به پدر و مادر و ديگران كه او را دوست ندارند عقده نفساني پيدا ميكند، چنين انساني در معرض هر گونه انحراف و فسادي خواهد بود. به عقيده بسياري از دانشمندان اكثر تندخوييها، خشونتها، لجبازيها، زورگوييها، بدبينيها، اعتيادها، افسردگيها، گوشهگيريها، نااميديها، ناسازگاريهاي افراد، معلول عقده حقارتي است كه در اثر محروميت از محبت به وجود آمده است. در اثر اين عقده حقارت ممكن است دست به دزدي يا قتل نفس يا طغيان بزند تا از پدر و مادر و مردمي كه او را دوست ندارند انتقام بگيرد. حتي ممكن است خودكشي كند تا از وحشت دردناك محبوب نبودن نجات يابد.
بسياري از كودكان و نوجواناني كه از منزل و شهر و ديار خود فرار كردهاند انگيزه فرار خود را كم مهري پدر و مادر معرفي كردهاند.
آب و غذا دادن به كودكان
درباره پيامبر(ص) گفتهاند:
(بر كوچك و بزرگسال سلام ميكرد.)
يكي از وظايف سنگين و دقيق در راه پرورش و تربيت فرزندان، حفظ عدالت و توازن بين آنان است از اين رو، پدران ومادراني كه داراي چند فرزند هستند، بايد در رفتار خود همه آنان را با نظر عدل و انصاف و مساوات بنگرند و در عمل همگي را به حساب آورند، تا برخي در خود احساس كوچكي ننمايند. اين رفتار را پيامبر(ص) درباره كودكان خود انجام ميداد. در همين راستا درباره آب دادن به فرزندان وعدالت نسبت به آنان چنين نقل گرديده است.
علي(ع) فرمود: رسول خدا(ص) به منزل ما آمد، در حالي كه من، حسن و حسين(ع) زير يك لحاف خوابيده بوديم. حسن(ع) آب خواست، رسول خدا(ص) برخاست و ظرف آبي آورد. در همين هنگام حسين(ع) از خواب بيدار شد آب خواست، اما رسول خدا(ص) ابتدا به او آب نداد.
فاطمه(س) فرمود: گويا حسن(ع) را بيشتر از حسين(ع) دوست داري اي رسول خدا؟ پيامبر(ص) فرمود: حسن پيش از حسين(ع) آب خواست، من، تو، حسن وحسين(ع) و اين كه خوابيده (علي(ع)) روز قيامت در يك مكان قرار خواهيم داشت!!
رسول خدا(ص) خود به كودكانش غذا ميداد. اين رفتار بيانگر آن است كه توجه كاملي به روحيات فرزندان خود داشته است.
سلمان گويد: وارد خانه رسول خدا(ص) شدم. حسن و حسين(ع) نزد وي غذا ميخوردند. آن حضرت گاهي لقمهاي در دهان حسن(ع) و گاهي در دهان حسين(ع) مينهاد. پس از آن كه خوردن غذا به پايان رسيد، آن حضرت، حسن(ع) را بر دوش خود و حسين(ع) را روي زانوي خود نهاد. آنگاه رو به من كرد و فرمود: اي سلمان! آيا آنان را دوست داري؟ گفتم: اي رسول خدا(ص) چگونه آنان را دوست نداشته باشم در حالي كه ميبينم چه اندازه نزد شما مقام و ارزش دارند؟
سلام كردن به كودكان
يكي از روشهاي نيكويي كه رسول گرامي اسلام بر جاي نهاده است، سلام كردن به كودكان ميباشد، چرا كه كودكان در عين اين كه خردسال هستند و بازيگوشي دارند و از مسؤوليتها گريزان ميباشند، ولي خوب ميفهمند و محبت را درك ميكنند.
اين شيوه رسول خدا(ص) بر خلاف ديدگاه گروهي كوتاه انديش و جاهل است كه جايي براي كودكان در ميان خود نميشناسند و فرزندان را جداي از خود و ناچيز ميدانند. اما در مكتب اسلام سفارش شده كه آنها نيز همگي شايسته همان رفتاري هستند كه يك بزرگسال در خور آن ميباشد. آري، پيامبر(ص) به كودكان احترام ميگذاشت و تلاش ميكرد كه آنان وارد محيط اجتماع شوند. درباره سلام كردن به كودكان روايات بيشماري نقل شده است از آن جمله:
انس بن مالك گويد:حضرت محمد(ص) در رهگذري با چند كودك خردسال مواجه گشت و به آنان سلام كرد و غذا داد.
و در حديث ديگري گويد: پيامبر(ص) نزد ما آمد، ما كودك بوديم، بر ما سلام كرد.
امام باقر(ع) ميفرمايند: رسول خدا(ص) ميفرمود: پنج چيز است كه تا لحظه مرگ آنها را ترك نميكنم. يكي از آنها سلام كردن به كودكان است.
در حديث ديگر نقل شده كه: پيامبر(ص) بر كوچك و بزرگسالان سلام ميكرد. و در سلام كردن بر ديگران،حتي به كودكان پيشي ميگرفت. و هر كس را ميديد، نخست او سلام ميكرد و با آنان دست ميداد.
در حديث ديگري فرمود: در سلام كردن به كودكان مراقبت دارم، تا پس از من به صورت يك سنت ميان مسلمانان بماند و همه بدان عمل كنند.
بوسيدن كودكان
يكي ديگر از شيوههاي رسول خدا(ص) نسبت به كودكان بوسيدن آنان بوده است. اثر وضعي اين رفتار اين است كه علاقه بين پدر و مادر و فرزند را عميق ميسازد و از سوي ديگر بهترين روش براي برطرف ساختن عطش فرزند از آب محبت ميباشد. بوسه نشان ميدهد كه پدر و مادر درباره فرزند خود مهربان هستند و از سوي ديگر، نهال محبت و علاقه را در وجود فرزند زنده ميسازد و فرزند هم از علاقه پدر و مادر نسبت به خود آگاه ميشود و نيروي تازهاي در او به وجود ميآيد.
جالب توجه اين كه احترام رسول خدا(ص) نسبت به فرزندان خود، بيشتر در حضور مردم انجام ميشد و آن دو فايده دارد.
اول اين كه؛ ريشه شخصيت فرزندان، با احترام گذاشتن در حضور مردم بهتر تقويت ميشود.
دوم؛ رسول خدا(ص) از اين راه طريقه پرورش كودك را به مردم ميآموخت.
پيامبر(ص) فرمود: كسي كه فرزند خود را ببوسد، خداوند براي او يك حسنه مينويسد و كسي كه فرزند خود را خوشحال سازد، خداوند هم روز قيامت او را خوشحال ميكند.
عايشه گويد: مردي نزد رسول خدا(ص) آمد وگفت: آيا كودكان را ميبوسيد؟ من هرگز كودكي را نبوسيدهام. رسول خدا(ص) فرمود: من چه كنم كه خداوند رحمتش را از قلب تو گرفته است؟
در حديث ديگر آمده است كه مردي نزد رسول خدا(ص) آمد وگفت: من تاكنون هرگز كودكي را نبوسيدهام! همين كه رفت پيامبر(ص) فرمود: اين مرد به نظر من اهل آتش و دوزخ ميباشد.
در روايت ديگر آمده: رسول خدا(ص) حسن و حسين(ع) را بوسيد، «أقرع بن حابس» گفت: من ده فرزند دارم كه هرگز يكي از آنان را نبوسيدهام!! رسول خدا(ص) فرمود: من چه كنم كه خداوند رحمتش را از تو گرفته است؟
علي(ع) فرمود: فرزندان خود را ببوسيد؛ زيرا براي شما در هر بوسيدن درجه و مقامي است.
امام صادق(ع) فرمود: فرزندان خود را بسيار ببوسيد،زيرا به خاطر هر بار بوسيدن، خداوند درجهاي به شما عنايت خواهد فرمود.
ابن عباس گويد من نزد پيامبر(ص) بودم به زانوي چپ وي، فرزندش ابراهيم قرار داشت و بر زانوي راستش امام حسين(ع) نشسته بود. آن حضرت گاه ابراهيم وگاهي حسين(ع) را ميبوسيد.
عدالت نسبت به كودكان
يكي از نكاتي كه والدين بايد درباره كودكان در نظر داشته باشند، موضوع برقرار كردن عدالت در ميان آنها است، زيرا فرزندان بايد از همان آغاز، طعم عدالت را بچشند و خوبي آن را لمس كنند و با آن آشنا شوند و آن را لازمه زندگاني خود و جامعه بدانند و از بيعدالتي و ظلم و تبعيض گريزان باشند چرا كه در زندگي كودكان هيچ چيزي كوچك نيست، از اين جهت كوچكترين امور نيز در اجراي عدالت لازم به نظر ميرسد.
علي(ع) ميفرمايد: پيامبر(ص) مردي را ديد كه دو كودك داشت. يكي را بوسيد و ديگري را نبوسيد. آن حضرت فرمود: چرا بين آنان با عدالت رفتار نميكني؟
ابي سعيد خدري گويد: رسول خدا(ص) روزي به خانه دخترش فاطمه(س) رفت. علي(ع) در بسترش خوابيده بود. حسن و حسين(ع) نيز دركنار آنان بودند. آنان آب خواستند. رسول خدا(ص) براي آنان آب آورد.حسين(ع) جلو آمد. پيامبر(ص) فرمود: برادرت حسن(ع) از تو جلوتر آب خواست. فاطمه(س) فرمود: حسن(ع) را بيشتر دوست داري؟ آن حضرت فرمود:هر دو نزد من مساويند، هيچ كدام بر ديگري برتري ندارند. (اما بايد عدالت اجرا شود و هركدام به نوبت خود آب بنوشند.)
انس گويد: مردي نزد پيامبر(ص) نشسته بود. پسر او آمد، پدر، او را بوسيد و روي زانوي خود نشاند. سپس دختر آن مرد آمد (بدون اين كه او را ببوسد)، وي را كنار خود نشانيد. پيامبر(ص) فرمود: چرا بين آنان با عدالت رفتار نكردي؟ علي(ع) فرمود: بين فرزندان خود با عدالت رفتار كنيد، همانگونه كه مايليد بين شما با عدالت رفتار نمايند.
