عباس زنگی آبادی مهدی( زنگی آباد کرمان)

از هر دری سخنی و از هر سخن پندی

ضرب المثل

آ،ا

  • "آب از دستش نمی‌چکه."
  • "آب از سرچشمه گل‌آلوده."
  • "آب از آب تکان نمی‌خوره."
  • "آب از سرش گذشته."
  • "آب پاکی روی دستش ریخت."
  • "آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم."
  • "آب را گل‌آلود می‌کنه که ماهی بگیره."
  • "آب زیر پوستش افتاده."
  • "آب که یه جا بمونه، می‌گنده."
  • "آبکش رو نگاه کن که به کفگیر می‌گه تو سه سوراخ داری."
  • "آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی."
  • "آب که سر بالا می‌ره، قورباغه ابوعطا می‌خونه."
  • "آب نمی‌بینه و گرنه شناگر قابلیه."
  • "آبی از او گرم نمی‌شه."
  • "آتش که گرفت، خشک و تر می‌سوزد."
  • "آخر شاه منشی، کاه کشی است."
  • "آدم با کسی که علی گفت، عمر نمی‌گه."
  • "آدم بد حساب، دوبار می‌ده."
  • "آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره."
  • "آدم خوش معامله، شریک مال مردمه."
  • "آدم دست پاچه، کار را دوبار می‌کنه."
  • "آدم دست پاچه دوبار می‌شاشه."
  • "آدم زنده، زندگی می‌خواد."
  • "آدم زنده وکیل وصی نمی‌خواد."
  • "آدم گدا، اینهمه ادا؟"
  • "آدم گرسنه، خواب نان سنگک می‌بینه."
  • "آدم گرسنه، ياد پلوي عروسيش مي‌افته."
  • "آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش می‌زنه."
  • "آرد خودمونو ریختیم، الک مونو آویختیم."
  • "آرزو بر جوانان عیب نیست."
  • "آستین نو بخور پلو."
  • "آسوده کسی که خر نداره --- از کاه و جوش خبر نداره."
  • "آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه."
  • "آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی‌نمک."
  • "آش نخورده و دهن سوخته."
  • "آفتابه خرج لحیمه."
  • "آفتابه لگن هفت دست،اما شام و ناهار هیچی."
  • "آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار می‌کنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم می‌شه."
  • "آمدم ثواب کنم، کباب شدم."
  • "آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد."
  • "آنانکه غنی‌ترند، محتاج‌ترند."
  • "آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد."
  • "آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه؟"
  • "آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه."
  • "آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه."
  • "آنقدر مار خورده که افعی شده."
  • "آن ممه را لولو برد."
  • "آنوقت که جیک‌جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟"
  • "آواز دهل شنیدن از دور خوشه."
  • "اجاره نشین خوش نشینه."
  • "ارزان خری، انبان خری."
  • "از آب گل آلود ماهی می‌گیره."
  • "از اسب افتاده‌ایم، اما از اصل نیفتاده‌ایم."
  • "از اونجا مونده، از اینجا رونده."
  • "از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به زیر داره."
  • "از این امامزاده کسی معجزه نمی‌بینه."
  • "از این دم بریده هر چی بگی بر‌میاد."
  • "از این ستون به آن ستون فرجه."
  • "از بی‌کفنی زنده‌ایم."
  • "از دست پس می‌زنه، با پا پیش می‌کشه."
  • "از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانکه غنی‌ترند محتاج‌ترند."
  • "از تو حرکت، از خدا برکت."
  • "از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است."
  • "از خر افتاده، خرما پیدا کرده."
  • "از خرس موئی، غنیمته."
  • "از خر میپرسی چهارشنبه کیه؟"
  • "از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه‌هات بده."
  • "از درد لا‌علاجی به خر میگه خانمباجی."
  • "از دور دل و میبره، از جلو زهره رو."
  • "از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه."
  • "از شما عباسی، از ما رقاصی."
  • "از کوزه همان برون تراود که در اوست." (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))
  • "از کیسه خلیفه می‌بخشه."
  • "از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند."
  • "از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد."
  • "از ماست که بر ماست."
  • "از مال پس است و از جان عاصی."
  • "از مردی تا نامردی یک قدم است."
  • "از من بدر، به جوال کاه."
  • "از نخورده بگیر، بده به خورده."
  • "از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن."
  • "از هر چه بدم اومد، سرم اومد."
  • "از هول هلیم افتاد توی دیگ."
  • "از یک گل بهار نمیشه."
  • "از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه."
  • "اسباب خونه به صاحبخونه میره."
  • "اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمی‌شمرند."
  • "اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور."
  • "اسب دونده جو خود را زیاد میکنه."
  • "اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده."
  • "اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند."
  • "استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار؟"
  • "اصل کار برو روست، کچلی زیر موست."
  • " افاده‌ها طبق طبق سگ‌ها به دورش وق وق."
  • "اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد."
  • "اگر بیل‌زنی، باغچه خودت را بیل بزن."
  • "اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره."
  • "اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می‌بینمت بچشم آن وختی."
  • "اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد."
  • "اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید."
  • "اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم."
  • "اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز."
  • "اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد."
  • "اگه خاله‌ام ریش داشت، آقا دائیم بود."
  • "اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله."
  • "اگر دانی که نان دادن ثواب است --- تو خود میخور که بغدادت خرابست."
  • "اگه دعای بچه‌ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی‌موند."
  • "اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت."
  • "اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی."
  • "اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه."
  • "اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد."
  • "اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره."
  • "اگه لر ببازار نره بازار میگنده."
  • "اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن."
  • "اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه."
  • "اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می‌کشه."
  • "اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم."
  • "اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد."
  • "اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده."
  • "اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر."
  • "امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری."
  • "امان ازدوغ لیلی، ماستش کم بود آبش خیلی."
  • "انگور خوب، نصیب شغال میشه."
  • "اوسا علم." این یکی رو بکش قلم."
  • "اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام."
  • "اول بچش، بعد بگو بی‌نمکه."
  • "اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن."
  • "اول بقالی و ماست ترش فروشی."
  • "اول پیاله و بد مستی."
  • "اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد."
  • "ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک."
  • "این تو بمیری، از آن تو بمیری‌ها نیست."
  • "اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه."
  • "این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه."
  • "این دوستان که می بینی مگسانند گرد شیرینی"
  • "این قافله تا به حشر لنگه."
  • "اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله‌ات."
  • "اینو که زائیدی بزرگ کن."
  • "این هفت صنار غیر از اون چارده شی است."
  • "اینهمه چریدی دنبه‌ات کو؟"
  • "اینهمه خر هست و ما پیاده میریم."

