جوک کرمونی
یه روز سه تا زن کرمونی نشسته بودن واز لاغری خودشون در ایوما جالی (جوونی) ور هم (برای هم) بولوف میزدن .
اولی میگه : من ایقده لاغر بودم که وقتی میرفتم پشت بوم . مادرم میگف: بپا نیفتی توی کت(سوراخ) لوله بخاری ؟
دومی میگه : ایکه چیزی نیست منم اوقده لاغر بودم که وقتی میرفتم تو کوچه ، باد که وشم میزد ، کمرم ترقی مشکس؟
سومی میگه : خب ایکه چیزی نیس. من ایقده لاغر بودم که وقتی یه گیلاسه خود دندلش (هسته اش) می خوردم .ننجانم می گفت : هی ننو مبارکت باشه . خبرائیه ؟!!!
اولی میگه : من ایقده لاغر بودم که وقتی میرفتم پشت بوم . مادرم میگف: بپا نیفتی توی کت(سوراخ) لوله بخاری ؟
دومی میگه : ایکه چیزی نیست منم اوقده لاغر بودم که وقتی میرفتم تو کوچه ، باد که وشم میزد ، کمرم ترقی مشکس؟
سومی میگه : خب ایکه چیزی نیس. من ایقده لاغر بودم که وقتی یه گیلاسه خود دندلش (هسته اش) می خوردم .ننجانم می گفت : هی ننو مبارکت باشه . خبرائیه ؟!!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۱۱ ساعت ۹:۳۱ ب.ظ توسط عباس زنگی آبادی
|
عباس زنگی آبادی اهل زنگی آباد و مدیر دانشجوئی دانشگاه علوم پزشکی کرمان