پيامبر و بوسيدن امام حسن و امام حسين(ع)
رسول خدا(ص) علاوه بر بوسيدن دخترش فاطمه(س) فرزندان وي، امام حسن و امام حسين(ع) را نيز دوست ميداشت و ميبوسيد.
ابوهريره گويد: پيامبر(ص) همواره حسن و حسين(ع) را ميبوسيد. عُيينه از انصار گفت: من ده فرزند دارم كه هرگز هيچ كدام را نبوسيدهام، آن حضرت فرمود: كسي كه رحم نكند بر او رحم نخواهد شد.
سلمان فارسي گويد: من بر پيامبر(ص) وارد شدم، ديدم حسين(ع) را بر زانوي خود نهاده و پيشاني و گاهي لبان او را ميبوسد!
ابن ابي الدنيا گويد: زيدبن ارقم در مجلس عبيدالله بن زياد، هنگامي كه مشاهده كرد آن فاسق با چوبدستي خود بر لبان امام حسين(ع) ميزند خطاب به عبيدالله گفت:
چوب دستي خود را بردار. به خدا سوگند، بارها ديدم كه پيامبر(ص) ميان اين دو لب را ميبوسيد اين سخن را گفت و گريست. ابن زياد گفت: خدا چشمت را بگرياند، اگر پيرمرد نبودي و عقلت تباه نشده بود، هم اكنون دستور ميدادم گردنت را بزنند.
زمخشري گويد: رسول خدا(ص) حسن(ع) را در برگرفت و بوسيد. سپس او را روي زانوي خود نهاد و فرمود: حلم و صبر و هيبت خود را به او بخشيدم. آنگاه حسين(ع) را در برگرفت و بوسيد، روي زانوي چپ خود نشانيد و فرمود: به او نيز شجاعت، جود و سخاوت خود را بخشيدم.
پيامبر و بوسيدن فاطمه
پيامبر(ص) دخترش فاطمه(س) را بسيار دوست ميداشت و با اين كه وي داراي همسر و فرزند بود، رسول خدا(ص) او را ميبوسيد.
ابان بن تغلب گويد: پيامبر(ص) دخترش فاطمه(س) را بسيار ميبوسيد.
امام باقر و امام صادق(ع) فرمودهاند: پيامبر(ص) شبها پيش از خوابيدن، فاطمه(س) را ميبوسيد و صورت خود را بر سينه دخترش مينهاد و براي او دعا ميكرد.
عايشه گويد: رسول خدا(ص) روزي زير گلوي فاطمه(س) را بوسيد. من به آن حضرت گفتم: اي رسول خدا(ص) نسبت به فاطمه(س) رفتاري داري كه با ديگران آن را انجام نميدهي؟ پيامبر(ص) فرمود: اي عايشه، من هرگاه به بهشت علاقهمند ميشوم زير گلوي او را ميبوسم.
بازي با كودكان
هر كس نزد وي كودكي است، بايد با او رفتار كودكانه داشته باشد.
يكي از شيوههايي كه در پرورش شخصيت كودكان اثر دارد، شركت بزرگسالان در بازي كردن با آنان ميباشد، زيرا كودكان از يك سو به جهت ضعف و ناتواني جسمي كه در خود احساس ميكنند و از سوي ديگر به علت نيرو وقدرتي كه در بزرگسالان ميبينند و عشقي كه فطرتاً به رشدو تكامل دارند،كارها و رفتار بزرگان را تقليد ميكنند و خود را همانند آنان جلوه ميدهند.
هنگامي كه والدين خودشان را تا پايه كودكان تنزل ميدهند و در بازي كردن با آنها شركت ميكنند، مسلماً كودك مسرور و خوشحال ميشود و به هيجان ميآيد و در درون خود احساس ميكند كه كارهاي كودكانه او بسيار مهم است.
بنابراين بازي كردن با كودكان از سوي بزرگترها در برنامههاي تربيتي كنوني، ارزشمند است و دانشمندان روانشناس، اين روش را يكي از وظايف پدر و مادر ميدانند.
تي اچ موريس T.H.MORRIS در كتاب درسهايي براي والدين مينويسد:
با فرزندان خود رفيق و دوست باشيد، و با آنان بازي كنيد، برايشان داستان بگوييد و با آنها گفتگوهاي دوستانه و صميمي داشته باشيد. بهويژه پدران و مادران بايد بدانند كه خود را هم سطح بچهها قرار دهند و با زباني سخن گويند كه آنها درك كنند و بفهمند.
يكي ديگر از روانشناسان مينويسد:
لازم است پدر در تفريحات و سرگرميهاي كودكان شركت كند. اين حسن تفاهم ضروري به نظر ميرسد. البته زمان و مكان و فصلهاي زندگاني نسبت به آنها مختلف است. پدري كه در بازيهاي كودكانش شركت ميكند، بدون شك وقت اندكي دارد، اما با در نظر گرفتن ارزش آن، كه همان پايين آمدن پدر تا سطح فرزندان است، در نظر كودك بسيار مهم است. پس بايد براي آن وقت گذاشت اگر چه بسيار اندك باشد.
سوار كردن كودكان
يكي ديگر از شيوههاي رفتاري پيشواي بزرگوار اسلام با كودكان اين بود كه آنان را پشت سر خود و گاهي جلوي خويش بر مركب سوار ميكرد. اين روش از نظر رواني براي كودكان بسيار جالب توجه بود. چرا آنان براي خود، اين حركت رسول خدا(ص) را افتخاري بس گرانقدر وارزنده ميدانستند و خاطرهاي فراموش ناشدني براي آنان بود.
همان گونه كه يادآور شديم، رهبر عزيز اسلام كودكان خود را بر پشت مبارك سوار ميكرد و با آنان مشغول بازي ميشد. روايات بسياري اين مطلب را نقل كردهاند.
جابر، صحابه گرانقدر رسول خدا(ص) گويد: من بر پيامبر(ص) وارد شدم درحالي كه حسن و حسين(ع) بر پشت آن حضرت سوار بودند، وي با دست و پاهاي خود راه ميرفت و ميفرمود: مركب شما نيكو مركبي است و شما نيز نيكوسواراني هستيد.
ابن مسعود گويد: پيامبر(ص)، حسن و حسين(ع) را بر پشت خود حمل ميكرد در حالي كه حسن را بر طرف راست خود و حسين را بر طرف چپ خود سوار كرده بود. هنگامي كه حركت مي كرد، ميفرمود: مركب شما نيكو مركبي است و شما نيز نيكو سواراني هستيد. پدرتان از شما بهتر است.
سوار كردن كودكان مردم را، بر مركب خود
رسول خدا(ص) همان گونه كه با فرزندان خود رفتار ميكرد، با فرزندان يارانش نيز رفتار مينمود و آنان را بر مركب خود سوار ميكرد. در اين زمينه چند مورد را يادآور ميشويم.
عبدالله فرزند جعفر بن ابيطالب گويد:رسول خدا(ص) روزي مرا پشت سر خود سوار كرد و حديثي را براي من نقل كرد كه به هيچ كس از مردم باز نخواهم گفت!
روايت شده هرگاه رسول خدا(ص) از سفر باز ميگشت و با كودكان برخورد مينمود؛ ميايستاد سپس دستور ميداد آنان را بلند نمايند، برخي را جلوي خود و بعضي را پشت سرش سوار ميكرد. پس از آن مدتي ميگذشت، آنان به يكديگر ميگفتند: رسول خدا(ص) مرا جلوي خود سوار كرد ولي تو را پشت سرش سوار نمود!! و برخي ديگر ميگفتند: رسول خدا(ص) به اصحابش دستور داد، تا اين كه تو را پشت سر وي سوار مركب كنند.
فضيل بن يسار گويد: شنيدم امام باقر(ع) فرمود: پيامبر(ص) از منزل خارج شد تا كاري انجام دهد، فضل بن عباس راديد،گفت: اين كودك را پشت سر من سوار كنيد. از اين رو، آن كودك را پشت سر پيامبر(ص) سوار كردند، و آن حضرت مواظب او بود.
براي چگونگي سوار كردن كودكان بر دوش پيامبر(ص) وجوهي را نقل كردهاند كه يادآور ميشويم.
عبدالله فرزند جعفر گويد: من همراه فثم و عبيدالله؛ فرزندان عباس بودم كه بازي ميكرديم. رسول خدا(ص) از كنار ما گذشت، فرمود: اين كودك (عبدالله بن جعفر را) بلند كنيد، سوار شود. او را بلند كردند و جاي رسول خدا(ص) سوار نمودند. آنگاه فرمود:اين كودك (فثم را) بلند كنيد. او را بلند كردند و پشت سر حضرت سوار شد.
1- هر دو را روي شانه خود به گونهاي نشانيد كه روبروي يكديگر باشند.
2- آن دو را پشت به پشت روي دوش خود سوار كرده است.
3- يكي را روي شانه راست و ديگري را روي شانه چپ خود نشانيد.
4- يكي را به طرف جلو روي شانه راست خود و ديگري را به طرف عقب روي شانه چپ خويش نشانيده است.
غريزه بازي در كودكان
يكي از غريزههايي كه خداوند حكيم در وجود كودكان قرار داده، علاقه به بازي ميباشد. او ميدود، جست و خيز ميكند و گاهي نيز با اسباب بازيهاي خويش سرگرم ميشود و از جابهجا كردن آنها لذت ميبرد. اگر چه اين حركتها در آغاز بيهوده مينمايد، ولي باعث تكامل جسم و جان كودك است و بر اثر آن جسم كودك محكم ميشود و قدرت انديشه و ابتكار در او افزايش مييابد و نيروهاي دروني او آشكار ميشود. شايد يكي از دلايل توجه به بازي كودكان در روايات اسلامي به همين علت بوده باشد.
بازي كردن كودك، تمرين يك نوع استقلال اراده و زنده كردن نيروي خلاقيت و ابتكار است، زيرا هنگامي كه كودك مثلاً مشغول بنايي با وسايل بازي خود است،تمام دستگاه فكر او مانند يك مهندس ساختمان كار ميكند و از موفقيتهاي خود لذت ميبرد، و هنگامي كه در وسط كار به مانعي برخورد ميكند به فكر چاره ميافتد كه در نتيجه، همه اين كارها به رشد فكر و ساختن شخصيت وي تأثير فراوان ميگذارد.
رسول خدا(ص) فرمود: هر كس كه نزد وي كودكي است بايد با او رفتار كودكانه داشته باشد.