ب

  • "با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد."
  • "با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت."
  • "با این ریش میخواهی بری تجریش؟"
  • "با پا راه بری کفش پاره می‌شه، با سر کلاه."
  • "با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمی‌شی."
  • "باد آورده را باد می‌برد."
  • "با دست پس می زنه، با پا پیش می‌کشه."
  • "بادنجان بم آفت ندارد."
  • "بارون آمد، ترکها بهم رفت."
  • "بار کج به منزل نمی‌رسد."
  • "با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هیچکدام هر دو."
  • "بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره."
  • "بازی بازی، با ریش بابا هم بازی."
  • "با سیلی صورت خودشو سرخ نگه‌میداره."
  • "با کدخدا بساز، ده را بچاپ."
  • "با گرگ دنبه می‌خوره، با چوپان گریه می‌کنه."
  • "بالابالا‌ها جاش نیست، پائین پائین‌ها راش نیست."
  • "بالاتو دیدیم، پائینتم دیدیم."
  • "با مردم زمانه سلامی و والسلام."
  • "تا گفته‌ای غلام توام، می‌فروشنت."
  • "با نردبان به آسمون نمی‌شه رفت."
  • "با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین؟"
  • "باید گذاشت در کوزه آبش را خورد."
  • "با یکدست دو هندوانه نمی‌شود برداشت."
  • "با یک گل بهار نمی‌شه."
  • "به اشتهای مردم نمی‌شود نان خورد."
  • "به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟" گفت اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ."
  • "به جای شمع کافوری چراغ نفت می‌سوزد."
  • "بچه سر پیری زنگوله پای تابوته."
  • "بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد."
  • "بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه."
  • "بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد --- یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید."
  • "به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش."
  • "به دعای گربه کوره بارون نمیاد."
  • "بدهکار رو که رو بدی طلبکار می‌شه."
  • "برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند."
  • "برادر پشت، برادر زاده هم پشت."
  • "خواهرزاده را با زر بخر با سنگ بکش."
  • "برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار."
  • "برای کسی بمیر که برات تب کنه."
  • "برای همه مادره، برای ما زن بابا."
  • "برای یک بی‌نماز، در مسجد‌و نمی‌بندند."
  • "برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه."
  • "بر عکس نهند نام زنگی کافور."
  • "به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم."
  • "به‌زبون خوش مار از سوراخ در میاد."
  • "بزک نمیر بهار میاد --- کنبزه با خیار میاد."
  • "بز گر از سر چشمه آب می‌خوره."
  • "به شتره گفتند: شاشت پسه، گفت : چی چیم مثل همه کسه؟"
  • "به شتر مرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم."
  • "بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده."
  • "بعد از هفت کره، ادعای بکارت."
  • "به قاطر گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقادائیم اسبه."
  • "به کیشی آمدند به فیشی رفتند."
  • "به گربه گفتند: گهت درمونه، خاک پاشید روش."
  • "به کچله گفتند: چرا زلف نمیزاری؟ گفت: من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد."
  • "به کک بنده که رقاص خداست."
  • "بگو نبین، چشممو هم می‌گذارم، بگو نشنو در گوشمو می‌گیرم، اما اگر بگی نفهمم،

