به قول یه ته از همولایتی یا، میما ، برا ای همه دکتری که ور خاطر رییس جمهوری ، ای همه تغللا میکنن ، یه عمارت چند آشکووه بسازن ، که مردم برن پیششون و اششون ابالائی گرفتاریاشون نسخه بستونن. اصلا بل یه چیز دگه ای بگم :

 بیایین رئیس جمهوری ره ، شورائی کنین. مثه شورای ولاتمون . حیف نیسته ایهمه دکتره ، ول کنن و فقط بچسپن ور یه تشون. ناسلامتی اینا هر کدومشون ادعا دارن که میتونن مملکته ازیرو به اورو کنن .

 یه تشون میتونه آغا مدیر مدرسه بشه. یه تشون بچچا ره چاق کنه . دتاشونم برن خود اشتونی که حرفا دندل دار میزنه ، اختلاط کنن و یه متصصل عکس بندازن . یه تمم دس اندازشهراره پرکنه و یه تمم معلم بچا بشه و وششون شعر بخونه که سرگرم بشن.او یه تمم وشمون نف بفروشه و گرران پولا نفته بیاره بلله تو صندوقو دولتمون که هر وخ اونا دگه خواستن وردارن و بزنن ور دفه کاره شون.

یه وخ نگیین ما قصتی دوشتیم ای حرفا مفته زدیم. نه به جون مادرزنم که همیشه رو سرم جا داره من قصت و غرضی ندارم. تقصیر این هم ولایتی مایه که اینا ره یادم داده ، گفته بگو. البته ای بنده خدا  ، آهنگرعادل و خوبیه. همیشه با روحانی محلمون می گرده و یه پار وختامم میره پیش قالیباف دهمون به کار.

مامم رضائیم به رضا ی خودش. خدایا تو جلیلی خودت کمکمون کن که یه آدم عارف و باخدائی ره ور رییس جمهوری مملکتمون انتخاب کنیم.

یه چی دگه اگه ما رییس جمهور نخایم میما که ره ببینیم؟ نه ای که از رییس جمهورا پیشی خوبی دیدیم. یه چن روزی خوبن . بعدش میزنن زیر قولشون و میخوان هر کار که میکنن هشکی هچچی وششون نگه. نه قانون سرشون میشه و نه فکر آخر و عاقبت شونه میکنن.

 یه کسی نیس به اینا بگه هی بنده خدا تو نماینده مردمی نه نماینده خودت. بل یه چن روزی اوقات مردم سر جاش باشه. ایقده خون به جگر مردم مکن. به خدا جگرمون شلید از بس جوش شما ره زدیم.

         قربون قدتون – عباس مدی زنگی آبادی