و نيز فرمود: رحمت خداوند بر پدري باد كه در راه نيكي و نيكوكاري به فرزند خود كمك كند. به او نيكويي نمايد و مانند كودكي، رفيق دوران كودكي وي باشد، او را دانشمند و با ادب پرورش دهد.
علي(ع) فرمود: فرزند خود را تا هفت سال آزاد بگذار تا به بازي كردن بپردازد.
امام صادق(ع) ميفرمايند: كودك در هفت سال اول بازي ميكند. در هفت سال دوم به آموختن علم ميپردازد، و در هفت سال سوم حلال و حرام (احكام ديني) را ميآموزد.
علي(ع) فرمود: كسي كه كودك دارد، بايد در راه تربيت او رفتار كودكانه داشته باشد.
رفتار پيامبر با كودكان خود در نماز
شداد بن هاد گويد: رسول خدا(ص) در يكي از دو نماز ظهر يا عصر، يكي از دو فرزندش حسن و حسين(ع) را همراه داشت. وي در جلو صفوف ايستاد و امام را سمت راست خود قرار داد. سپس به سجده رفت و آن را طولاني كرد.
راوي از قول پدرش گويد: من از ميان مردم سرم را از سجده بلند كردم، ديدم رسول خدا(ص) در سجده است و كودك بر پشت آن حضرت سوار شده، دوباره به سجده برگشتم. هنگامي كه نماز تمام شد، مردم عرض كردند، اي رسول خدا(ص) در نمازي كه امروز خواندي سجده طولاني داشتي كه در نمازهاي ديگر نداشتي، آيا دستوري به شما در اين باره رسيده؟ يا وحي بر شما نازل شده است؟ فرمود: هيچ كدام از اينها نبود. بلكه پسرم بر پشت من سوار شده بود، نخواستم او را ناراحت كنم. تا هر كاري كه ميخواهد انجام دهد.
در حديث ديگري از ابوبكر نقل شده: حسن وحسين(ع) را ديدم در حالي كه رسول خدا(ص) نماز ميخواند، بر پشت آن حضرت ميپريدند. رسول خدا(ص) آن دو را با دست خود نگه ميداشت تا اين كه بلند شود و پشت وي راست گردد تا آن دو به راحتي بتوانند روي زمين بايستند و هنگامي كه نمازش تمام ميشد آن دو را در دامان خود مينهاد و دست بر سرشان ميكشيد، آنگاه ميفرمود: اين دو پسر من، دو گل خوشبوي من از دنيا هستند.
و در حديث ديگر فرمود: فرزند گل خوشبو است و گل خوشبوي من حسن و حسين(ع) هستند.
در روايتي اين گونه نقل شده: روزي پيامبر(ص) با گروهي از مسلمانان در مكاني نماز ميگزارد، هنگامي كه آن حضرت به سجده ميرفت، حسين(ع) كه كودك خردسالي بود، بر پشت رسول خدا(ص) سوار ميشد و پاهاي خود را حركت ميداد و هي هي ميكرد.
وقتي كه پيامبر(ص) ميخواست سر از سجده بردارد او را ميگرفت و كنار خود روي زمين ميگذارد، اين كار تا پايان نماز ادامه داشت.
يك نفر از يهوديان شاهد اين جريان بود. پس از نماز به رسول خدا(ص) عرض كرد، با كودكان خود به گونهاي رفتار ميكنيد كه ما هرگز انجام نميدهيم.
رسول خدا(ص) فرمود: اگر شما به خدا و فرستاده او ايمان داشتيد، با كودكان خود مهربان بوديد، مهر و محبت پيامبر(ص) نسبت به كودك، مرد يهودي را سخت تحت تأثير قرار داد؛ وي اسلام را پذيرفت.
لازم به ذكر است كه: اين نمازها طبق نقل برخي از محدثان، نمازهاي مستحبي بوده است نه نمازهاي واجب، زيرا نمازهاي مستحبي را در هر حال در گونههاي مختلفي ميتوان برگزار كرد.
كودكان مردم نيز در نظر رسول خدا(ص) مورد احترام بودند و آن حضرت به عواطف روحي و احساسات رواني آنها نيز توجه كامل داشت.
به فرزندان خود احترام گزاريد و با آداب و روش پسنديده با آنها رفتار كنيد.
اهميت تربيت
فرزند از آغاز زاده شدن، تا آنگاه كه از محيط خانواده جدا ميشود و زندگي مشتركي را با ديگران آغاز ميكند، بايد دو دوره تربيتي را بگذراند.
1- دوران كودكي كه شامل يك تا هفت سالگي ميشود، و اين زماني است كه كودك آمادگي چنداني براي تربيت مستقيم ندارد،چرا كه او دنياي خود را نميشناسد.
2- از هفت تا چهارده سالگي، كه در اين دوران عقل به تدريج رشد ميكند و براي فعاليتهاي فكري آماده ميشود و ميتواند بياموزد و تعليم ببيند.
در دوران نخست، تربيت بايد غير مستقيم باشد و هيچ گاه امر و نهي تربيتي نبايد با فشار روحي همراه باشد. بلكه كودك از طريق اطرافيان خود با ادب و تربيت آشنا ميشود و اصل پايههاي نخست اخلاقي وي پيريزي ميگردد و از محيط خود خاطرههاي خوب و رفتارهاي مناسب را در ذهن خود ثبت و ضبط ميكند. در دوران دوم نيز، نبايد كودك را آزاد گذاشت و خلافهاي او را ناديده گرفت، بلكه بايد از بيادبيهاي وي جلوگيري كرد، نظم و انضباط را به وي آموخت و از بازيگوشي و بيهوده گذراني اوقات او جلوگيري و به كارهاي عبادي و نيكو تشويق كرد.
متأسفانه بيشتر مردم نميدانند كه تربيت فرزندان خود را از چه زماني بايد شروع كنند. برخي از پدر و مادرها بر اين باورند كه تربيت پس از تمام شدن شش سالگي و برخي ميگويند آغاز تربيت از سه سالگي است.
اما اين انديشهها اشتباه است؛ زيرا هنگامي كه سه سالگي كودك تمام شد، 75 درصد صفات خوب و بد در كودك شكل گرفته است.
عدهاي از روانشناسان بر اين باورند كه تربيت كودك از همان روز اول تولد است. اما برخي ديگر تا اندازهاي احتياط ميكنند و شروع تربيت كودك را از روز اول ماده دوم زاده شدن كودك ميدانند، اما در تحقيقات عملي دقيق در دانشگاه «شيكاگو» به اين نتيجه رسيدند كه:
هر كودك سالم تقريباً سطح هوش خود را 50 درصد در چهارسالگي، 30 درصد در هشت سالگي، و 20 درصد در هفده سالگي به دست ميآورد. پس هر كودك چهار ساله 50 درصد قدرت هوشي دارد و تغييرات بين 2 تا 3 سالگي به مراتب بيشتر و مهمتر از تغييرات بين 8 تا 9 سالگي ميباشد.
براي تربيت كودك از كجا شروع كنيم
براي آن كه آموزش و تربيت مفيد واقع شود، خيلي زودتر از آنچه كه امروزه فكر ميكنند بايد شروع كرد، يعني از همان هفتههاي پس از تولد، نخست بايد منحصراً به مسائل فيزيولوژيكي و پس از سال اول به مسائل رواني توجه شود.
يك نكته قابل ذكر اين است كه ارزش زمان براي كودك يكسان نيست، زيرا مدت يك روز در يك سالگي به مراتب طولانيتر از يك روز در دوران سي سالگي ميباشد. و شايد شش برابر، بيشتر از حوادث فيزيولوژيكي و رواني را شامل شود. بنابراين نبايد چنين دوران پر مايه كودكي را بدون بهره برداري گذاشت. به احتمال زياد در طول شش سال اول زندگي، نتيجه اجراي مقررات زندگي قطعيتر است.
بدين جهت است كه حضرت علي(ع) ميفرمايد:
من لم يتعلم في الصغر لم يتقّدم في الكبر.
«كسي كه در كودكي چيزي نياموزد، در بزرگي نميتواند بزرگي كند.»
بنابراين، دوران كودكي بهترين زمان براي فرا گرفتن راه و روش درست زندگي ميباشد. زير ا قدرت تقليد و اقتباس و يادگيري كودك بسيار شديد است. كودك در اين زمان تمام حركات، گفتار و رفتار اطرافيان خود را با تمام دقت، همانند فيلم عكاسي در خود ضبط ميكند.
از اين رو، همزمان با رشد و تكامل جسم كودك، بايد روان او را به راه صحيح هدايت كرد تا صفات پسنديده در وجودش قرار گيرد. زيرا، كودكاني كه با شيوه درست تربيت نشدهاند، تغيير صفات اخلاقي آنان در بزرگسالي بسيار دشوار مينمايد.
خوشبختترين و سعادتمندترين افراد كساني هستند كه از آغاز، با پرورش درست و سالم رشد يافتهاند و صفات برجسته و ارزشمند، آويزه گوش و جان آنان شده است.
برخي از روانشناسان، كودك را همانند نهال كوچكي دانستهاند كه باغبان به آساني ميتواند با برنامههاي صحيح وضع او را تغيير دهد. ولي كساني كه همانند درخت كهنسال به پرورشهاي پليد و ناپسند عادت كردهاند، اصلاح آنان بسيار دشوار است، و كسي كه ميخواهد رفتار اين گونه افراد را تغيير دهد بايد دشواريهاي فراواني را تحمل كند.
شخصيت دادن به كودك
در دنياي كنوني به كودك بسيار اهميت ميدهند. پرورش كودكان و احترام به شخصيت آنان در خانواده و اجتماع مورد توجه كامل دولت و ملت است؛ اما با همه اين مسائل، آن اندازه كه پيشواي مسلمانان به تربيت كودكان توجه داشته است، دنياي امروز به آن توجه ندارد.
اگر چه، گاهي حكمرانان و زمامداران كشورهاي متمدن به يتيمخانههاو كودكستانها ميروند و يكي دو ساعت را با آنان ميگذرانند و گاهي برخي از آنان را در آغوش ميگيرند و از اين صحنهها، عكسها و فيلمهايي تهيه ميكنند، و پيرامون آن مقالات بسياري مينويسند و از اين راه مراتب احترام خويش را نسبت به كودك در افكار عمومي منعكس ميكنند، اما تاكنون هيچ فردي همانند رسول گرامي اسلام در نهايت سادگي و مهرباني در كوچه و خيابان اين گونه به كودكان مهرباني و محبت نكرده و آنان را در آغوش نگرفته است. بنابراين پيامبر(ص) نسبت به تمام كودكان، خواه فرزندان خود و يا اطفال ديگران محبت مخصوص داشت، از اين رو، درباره آن حضرت نوشتهاند كه: و التلطّف بالصبّيان من عادة الرّسول يعني: «مهرباني درباره كودكان از شيوههاي مخصوص پيامبر(ص) بوده است.»