نمی‌تونم."

  • "بگیر و ببند بده دست پهلوون."
  • "بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سوسکه، یکیش بلبل."
  • "به مالت نناز که به یک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده."
  • "به ماه میگه تو در نیا من در میام."
  • "به مرغشان کیش نمی‌شه گفت."
  • "به مرگ می‌گیره تا به تب راضی بشه."
  • "بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده."
  • "بهر کجا که روی آسمان همین رنگه."
  • "به یکی گفتند: سرکه هفت ساله داری؟ گفت: دارم و نمی‌دم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر

می‌دادم هفت ساله نمیشد."

  • "به یکی گفتند: بابات از گرسنگی مُرد. گفت: داشت و نخورد؟"
  • "بمیر و بدم."
  • "به گاو و گوسفند کسی کاری نداره."
  • "بیله دیگ، بیله چغندر."

پ

  • "پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد."
  • "پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو."
  • "پایین‌پایین‌ها جاش نیست، بالابالا‌ها راش نیست."
  • "پز عالی، جیب خالی."
  • "پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه."
  • "پس از قرنی شنبه به نوروز میافته."
  • "پستان مادرش را گاز گرفته."
  • "پسر خاله دسته دیزی."
  • "پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان."
  • "پسرکو ندارد نشان از پدر --- تو بیگانه خوانش نخوانش پسر."
  • "پشت تاپو بزرگ شده."
  • "پنج انگشت برادرند، برابر نیستند."
  • "پوست خرس نزده میفروشه."
  • "پول است نه جان است که آسان بتوان داد."
  • "پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله."
  • "پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور."
  • "پولدارها به کباب، بی‌پولها به بوی کباب."
  • "پول ما سکه عُمَر داره."
  • "پیاده شو با هم راه بریم."
  • "پیاز هم خودشو داخل میوه‌ها کرده."
  • "پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه."
  • "پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه."
  • "پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، می‌گفت: ترشی بمن نمیسازه."
  • "پیش از آخوند منبر نرو."
  • "پیش رو خاله، پشت سر چاله."
  • "پیش قاضی و معلق بازی."