همين شيوه را ديگر پيشوايان ديني و امامان شيعه نيز ادامه دادند، و براي كودكان شخصيت قائل بودند كه به چند مورد اشاره ميكنيم:
حسن معاشرت
يكي از اساسيترين عوامل ايجاد شخصيت در كودك، حسن معاشرت و رفتار نيكو با اوست، كه رسول خدا(ص) در يك عبارت بسيار كوتاه بيان فرموده و آشكارا اجراي آن را به پيروانش دستور داده است: به فرزندان خود احترام گذاريد و با آداب و روش پسنديده با آنها رفتار كنيد.
بنابراين، كساني كه ميخواهند فرزند با شخصيت داشته باشند، بايد حتماً با آموزش پسنديده آنها را راهنمايي كنند، و از رفتار زشت و ناپسند و توهين آميز بپرهيزند، زيرا با روش ناپسند هرگز نميتوان فرزندان ارزنده و با شخصيتي تربيت كرد.
وفاي به عهد
وفاي به عهد يكي از عواملي است كه اعتماد را در كودك به وجود ميآورد و در رشد شخصيت او بسيار مؤثر است. پيشوايان راستين اسلام درباره وفاي به عهد نسبت به كودك سفارشهاي فراواني كردهاند كه چند نمونه از آن را يادآور ميشويم.
حضرت علي(ع) ميفرمايد: شايسته نيست انسان به جدي و يا به شوخي، دروغ بگويد. شايسته نيست كسي به فرزند خود وعدهاي بدهد و به آن وفا نكند.
آن حضرت ميفرمايند: رسول خدا(ص) فرمود: اگر يكي از شما به فرزند خود وعدهاي داد، بايد به آن وفا كند و از عهد خود تخلف ننمايد.
بها دادن به كار كودك
رسول خدا(ص) بر آنچه درباره پرورش كودكان و شخصيت دادن به آنان براي پيراون خود فرموده، تمام نكات را نيز خود انجام ميداد. يكي از شيوههاي آن حضرت اين بود كه براي كارهاي كوكان ارزش قائل بود.
از عمرو بن حريث چنين روايت شده كه گفت: رسول خدا(ص) از كنار عبدالله بن جعفر بن ابي طالب گذشت. او در حالي كه فرزند كوچكي بود حضرت درباره او چنين دعا كرد. خداوندا، در كار معامله يا تجارت به او بركت عنايت فرما.
بلند شدن در برابر كودكان
يكي از شيوههايي كه رسول گرامي اسلام انجام ميداد و بدين وسيله براي كودكان شخصيتي قايل ميشد، اين بود كه گاهي به احترام كودك خود، سجده نماز را طولاني ميكرد و يا براي احترام به كودك مردم، نماز را با سرعت پايان ميداد و در هر صورت به كودكان احترام ميگذاشت و عملاً به مردم درس پرورش شخصيت كودكان را ميآموخت.
روزي پيامبر(ص) نشسته بود. امام حسن و امام حسين(ع) وارد شدند، حضرت به احترام آنان از جا برخاست و به انتظار ايستاد. چون كودكان در راه رفتن ضعيف بودند، لحظاتي چند طول كشيد. بدين جهت پيامبر(ص) به سوي آنان رفت و استقبال كرد. آغوش خود را گشود و هر دو را بر دوش خويش سوار كرد و به راه افتاد و ميفرمود: فرزندان عزيز، مركب شما چه خوب مركبي است و شما چه سواران خوبي هستيد.
آن حضرت در برابر حضرت زهرا عليها السلام نيز به طور تمام قد بر ميخاست.
پيامبر سرمشق مردم است.
خداوند در قرآن ميفرمايد:
«لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة»
«در واقع رسول خدا(ص) براي شما بهترين سرمشق و پيشوايي است كه ميتوانيد از وجودش بهرهمند گرديد.»
رسول گرامي اسلام در طول تاريخ، بزرگترين سرمشق بشريت بوده است؛ زيرا پيش از اين كه با گفتار خود مربي و راهنماي مردم باشد، با رفتار شخصي خويش بهترين تربيت كننده و راهبر بود.
شخصيت پيامبر(ص) نمونهاي براي يك روزگار، نسل، ملت، مذهب و مكان خاص نميباشد، بلكه يك سمبل جهاني و هميشگي براي تمام مردم در همه زمانهاست.
ما در اين جا با توجه و استناد به شواهد و مدارك معتبر، به رفتار و شيوههاي عملي رسول گرامي درباره كودكان و جوانان ميپردازيم.
نياز به محبت از نيازهاي اساسي انسان است كه از ابتداي وجود تا زمان مرگ در انسان وجود دارد.
پيامدها و نتايج
محبت والدين به فرزند بهتر است كه در رفتار نشان داده و اظهار شود.
محبت به كودك موجب سلامت جسمي، رواني، قدرشناسي، اعتماد به نفس و مصونيت از انحراف كودك ميشود.
رسول خدا(ص) ميفرمود: «من بچه ها را به جهت پنج خصوصيت دوست دارم:
آنكه بسيار گريه ميكنند و ديده گريان كليد جنت است؛
آنكه با خاك بازي ميكنند (متكبر و پر نخوت نيستند)
آنكه با يكديگر دعوا ميكنند اما زود آشتي كرده و كينه به دل نميگيرند؛
آنكه چيزي براي فرداي خود ذخيره نميكنند، چون آرزوي دور و دراز ندارند؛
آنكه خانه ميسازند و بعد خراب ميكنند، دلبسته و وابسته به چيزي نيستند.»
نياز به محبت متقابل (انيكه فرد هم بتواند مورد محبت واقع شود و هم بتواند به ديگران محبت نمايد) از نيازهاي اساسي انسان به شمار ميرود. براساس تحقيقات روانشناسي اين نياز در سراسر زندگي فرد، خصوصاً در سالهاي اوليه زندگي نقشي موثر دارد. چنانكه رشد و سلامت شخصيت كودك همان اندازه كه به نيازهاي بدني مبتني است، نيازمند به محبت ميباشد.
علاقه به فرزند يك امر طبيعي است،كمتر پدر و مادري پيدا ميشود كه قلباً فرزند خود را دوست نداشته باشند. انسانهاي رشد يافته كه درجاتي از كمال را طي نمودهاند تمامي كودكان را دوست دارند، چون تمامي هستي را جلوههاي خداوندي ميدانند و كودكان نيز يكي از جلوههاي خداوند ميباشند.
«كودكان به محبتي نيازمندند كه آثار آن را در رفتار والدين (بزرگترها) مشاهده و لمس نمايند. محبتهاي قلبي والدين نسبت به كودكان بايد در نوازشها، بوسهها، در آغوش گرفتنها، تبسمها و حتي آهنگ محبت آميز سخنان والدين مشاهده شود. ممكن است والدين فرزند خود را دوست داشته باشند، اما اين محبت را اظهار نكنند، اين نوع محبت تأثير چنداني ندارد وگاه اثر منفي دارد. چون تفكر كودك در سطح عينيات ميباشد و هر چيزي را كه مشاهده و لمس كند برايش معني و مفهوم پيدا ميكند.»
بنابراين والدين بايد دوست داشتن و علاقه خويش را در رفتار نشان داده و ابراز نمايند، محبت را بايد از دل به زبان و عمل آورد تا كودك، آن را با تمام وجود احساس و لمس كند.
پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد: «هرگاه يكي از شما كسي را دوست دارد بايد او را آگاه گرداند.»
امام صادق(ع) ميفرمايند: حضرت موسي از خداي متعال سوال كرد افضل اعمال چيست؟ فرمود: «دوست داشتن فرزندان بهترين اعمال است، زيرا آفرينش آنان بر توحيد است و اگر مرگشان فرارسيد، به رحمت من داخل بهشت خواهند شد.»
و نيز امام صادق(ع) فرمود: «خدا بندهاش را به واسطه شدت محبتي كه نسبت به فرزند خود دارد، مورد مرحمت قرار ميدهد.»
فضل بن عمر ميگويد بر امام كاظم(ع) وارد شدم ديدم آن حضرت فرزند علي بن موسي الرضا را در دامان خود نشانده او را ميبوسد و زبانش را ميمكد و گاه بر شانهاش ميگذارد و گاه او را در آغوش ميگيرد و ميگويد: پدرم فداي تو باد. چه بوي خوشي داري و چه اخلاق پاكيزهاي و چه روشن و آشكار است، فضل و دانشت.
اظهار محبت و علاقه پيامبر به كودكان
مهر وعطوفت رسول اكرم(ص) شامل همه كودكان ميشد، رسول اكرم(ص) وقتي از سفري مراجعت ميفرمودند و در راه با كودكان مواجه ميشدند به احترام آنان ميايستادند، كودكان ميآمدند، حضرت بعضي را در آغوش ميگرفتند و بعضي را بر پشت و دوش خود سوار ميكردند و به اصحاب خويش نيز توصيه ميفرمودند كه چنين كنند، بچهها از اين صحنههاي مسرت آميز بياندازه خوشحال ميشدند و اين خاطرات شيرين را هرگز فراموش نميكردند.
روزي پيامبر(ص) نشسته بودند، امام حسن و حسين(ع) وارد شدند، حضرت به احترام آنها از جاي برخاستند و به انتظار ايستادند، كودكان در راه رفتن ضعيف بودند، لحظاتي چند طول كشيد، نرسيدند. آن حضرت به طرف كودكان پيش رفتند و از آنان استقبال نموده آغوش باز كرده و هر دو را بر دوش خود سوار نمودند و به راه افتادند و در همان حال فرمودند:
«فرزندان عزيز، مركب شما چه خوب مركبي است و شما چه سواران خوبي هستيد.»
گاهي مادران، كودكان خردسال خويش را به پيامبر گرامي اسلام ميدادند كه براي آنها دعا كند، اتفاق ميافتاد كه احياناً آن كودكان جامه ايشان را در اثر ادرار آلوده ميكردند، مادران ناراحت و شرمنده ميشدند و حضرت به آنان ميفرمود: ادرارش را قطع مكنيد و كودك را به حال خود ميگذاشت تا ادرارش تمام شود، سپس برايش دعا ميكرد يا نامي براي او انتخاب مينمود و بدين ترتيب باعث سرور و شادي پدر و مادر طفل ميگشت، و آنها احساس نميكردند كه پيامبر از ادرار فرزندشان ناراحت شده باشد.
تأثير محبت بر روي كودكان
محبت براي انسان يك نياز طبيعي است، چنانكه انسان به آب و غذا نياز دارد به محبت نيز نياز دارد. انسان نفس خويش را طبعا دوست دارد و دلش ميخواهد كه محبوب ديگران نيز باشد. كودك بيش از بزرگترها به اين آب حيات نياز دارد.
محبت چون يك نياز طبيعي است، وجود و عدم آن، در تعادل روح تأثير فراوان دارد. كودكي كه در محيط گرم محبت پرورش مييابد، رواني شاد و دلي آرام و با نشاط دارد. به زندگي اميدوار و دلگرم است، خود را در اين جهان پرآشوب تنها و بيكس نميداند، تا تعادل و آرامش نفساني خويش را از دست بدهد.در پرتو محبت، صفات عالي انسانيت، و عواطف و احساسات؛ كودك به خوبي پرورش مييابد و نتيجه آن، پرورش انساني متعادل خواهد بود.
سلامت جسم: احساس محبوبيت، در آرامش نفس تأثير دارد و آرامش نفس نيز بدون شك در سلامت اعصاب و جسم تأثير متقابل خواهد داشت. جسم و جان كودكي كه از محبتهاي گرم پدر و مادر اشباع ميشود و از آرامش نفساني و اعتماد برخوردار است، بهتر از كودكي است كه محروم از چنين نعمت بزرگي رشد و پرورش يافته است.
اظهار محبت كودك در محيط گرم محبت، اظهار محبت را از پدر ومادر ياد ميگيرد، خوش قلب و خيرخواه و انسان دوست بار ميآيد، چون طعم شيرين محبت را چشيده در فرداي زندگي حاضر است اين آب حيات را به ديگران نيز ايثار كند. چنين انساني وقتي بزرگ شد، همين اظهار محبت را نسبت به همسر، فرزندان، دوستان ومعاشرين و همه انسانها انجام خواهد داد. با محبتهاي گرم خود همه را شاداب ميگرداند و در مقابل، از محبتهاي متقابل ديگران نيز برخوردار خواهد شد.
به محبت كننده علاقه پيدا ميكند، چون انسان حب ذات دارد، علاقهمندان خود را نيز دوست ميدارد و نسبت به آنان خوش بين ميشود. وقتي كودك مورد محبت پدر و مادر قرار گرفت، متقابلاً به آنان علاقهمند مي گردد.
پدر و مادر را افرادي قدرشناس و خيرخواه و قابل اعتماد ميشناسد و به حرف آنان بهتر گوش ميدهد. چنين پدر ومادري بدون شك بهتر ميتوانند در تربيت صحيح فرزندان خويش موفق باشند.
مصونيت از انحرافات: اظهار محبت،كودك را از ابتلا به عقده نفساني و كمبود و حقارت مصون ميدارد، بر عكس كودكي كه از محبتهاي گرم پدر و مادر محروم بوده، يا نياز او درست اشباع نشده، در نفس خويش احساس محروميت ميكند. نسبت به پدر و مادر و ديگران كه او را دوست ندارند عقده نفساني پيدا ميكند، چنين انساني در معرض هر گونه انحراف و فسادي خواهد بود. به عقيده بسياري از دانشمندان اكثر تندخوييها، خشونتها، لجبازيها، زورگوييها، بدبينيها، اعتيادها، افسردگيها، گوشهگيريها، نااميديها، ناسازگاريهاي افراد، معلول عقده حقارتي است كه در اثر محروميت از محبت به وجود آمده است. در اثر اين عقده حقارت ممكن است دست به دزدي يا قتل نفس يا طغيان بزند تا از پدر و مادر و مردمي كه او را دوست ندارند انتقام بگيرد. حتي ممكن است خودكشي كند تا از وحشت دردناك محبوب نبودن نجات يابد.
بسياري از كودكان و نوجواناني كه از منزل و شهر و ديار خود فرار كردهاند انگيزه فرار خود را كم مهري پدر و مادر معرفي كردهاند.
آب و غذا دادن به كودكان
درباره پيامبر(ص) گفتهاند:
(بر كوچك و بزرگسال سلام ميكرد.)
يكي از وظايف سنگين و دقيق در راه پرورش و تربيت فرزندان، حفظ عدالت و توازن بين آنان است از اين رو، پدران ومادراني كه داراي چند فرزند هستند، بايد در رفتار خود همه آنان را با نظر عدل و انصاف و مساوات بنگرند و در عمل همگي را به حساب آورند، تا برخي در خود احساس كوچكي ننمايند. اين رفتار را پيامبر(ص) درباره كودكان خود انجام ميداد. در همين راستا درباره آب دادن به فرزندان وعدالت نسبت به آنان چنين نقل گرديده است.
علي(ع) فرمود: رسول خدا(ص) به منزل ما آمد، در حالي كه من، حسن و حسين(ع) زير يك لحاف خوابيده بوديم. حسن(ع) آب خواست، رسول خدا(ص) برخاست و ظرف آبي آورد. در همين هنگام حسين(ع) از خواب بيدار شد آب خواست، اما رسول خدا(ص) ابتدا به او آب نداد.
فاطمه(س) فرمود: گويا حسن(ع) را بيشتر از حسين(ع) دوست داري اي رسول خدا؟ پيامبر(ص) فرمود: حسن پيش از حسين(ع) آب خواست، من، تو، حسن وحسين(ع) و اين كه خوابيده (علي(ع)) روز قيامت در يك مكان قرار خواهيم داشت!!
رسول خدا(ص) خود به كودكانش غذا ميداد. اين رفتار بيانگر آن است كه توجه كاملي به روحيات فرزندان خود داشته است.
سلمان گويد: وارد خانه رسول خدا(ص) شدم. حسن و حسين(ع) نزد وي غذا ميخوردند. آن حضرت گاهي لقمهاي در دهان حسن(ع) و گاهي در دهان حسين(ع) مينهاد. پس از آن كه خوردن غذا به پايان رسيد، آن حضرت، حسن(ع) را بر دوش خود و حسين(ع) را روي زانوي خود نهاد. آنگاه رو به من كرد و فرمود: اي سلمان! آيا آنان را دوست داري؟ گفتم: اي رسول خدا(ص) چگونه آنان را دوست نداشته باشم در حالي كه ميبينم چه اندازه نزد شما مقام و ارزش دارند؟
سلام كردن به كودكان
يكي از روشهاي نيكويي كه رسول گرامي اسلام بر جاي نهاده است، سلام كردن به كودكان ميباشد، چرا كه كودكان در عين اين كه خردسال هستند و بازيگوشي دارند و از مسؤوليتها گريزان ميباشند، ولي خوب ميفهمند و محبت را درك ميكنند.
اين شيوه رسول خدا(ص) بر خلاف ديدگاه گروهي كوتاه انديش و جاهل است كه جايي براي كودكان در ميان خود نميشناسند و فرزندان را جداي از خود و ناچيز ميدانند. اما در مكتب اسلام سفارش شده كه آنها نيز همگي شايسته همان رفتاري هستند كه يك بزرگسال در خور آن ميباشد. آري، پيامبر(ص) به كودكان احترام ميگذاشت و تلاش ميكرد كه آنان وارد محيط اجتماع شوند. درباره سلام كردن به كودكان روايات بيشماري نقل شده است از آن جمله:
انس بن مالك گويد:حضرت محمد(ص) در رهگذري با چند كودك خردسال مواجه گشت و به آنان سلام كرد و غذا داد.
و در حديث ديگري گويد: پيامبر(ص) نزد ما آمد، ما كودك بوديم، بر ما سلام كرد.
امام باقر(ع) ميفرمايند: رسول خدا(ص) ميفرمود: پنج چيز است كه تا لحظه مرگ آنها را ترك نميكنم. يكي از آنها سلام كردن به كودكان است.
در حديث ديگر نقل شده كه: پيامبر(ص) بر كوچك و بزرگسالان سلام ميكرد. و در سلام كردن بر ديگران،حتي به كودكان پيشي ميگرفت. و هر كس را ميديد، نخست او سلام ميكرد و با آنان دست ميداد.
در حديث ديگري فرمود: در سلام كردن به كودكان مراقبت دارم، تا پس از من به صورت يك سنت ميان مسلمانان بماند و همه بدان عمل كنند.
بوسيدن كودكان
يكي ديگر از شيوههاي رسول خدا(ص) نسبت به كودكان بوسيدن آنان بوده است. اثر وضعي اين رفتار اين است كه علاقه بين پدر و مادر و فرزند را عميق ميسازد و از سوي ديگر بهترين روش براي برطرف ساختن عطش فرزند از آب محبت ميباشد. بوسه نشان ميدهد كه پدر و مادر درباره فرزند خود مهربان هستند و از سوي ديگر، نهال محبت و علاقه را در وجود فرزند زنده ميسازد و فرزند هم از علاقه پدر و مادر نسبت به خود آگاه ميشود و نيروي تازهاي در او به وجود ميآيد.
جالب توجه اين كه احترام رسول خدا(ص) نسبت به فرزندان خود، بيشتر در حضور مردم انجام ميشد و آن دو فايده دارد.
اول اين كه؛ ريشه شخصيت فرزندان، با احترام گذاشتن در حضور مردم بهتر تقويت ميشود.
دوم؛ رسول خدا(ص) از اين راه طريقه پرورش كودك را به مردم ميآموخت.
پيامبر(ص) فرمود: كسي كه فرزند خود را ببوسد، خداوند براي او يك حسنه مينويسد و كسي كه فرزند خود را خوشحال سازد، خداوند هم روز قيامت او را خوشحال ميكند.