ت

  • "تا ابله در جهانه، مفلس درنمی‌مانه."
  • "تابستون پدر یتیمونه."
  • "تا پریشان نشود کار بسامان نرسد."
  • "تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد."
  • "تا تنور گرمه نون‌و بچسبون."
  • "تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون."
  • "تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود."
  • "تا کرکس بچه‌دارشد، مردار سیر نخورد."
  • "تا گوساله گاو بشه، دل مادرش آب می‌شه."
  • "تا مار راست نشه توی سوراخ نمی‌ره."
  • "تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن."
  • "تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها."
  • "تا هستم بریش تو بستم."
  • "تب تند عرقش زود در میاد."
  • "تخم‌مرغ دزد، شتر دزد می‌شه."
  • "تخم نکرد نکرد وقتی هم کرد توی کاهدون کرد."
  • "تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر می‌کنی ننه."
  • "ترب هم جزء مرکبات شده."
  • "ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد."
  • "تره به تخمش می‌ره، حسنی به باباش."
  • "تعارف کم کن‌ و بر مبلغ افزا."
  • "تغاری بشکنه ماستی بریزد --- جهان گردد به کام کاسه لیسان."
  • "تف سر بالا، بر می‌گرده بریش صاحبش."
  • "تلافی غوره رو سر کوره در میاره."
  • "تنبان مرد که دو تا شد بفکر زن دوم می‌افته."
  • "تنبل مرو به سایه، سایه خودش می‌آیه."
  • "تنها بقاضی رفته خوشحال برمی‌گرده."
  • "تو از تو، من ازبیرون."
  • "تو بگو (( ف )) من میگم فرحزاد."
  • "توبه گرگ مرگه."
  • "تو که نی‌زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد."
  • "تومون خودمونو می‌کشه، بیرونمون مردم را."
  • "توی دعوا نون و حلوا خیر نمی‌کنند."

ث


ج

  • "جا تره و بچه نیست."
  • "جاده دزد زده تا چهل روز امنه."
  • "جایی نمی‌خوابه که آب زیرش بره."
  • "جایی که میوه نیست چغندر، سلطان مرکباته."
  • "جواب ابلهان خاموشیست."
  • "جواب‌های، هویه."
  • "جوانی کجائی که یادت بخیر."
  • "جوجه را آخر پائیز می‌شمرند."
  • "جوجه همیشه زیر سبد نمی مونه."
  • "جون بعزرائیل نمی‌ده."
  • "جهود، خون دیده."
  • "جهود، دعاش را آورده."
  • "جیبش تار عنکبوت بسته."
  • "جیگر جیگره، دیگر دیگره."

چ

  • "چار دیواری اختیاری."
  • "چاقو دسته خودشو نمیبره."
  • "چاه کن همیشه ته چاهه."
  • "چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی."
  • "چاه نکنده منار دزدیده."
  • "چرا توپچی نشدی."
  • "چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرام است."
  • "چشته خور بدتر از میراث خوره."
  • "چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی."
  • "چشمش آلبالو گیلاس می‌چینه."
  • "چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه."
  • "چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه."
  • "چنار در خونه‌شونو نمی‌بینه."
  • "چوب خدا صدا نداره، هر کی بخوره دوا نداره."
  • "چوب دو سر طلا‌ست."
  • "چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه."
  • "چوب معلم گله، هر کی نخوره خله."
  • "چو به گشتی، طبیب از خود میازار --- چراغ از بهر تاریکی نگه دار."
  • "چو دخلت نیست خرج آهسته‌تر کن --- که گوهر فرو شست یا پیله‌ور."
  • "چه خوشست میوه‌فروشی --- گر کس نخرد خودت بنوشی."
  • "چه عزائیست که مرده‌شور هم گریه میکنه."
  • "چه علی خواجه، چه خواجه علی."
  • "چه مردی بود کز زنی کم بود."
  • "چیزی که شده پاره، وصله ور نمی‌داره."
  • "چیزی که عوض داره گله نداره."