عايشه گويد: مردي نزد رسول خدا(ص) آمد وگفت: آيا كودكان را ميبوسيد؟ من هرگز كودكي را نبوسيدهام. رسول خدا(ص) فرمود: من چه كنم كه خداوند رحمتش را از قلب تو گرفته است؟
در حديث ديگر آمده است كه مردي نزد رسول خدا(ص) آمد وگفت: من تاكنون هرگز كودكي را نبوسيدهام! همين كه رفت پيامبر(ص) فرمود: اين مرد به نظر من اهل آتش و دوزخ ميباشد.
در روايت ديگر آمده: رسول خدا(ص) حسن و حسين(ع) را بوسيد، «أقرع بن حابس» گفت: من ده فرزند دارم كه هرگز يكي از آنان را نبوسيدهام!! رسول خدا(ص) فرمود: من چه كنم كه خداوند رحمتش را از تو گرفته است؟
علي(ع) فرمود: فرزندان خود را ببوسيد؛ زيرا براي شما در هر بوسيدن درجه و مقامي است.
امام صادق(ع) فرمود: فرزندان خود را بسيار ببوسيد،زيرا به خاطر هر بار بوسيدن، خداوند درجهاي به شما عنايت خواهد فرمود.
ابن عباس گويد من نزد پيامبر(ص) بودم به زانوي چپ وي، فرزندش ابراهيم قرار داشت و بر زانوي راستش امام حسين(ع) نشسته بود. آن حضرت گاه ابراهيم وگاهي حسين(ع) را ميبوسيد.
عدالت نسبت به كودكان
يكي از نكاتي كه والدين بايد درباره كودكان در نظر داشته باشند، موضوع برقرار كردن عدالت در ميان آنها است، زيرا فرزندان بايد از همان آغاز، طعم عدالت را بچشند و خوبي آن را لمس كنند و با آن آشنا شوند و آن را لازمه زندگاني خود و جامعه بدانند و از بيعدالتي و ظلم و تبعيض گريزان باشند چرا كه در زندگي كودكان هيچ چيزي كوچك نيست، از اين جهت كوچكترين امور نيز در اجراي عدالت لازم به نظر ميرسد.
علي(ع) ميفرمايد: پيامبر(ص) مردي را ديد كه دو كودك داشت. يكي را بوسيد و ديگري را نبوسيد. آن حضرت فرمود: چرا بين آنان با عدالت رفتار نميكني؟
ابي سعيد خدري گويد: رسول خدا(ص) روزي به خانه دخترش فاطمه(س) رفت. علي(ع) در بسترش خوابيده بود. حسن و حسين(ع) نيز دركنار آنان بودند. آنان آب خواستند. رسول خدا(ص) براي آنان آب آورد.حسين(ع) جلو آمد. پيامبر(ص) فرمود: برادرت حسن(ع) از تو جلوتر آب خواست. فاطمه(س) فرمود: حسن(ع) را بيشتر دوست داري؟ آن حضرت فرمود:هر دو نزد من مساويند، هيچ كدام بر ديگري برتري ندارند. (اما بايد عدالت اجرا شود و هركدام به نوبت خود آب بنوشند.)
انس گويد: مردي نزد پيامبر(ص) نشسته بود. پسر او آمد، پدر، او را بوسيد و روي زانوي خود نشاند. سپس دختر آن مرد آمد (بدون اين كه او را ببوسد)، وي را كنار خود نشانيد. پيامبر(ص) فرمود: چرا بين آنان با عدالت رفتار نكردي؟ علي(ع) فرمود: بين فرزندان خود با عدالت رفتار كنيد، همانگونه كه مايليد بين شما با عدالت رفتار نمايند.
پيامبر و بوسيدن امام حسن و امام حسين(ع)
رسول خدا(ص) علاوه بر بوسيدن دخترش فاطمه(س) فرزندان وي، امام حسن و امام حسين(ع) را نيز دوست ميداشت و ميبوسيد.
ابوهريره گويد: پيامبر(ص) همواره حسن و حسين(ع) را ميبوسيد. عُيينه از انصار گفت: من ده فرزند دارم كه هرگز هيچ كدام را نبوسيدهام، آن حضرت فرمود: كسي كه رحم نكند بر او رحم نخواهد شد.
سلمان فارسي گويد: من بر پيامبر(ص) وارد شدم، ديدم حسين(ع) را بر زانوي خود نهاده و پيشاني و گاهي لبان او را ميبوسد!
ابن ابي الدنيا گويد: زيدبن ارقم در مجلس عبيدالله بن زياد، هنگامي كه مشاهده كرد آن فاسق با چوبدستي خود بر لبان امام حسين(ع) ميزند خطاب به عبيدالله گفت:
چوب دستي خود را بردار. به خدا سوگند، بارها ديدم كه پيامبر(ص) ميان اين دو لب را ميبوسيد اين سخن را گفت و گريست. ابن زياد گفت: خدا چشمت را بگرياند، اگر پيرمرد نبودي و عقلت تباه نشده بود، هم اكنون دستور ميدادم گردنت را بزنند.
زمخشري گويد: رسول خدا(ص) حسن(ع) را در برگرفت و بوسيد. سپس او را روي زانوي خود نهاد و فرمود: حلم و صبر و هيبت خود را به او بخشيدم. آنگاه حسين(ع) را در برگرفت و بوسيد، روي زانوي چپ خود نشانيد و فرمود: به او نيز شجاعت، جود و سخاوت خود را بخشيدم.
پيامبر و بوسيدن فاطمه
پيامبر(ص) دخترش فاطمه(س) را بسيار دوست ميداشت و با اين كه وي داراي همسر و فرزند بود، رسول خدا(ص) او را ميبوسيد.
ابان بن تغلب گويد: پيامبر(ص) دخترش فاطمه(س) را بسيار ميبوسيد.
امام باقر و امام صادق(ع) فرمودهاند: پيامبر(ص) شبها پيش از خوابيدن، فاطمه(س) را ميبوسيد و صورت خود را بر سينه دخترش مينهاد و براي او دعا ميكرد.
عايشه گويد: رسول خدا(ص) روزي زير گلوي فاطمه(س) را بوسيد. من به آن حضرت گفتم: اي رسول خدا(ص) نسبت به فاطمه(س) رفتاري داري كه با ديگران آن را انجام نميدهي؟ پيامبر(ص) فرمود: اي عايشه، من هرگاه به بهشت علاقهمند ميشوم زير گلوي او را ميبوسم.
بازي با كودكان
هر كس نزد وي كودكي است، بايد با او رفتار كودكانه داشته باشد.
يكي از شيوههايي كه در پرورش شخصيت كودكان اثر دارد، شركت بزرگسالان در بازي كردن با آنان ميباشد، زيرا كودكان از يك سو به جهت ضعف و ناتواني جسمي كه در خود احساس ميكنند و از سوي ديگر به علت نيرو وقدرتي كه در بزرگسالان ميبينند و عشقي كه فطرتاً به رشدو تكامل دارند،كارها و رفتار بزرگان را تقليد ميكنند و خود را همانند آنان جلوه ميدهند.
هنگامي كه والدين خودشان را تا پايه كودكان تنزل ميدهند و در بازي كردن با آنها شركت ميكنند، مسلماً كودك مسرور و خوشحال ميشود و به هيجان ميآيد و در درون خود احساس ميكند كه كارهاي كودكانه او بسيار مهم است.
بنابراين بازي كردن با كودكان از سوي بزرگترها در برنامههاي تربيتي كنوني، ارزشمند است و دانشمندان روانشناس، اين روش را يكي از وظايف پدر و مادر ميدانند.
تي اچ موريس T.H.MORRIS در كتاب درسهايي براي والدين مينويسد:
با فرزندان خود رفيق و دوست باشيد، و با آنان بازي كنيد، برايشان داستان بگوييد و با آنها گفتگوهاي دوستانه و صميمي داشته باشيد. بهويژه پدران و مادران بايد بدانند كه خود را هم سطح بچهها قرار دهند و با زباني سخن گويند كه آنها درك كنند و بفهمند.
يكي ديگر از روانشناسان مينويسد:
لازم است پدر در تفريحات و سرگرميهاي كودكان شركت كند. اين حسن تفاهم ضروري به نظر ميرسد. البته زمان و مكان و فصلهاي زندگاني نسبت به آنها مختلف است. پدري كه در بازيهاي كودكانش شركت ميكند، بدون شك وقت اندكي دارد، اما با در نظر گرفتن ارزش آن، كه همان پايين آمدن پدر تا سطح فرزندان است، در نظر كودك بسيار مهم است. پس بايد براي آن وقت گذاشت اگر چه بسيار اندك باشد.
سوار كردن كودكان
يكي ديگر از شيوههاي رفتاري پيشواي بزرگوار اسلام با كودكان اين بود كه آنان را پشت سر خود و گاهي جلوي خويش بر مركب سوار ميكرد. اين روش از نظر رواني براي كودكان بسيار جالب توجه بود. چرا آنان براي خود، اين حركت رسول خدا(ص) را افتخاري بس گرانقدر وارزنده ميدانستند و خاطرهاي فراموش ناشدني براي آنان بود.
همان گونه كه يادآور شديم، رهبر عزيز اسلام كودكان خود را بر پشت مبارك سوار ميكرد و با آنان مشغول بازي ميشد. روايات بسياري اين مطلب را نقل كردهاند.
جابر، صحابه گرانقدر رسول خدا(ص) گويد: من بر پيامبر(ص) وارد شدم درحالي كه حسن و حسين(ع) بر پشت آن حضرت سوار بودند، وي با دست و پاهاي خود راه ميرفت و ميفرمود: مركب شما نيكو مركبي است و شما نيز نيكوسواراني هستيد.
ابن مسعود گويد: پيامبر(ص)، حسن و حسين(ع) را بر پشت خود حمل ميكرد در حالي كه حسن را بر طرف راست خود و حسين را بر طرف چپ خود سوار كرده بود. هنگامي كه حركت مي كرد، ميفرمود: مركب شما نيكو مركبي است و شما نيز نيكو سواراني هستيد. پدرتان از شما بهتر است.
سوار كردن كودكان مردم را، بر مركب خود
رسول خدا(ص) همان گونه كه با فرزندان خود رفتار ميكرد، با فرزندان يارانش نيز رفتار مينمود و آنان را بر مركب خود سوار ميكرد. در اين زمينه چند مورد را يادآور ميشويم.
عبدالله فرزند جعفر بن ابيطالب گويد:رسول خدا(ص) روزي مرا پشت سر خود سوار كرد و حديثي را براي من نقل كرد كه به هيچ كس از مردم باز نخواهم گفت!
روايت شده هرگاه رسول خدا(ص) از سفر باز ميگشت و با كودكان برخورد مينمود؛ ميايستاد سپس دستور ميداد آنان را بلند نمايند، برخي را جلوي خود و بعضي را پشت سرش سوار ميكرد. پس از آن مدتي ميگذشت، آنان به يكديگر ميگفتند: رسول خدا(ص) مرا جلوي خود سوار كرد ولي تو را پشت سرش سوار نمود!! و برخي ديگر ميگفتند: رسول خدا(ص) به اصحابش دستور داد، تا اين كه تو را پشت سر وي سوار مركب كنند.
فضيل بن يسار گويد: شنيدم امام باقر(ع) فرمود: پيامبر(ص) از منزل خارج شد تا كاري انجام دهد، فضل بن عباس راديد،گفت: اين كودك را پشت سر من سوار كنيد. از اين رو، آن كودك را پشت سر پيامبر(ص) سوار كردند، و آن حضرت مواظب او بود.
براي چگونگي سوار كردن كودكان بر دوش پيامبر(ص) وجوهي را نقل كردهاند كه يادآور ميشويم.
عبدالله فرزند جعفر گويد: من همراه فثم و عبيدالله؛ فرزندان عباس بودم كه بازي ميكرديم. رسول خدا(ص) از كنار ما گذشت، فرمود: اين كودك (عبدالله بن جعفر را) بلند كنيد، سوار شود. او را بلند كردند و جاي رسول خدا(ص) سوار نمودند. آنگاه فرمود:اين كودك (فثم را) بلند كنيد. او را بلند كردند و پشت سر حضرت سوار شد.
1- هر دو را روي شانه خود به گونهاي نشانيد كه روبروي يكديگر باشند.
2- آن دو را پشت به پشت روي دوش خود سوار كرده است.
3- يكي را روي شانه راست و ديگري را روي شانه چپ خود نشانيد.
4- يكي را به طرف جلو روي شانه راست خود و ديگري را به طرف عقب روي شانه چپ خويش نشانيده است.
غريزه بازي در كودكان
يكي از غريزههايي كه خداوند حكيم در وجود كودكان قرار داده، علاقه به بازي ميباشد. او ميدود، جست و خيز ميكند و گاهي نيز با اسباب بازيهاي خويش سرگرم ميشود و از جابهجا كردن آنها لذت ميبرد. اگر چه اين حركتها در آغاز بيهوده مينمايد، ولي باعث تكامل جسم و جان كودك است و بر اثر آن جسم كودك محكم ميشود و قدرت انديشه و ابتكار در او افزايش مييابد و نيروهاي دروني او آشكار ميشود. شايد يكي از دلايل توجه به بازي كودكان در روايات اسلامي به همين علت بوده باشد.
بازي كردن كودك، تمرين يك نوع استقلال اراده و زنده كردن نيروي خلاقيت و ابتكار است، زيرا هنگامي كه كودك مثلاً مشغول بنايي با وسايل بازي خود است،تمام دستگاه فكر او مانند يك مهندس ساختمان كار ميكند و از موفقيتهاي خود لذت ميبرد، و هنگامي كه در وسط كار به مانعي برخورد ميكند به فكر چاره ميافتد كه در نتيجه، همه اين كارها به رشد فكر و ساختن شخصيت وي تأثير فراوان ميگذارد.
رسول خدا(ص) فرمود: هر كس كه نزد وي كودكي است بايد با او رفتار كودكانه داشته باشد.
و نيز فرمود: رحمت خداوند بر پدري باد كه در راه نيكي و نيكوكاري به فرزند خود كمك كند. به او نيكويي نمايد و مانند كودكي، رفيق دوران كودكي وي باشد، او را دانشمند و با ادب پرورش دهد.
علي(ع) فرمود: فرزند خود را تا هفت سال آزاد بگذار تا به بازي كردن بپردازد.
امام صادق(ع) ميفرمايند: كودك در هفت سال اول بازي ميكند. در هفت سال دوم به آموختن علم ميپردازد، و در هفت سال سوم حلال و حرام (احكام ديني) را ميآموزد.
علي(ع) فرمود: كسي كه كودك دارد، بايد در راه تربيت او رفتار كودكانه داشته باشد.
رفتار پيامبر با كودكان خود در نماز
شداد بن هاد گويد: رسول خدا(ص) در يكي از دو نماز ظهر يا عصر، يكي از دو فرزندش حسن و حسين(ع) را همراه داشت. وي در جلو صفوف ايستاد و امام را سمت راست خود قرار داد. سپس به سجده رفت و آن را طولاني كرد.
راوي از قول پدرش گويد: من از ميان مردم سرم را از سجده بلند كردم، ديدم رسول خدا(ص) در سجده است و كودك بر پشت آن حضرت سوار شده، دوباره به سجده برگشتم. هنگامي كه نماز تمام شد، مردم عرض كردند، اي رسول خدا(ص) در نمازي كه امروز خواندي سجده طولاني داشتي كه در نمازهاي ديگر نداشتي، آيا دستوري به شما در اين باره رسيده؟ يا وحي بر شما نازل شده است؟ فرمود: هيچ كدام از اينها نبود. بلكه پسرم بر پشت من سوار شده بود، نخواستم او را ناراحت كنم. تا هر كاري كه ميخواهد انجام دهد.
در حديث ديگري از ابوبكر نقل شده: حسن وحسين(ع) را ديدم در حالي كه رسول خدا(ص) نماز ميخواند، بر پشت آن حضرت ميپريدند. رسول خدا(ص) آن دو را با دست خود نگه ميداشت تا اين كه بلند شود و پشت وي راست گردد تا آن دو به راحتي بتوانند روي زمين بايستند و هنگامي كه نمازش تمام ميشد آن دو را در دامان خود مينهاد و دست بر سرشان ميكشيد، آنگاه ميفرمود: اين دو پسر من، دو گل خوشبوي من از دنيا هستند.
و در حديث ديگر فرمود: فرزند گل خوشبو است و گل خوشبوي من حسن و حسين(ع) هستند.
در روايتي اين گونه نقل شده: روزي پيامبر(ص) با گروهي از مسلمانان در مكاني نماز ميگزارد، هنگامي كه آن حضرت به سجده ميرفت، حسين(ع) كه كودك خردسالي بود، بر پشت رسول خدا(ص) سوار ميشد و پاهاي خود را حركت ميداد و هي هي ميكرد.
وقتي كه پيامبر(ص) ميخواست سر از سجده بردارد او را ميگرفت و كنار خود روي زمين ميگذارد، اين كار تا پايان نماز ادامه داشت.
يك نفر از يهوديان شاهد اين جريان بود. پس از نماز به رسول خدا(ص) عرض كرد، با كودكان خود به گونهاي رفتار ميكنيد كه ما هرگز انجام نميدهيم.
رسول خدا(ص) فرمود: اگر شما به خدا و فرستاده او ايمان داشتيد، با كودكان خود مهربان بوديد، مهر و محبت پيامبر(ص) نسبت به كودك، مرد يهودي را سخت تحت تأثير قرار داد؛ وي اسلام را پذيرفت.
لازم به ذكر است كه: اين نمازها طبق نقل برخي از محدثان، نمازهاي مستحبي بوده است نه نمازهاي واجب، زيرا نمازهاي مستحبي را در هر حال در گونههاي مختلفي ميتوان برگزار كرد.
كودكان مردم نيز در نظر رسول خدا(ص) مورد احترام بودند و آن حضرت به عواطف روحي و احساسات رواني آنها نيز توجه كامل داشت.
به فرزندان خود احترام گزاريد و با آداب و روش پسنديده با آنها رفتار كنيد.
اهميت تربيت
فرزند از آغاز زاده شدن، تا آنگاه كه از محيط خانواده جدا ميشود و زندگي مشتركي را با ديگران آغاز ميكند، بايد دو دوره تربيتي را بگذراند.
1- دوران كودكي كه شامل يك تا هفت سالگي ميشود، و اين زماني است كه كودك آمادگي چنداني براي تربيت مستقيم ندارد،چرا كه او دنياي خود را نميشناسد.
2- از هفت تا چهارده سالگي، كه در اين دوران عقل به تدريج رشد ميكند و براي فعاليتهاي فكري آماده ميشود و ميتواند بياموزد و تعليم ببيند.
در دوران نخست، تربيت بايد غير مستقيم باشد و هيچ گاه امر و نهي تربيتي نبايد با فشار روحي همراه باشد. بلكه كودك از طريق اطرافيان خود با ادب و تربيت آشنا ميشود و اصل پايههاي نخست اخلاقي وي پيريزي ميگردد و از محيط خود خاطرههاي خوب و رفتارهاي مناسب را در ذهن خود ثبت و ضبط ميكند. در دوران دوم نيز، نبايد كودك را آزاد گذاشت و خلافهاي او را ناديده گرفت، بلكه بايد از بيادبيهاي وي جلوگيري كرد، نظم و انضباط را به وي آموخت و از بازيگوشي و بيهوده گذراني اوقات او جلوگيري و به كارهاي عبادي و نيكو تشويق كرد.
متأسفانه بيشتر مردم نميدانند كه تربيت فرزندان خود را از چه زماني بايد شروع كنند. برخي از پدر و مادرها بر اين باورند كه تربيت پس از تمام شدن شش سالگي و برخي ميگويند آغاز تربيت از سه سالگي است.
اما اين انديشهها اشتباه است؛ زيرا هنگامي كه سه سالگي كودك تمام شد، 75 درصد صفات خوب و بد در كودك شكل گرفته است.
عدهاي از روانشناسان بر اين باورند كه تربيت كودك از همان روز اول تولد است. اما برخي ديگر تا اندازهاي احتياط ميكنند و شروع تربيت كودك را از روز اول ماده دوم زاده شدن كودك ميدانند، اما در تحقيقات عملي دقيق در دانشگاه «شيكاگو» به اين نتيجه رسيدند كه:
هر كودك سالم تقريباً سطح هوش خود را 50 درصد در چهارسالگي، 30 درصد در هشت سالگي، و 20 درصد در هفده سالگي به دست ميآورد. پس هر كودك چهار ساله 50 درصد قدرت هوشي دارد و تغييرات بين 2 تا 3 سالگي به مراتب بيشتر و مهمتر از تغييرات بين 8 تا 9 سالگي ميباشد.
براي تربيت كودك از كجا شروع كنيم
براي آن كه آموزش و تربيت مفيد واقع شود، خيلي زودتر از آنچه كه امروزه فكر ميكنند بايد شروع كرد، يعني از همان هفتههاي پس از تولد، نخست بايد منحصراً به مسائل فيزيولوژيكي و پس از سال اول به مسائل رواني توجه شود.
يك نكته قابل ذكر اين است كه ارزش زمان براي كودك يكسان نيست، زيرا مدت يك روز در يك سالگي به مراتب طولانيتر از يك روز در دوران سي سالگي ميباشد. و شايد شش برابر، بيشتر از حوادث فيزيولوژيكي و رواني را شامل شود. بنابراين نبايد چنين دوران پر مايه كودكي را بدون بهره برداري گذاشت. به احتمال زياد در طول شش سال اول زندگي، نتيجه اجراي مقررات زندگي قطعيتر است.
بدين جهت است كه حضرت علي(ع) ميفرمايد:
من لم يتعلم في الصغر لم يتقّدم في الكبر.
«كسي كه در كودكي چيزي نياموزد، در بزرگي نميتواند بزرگي كند.»
بنابراين، دوران كودكي بهترين زمان براي فرا گرفتن راه و روش درست زندگي ميباشد. زير ا قدرت تقليد و اقتباس و يادگيري كودك بسيار شديد است. كودك در اين زمان تمام حركات، گفتار و رفتار اطرافيان خود را با تمام دقت، همانند فيلم عكاسي در خود ضبط ميكند.
از اين رو، همزمان با رشد و تكامل جسم كودك، بايد روان او را به راه صحيح هدايت كرد تا صفات پسنديده در وجودش قرار گيرد. زيرا، كودكاني كه با شيوه درست تربيت نشدهاند، تغيير صفات اخلاقي آنان در بزرگسالي بسيار دشوار مينمايد.
خوشبختترين و سعادتمندترين افراد كساني هستند كه از آغاز، با پرورش درست و سالم رشد يافتهاند و صفات برجسته و ارزشمند، آويزه گوش و جان آنان شده است.
برخي از روانشناسان، كودك را همانند نهال كوچكي دانستهاند كه باغبان به آساني ميتواند با برنامههاي صحيح وضع او را تغيير دهد. ولي كساني كه همانند درخت كهنسال به پرورشهاي پليد و ناپسند عادت كردهاند، اصلاح آنان بسيار دشوار است، و كسي كه ميخواهد رفتار اين گونه افراد را تغيير دهد بايد دشواريهاي فراواني را تحمل كند.
شخصيت دادن به كودك
در دنياي كنوني به كودك بسيار اهميت ميدهند. پرورش كودكان و احترام به شخصيت آنان در خانواده و اجتماع مورد توجه كامل دولت و ملت است؛ اما با همه اين مسائل، آن اندازه كه پيشواي مسلمانان به تربيت كودكان توجه داشته است، دنياي امروز به آن توجه ندارد.
اگر چه، گاهي حكمرانان و زمامداران كشورهاي متمدن به يتيمخانههاو كودكستانها ميروند و يكي دو ساعت را با آنان ميگذرانند و گاهي برخي از آنان را در آغوش ميگيرند و از اين صحنهها، عكسها و فيلمهايي تهيه ميكنند، و پيرامون آن مقالات بسياري مينويسند و از اين راه مراتب احترام خويش را نسبت به كودك در افكار عمومي منعكس ميكنند، اما تاكنون هيچ فردي همانند رسول گرامي اسلام در نهايت سادگي و مهرباني در كوچه و خيابان اين گونه به كودكان مهرباني و محبت نكرده و آنان را در آغوش نگرفته است. بنابراين پيامبر(ص) نسبت به تمام كودكان، خواه فرزندان خود و يا اطفال ديگران محبت مخصوص داشت، از اين رو، درباره آن حضرت نوشتهاند كه: و التلطّف بالصبّيان من عادة الرّسول يعني: «مهرباني درباره كودكان از شيوههاي مخصوص پيامبر(ص) بوده است.»
همين شيوه را ديگر پيشوايان ديني و امامان شيعه نيز ادامه دادند، و براي كودكان شخصيت قائل بودند كه به چند مورد اشاره ميكنيم:
حسن معاشرت
يكي از اساسيترين عوامل ايجاد شخصيت در كودك، حسن معاشرت و رفتار نيكو با اوست، كه رسول خدا(ص) در يك عبارت بسيار كوتاه بيان فرموده و آشكارا اجراي آن را به پيروانش دستور داده است: به فرزندان خود احترام گذاريد و با آداب و روش پسنديده با آنها رفتار كنيد.
بنابراين، كساني كه ميخواهند فرزند با شخصيت داشته باشند، بايد حتماً با آموزش پسنديده آنها را راهنمايي كنند، و از رفتار زشت و ناپسند و توهين آميز بپرهيزند، زيرا با روش ناپسند هرگز نميتوان فرزندان ارزنده و با شخصيتي تربيت كرد.
وفاي به عهد
وفاي به عهد يكي از عواملي است كه اعتماد را در كودك به وجود ميآورد و در رشد شخصيت او بسيار مؤثر است. پيشوايان راستين اسلام درباره وفاي به عهد نسبت به كودك سفارشهاي فراواني كردهاند كه چند نمونه از آن را يادآور ميشويم.
حضرت علي(ع) ميفرمايد: شايسته نيست انسان به جدي و يا به شوخي، دروغ بگويد. شايسته نيست كسي به فرزند خود وعدهاي بدهد و به آن وفا نكند.
آن حضرت ميفرمايند: رسول خدا(ص) فرمود: اگر يكي از شما به فرزند خود وعدهاي داد، بايد به آن وفا كند و از عهد خود تخلف ننمايد.
بها دادن به كار كودك
رسول خدا(ص) بر آنچه درباره پرورش كودكان و شخصيت دادن به آنان براي پيراون خود فرموده، تمام نكات را نيز خود انجام ميداد. يكي از شيوههاي آن حضرت اين بود كه براي كارهاي كوكان ارزش قائل بود.
از عمرو بن حريث چنين روايت شده كه گفت: رسول خدا(ص) از كنار عبدالله بن جعفر بن ابي طالب گذشت. او در حالي كه فرزند كوچكي بود حضرت درباره او چنين دعا كرد. خداوندا، در كار معامله يا تجارت به او بركت عنايت فرما.
بلند شدن در برابر كودكان
يكي از شيوههايي كه رسول گرامي اسلام انجام ميداد و بدين وسيله براي كودكان شخصيتي قايل ميشد، اين بود كه گاهي به احترام كودك خود، سجده نماز را طولاني ميكرد و يا براي احترام به كودك مردم، نماز را با سرعت پايان ميداد و در هر صورت به كودكان احترام ميگذاشت و عملاً به مردم درس پرورش شخصيت كودكان را ميآموخت.
روزي پيامبر(ص) نشسته بود. امام حسن و امام حسين(ع) وارد شدند، حضرت به احترام آنان از جا برخاست و به انتظار ايستاد. چون كودكان در راه رفتن ضعيف بودند، لحظاتي چند طول كشيد. بدين جهت پيامبر(ص) به سوي آنان رفت و استقبال كرد. آغوش خود را گشود و هر دو را بر دوش خويش سوار كرد و به راه افتاد و ميفرمود: فرزندان عزيز، مركب شما چه خوب مركبي است و شما چه سواران خوبي هستيد.
آن حضرت در برابر حضرت زهرا عليها السلام نيز به طور تمام قد بر ميخاست.
پيامبر سرمشق مردم است.
خداوند در قرآن ميفرمايد:
«لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة»
«در واقع رسول خدا(ص) براي شما بهترين سرمشق و پيشوايي است كه ميتوانيد از وجودش بهرهمند گرديد.»
رسول گرامي اسلام در طول تاريخ، بزرگترين سرمشق بشريت بوده است؛ زيرا پيش از اين كه با گفتار خود مربي و راهنماي مردم باشد، با رفتار شخصي خويش بهترين تربيت كننده و راهبر بود.
شخصيت پيامبر(ص) نمونهاي براي يك روزگار، نسل، ملت، مذهب و مكان خاص نميباشد، بلكه يك سمبل جهاني و هميشگي براي تمام مردم در همه زمانهاست.
ما در اين جا با توجه و استناد به شواهد و مدارك معتبر، به رفتار و شيوههاي عملي رسول گرامي درباره كودكان و جوانان ميپردازيم.
نياز به محبت از نيازهاي اساسي انسان است كه از ابتداي وجود تا زمان مرگ در انسان وجود دارد.
پيامدها و نتايج
محبت والدين به فرزند بهتر است كه در رفتار نشان داده و اظهار شود.
محبت به كودك موجب سلامت جسمي، رواني، قدرشناسي، اعتماد به نفس و مصونيت از انحراف كودك ميشود.
رسول خدا(ص) ميفرمود: «من بچه ها را به جهت پنج خصوصيت دوست دارم:
آنكه بسيار گريه ميكنند و ديده گريان كليد جنت است؛
آنكه با خاك بازي ميكنند (متكبر و پر نخوت نيستند)
آنكه با يكديگر دعوا ميكنند اما زود آشتي كرده و كينه به دل نميگيرند؛
آنكه چيزي براي فرداي خود ذخيره نميكنند، چون آرزوي دور و دراز ندارند؛
آنكه خانه ميسازند و بعد خراب ميكنند، دلبسته و وابسته به چيزي نيستند.»
فهرست منابع و مآخذها
چناراني، محمد علي، رفتار پيامبر با كودكان و نوجوانان.
مجيدي، غلامحسين ، نهج الفصاحه.
اميني، اسلام و تعليم و تربيت.
مجلسي وفاء، محمد باقر، بحارالانوار.
غياثي كرماني، سيد محمدرضا، محمد اسوه حسنه (بهترين الگوي زندگي).
مدرسي، محمد تقي، النبي محمد قوه الصديقين.
برگرفته از سایت:http://www.pajooheshkade.org/index.php?option=com_frontpage&Itemid=1
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۲۵ ساعت ۳:۱۷ ب.ظ توسط عباس زنگی آبادی
|
عباس زنگی آبادی اهل زنگی آباد و مدیر دانشجوئی دانشگاه علوم پزشکی کرمان