خ

  • "خار را در چشم دیگران می‌بینه و تیر را در چشم خودش نمی‌بینه."
  • "خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود."
  • "خاک خور و نان بخیلان مخور." (( خار نه ای زخم ذلیلان مخور... ))
  • "خاک کوچه برای باد سودا خوبه."
  • "خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه --- هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا؟"
  • "خاله‌ام زائیده، خاله زام هو کشیده."
  • "خاله را می‌خواهند برای درز و دوز و گرنه چه خاله چه یوز."
  • "خاله سوسکه به بچه‌اش میگه: قربون دست و پای بلوریت."
  • "خانه‌ای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست."
  • "خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه."
  • "خانه خرس و بادیه مس؟"
  • "خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست."
  • "خانه دوستان بروب و در دشمنان را مکوب."
  • "خانه قاضی گردو بسیاره شماره هم داره."
  • "خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم."
  • "خانه نشینی بی‌بی از بی‌چادریست."
  • "خانه همسایه آش می‌پزند بمن چه؟"
  • "خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی."
  • "خدا برف را به اندازه بام میده."
  • "خدا جامه می‌دهد کو اندام؟" نان می‌دهد کو دندان؟"
  • "خدا خر را شناخت، شاخش نداد."
  • "خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی."
  • "خدا دیر‌گیره، اما سخت‌گیره."
  • "خدا را بنده نیست."
  • "خدا روزی‌رسان است، امااِهنی هم می‌خواد."
  • "خدا سرما را بقدر بالا‌پوش میده."
  • "خدا شاه دیواری خراب کنه که این چاله‌ها پر بشه."
  • "خدا گر ببندد ز‌حکمت دری --- ز‌رحمت گشاید در دیگری."
  • "خدا میان دانه گندم خط گذاشته."
  • "خدا می‌خواهد بار را بمنزل برساند من نه، یک خر دیگه."
  • "خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه."
  • "خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی؟"
  • "خدا وقتی ها میده، ور ور جماران هم، ها میده."
  • "خدا همه چیز را به یک بنده نمی‌ده."
  • "خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره."
  • "خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی؟" ((خواجه عبدالله انصاری ))
  • "خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن."
  • "خر، آخور خود را گم نمیکنه."
  • "خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه."
  • "خر، ار جل ز‌اطلس بپوشد خر است."
  • "خر است و یک کیله جو."
  • "خر از لگد خر ناراحت نمیشه."
  • "خر باربر، به که شیر مردم در."
  • "خر به بوسه و پیغام آب نمی‌خوره."
  • "خربزه شیرین مال شغاله."
  • "خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی."
  • "خربزه میخواهی یا هندوانه: هر دو دانه."
  • "خربیارو باقلا بار کن."
  • "خر، پایش یک بار به چاله میره."
  • "خرج که از کیسه مهمان بود --- حاتم طایی شدن آسان بود."
  • "خر چه داند قیمت نقل و نبات؟"
  • "خر خالی یرقه میره."
  • "خر، خسته - صاحب خر، ناراضی."
  • "خر خفته جو نمی‌خوره."
  • "خر دیزه است، به مرگ خودش راضی است تا ضرر بصاحبش بزنه."
  • "خر را با آخورمیخوره، مرده را با گور."
  • "خر را جایی می‌بندند که صاحب خر راضی باشه."
  • "خر را که به عروسی می‌برند، برای خوشی نیست برای آبکشی است."
  • "خر را گم کرده پی نعلش میگرده."
  • "خر، رو به طویله تند میره."
  • "خر نر را از تخمش میشناسند."
  • "خرس، تخم میکنه یا بچه؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد."
  • "خرس در کوه، بو علی سیناست."
  • "خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش."
  • "خر سواری را حساب نمیکنه."
  • "خر، سی شاهی، پالون دو زار."
  • "خر کریم را نعل کردن."
  • "خر که جو دید، کاه نمیخوره."
  • "خر، که علف دید گردن دراز میکنه."
  • "خر گچ‌کش روز جمعه از کوه سنگ میاره."
  • "خر لخت راپالانشو بر نمیدارند."
  • "خر ما از کرگی دم نداشت."
  • "خر ناخنکی صاحب سلیقه می‌شود."
  • "خروار نمکه، مثقال هم نمکه."
  • "خر وامانده معطل چشه."
  • "خروسی را که شغال صبح میبره بگذار سر شب ببره."
  • "خر، همان خره پالانش عوض شده."
  • "خریت ارث نیست بهره خداداده‌س."
  • "خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید."
  • "خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت."
  • "خواب پاسبان، چراغ دزده."
  • "خنده کردن دل خوش میخواد و گریه کردن سر وچشم."
  • "خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه."
  • "خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد."
  • "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو."
  • "خوبی لر به آنست که هر چه شب گوید روزنه انست."
  • "خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده."
  • "خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگهمیداره؟"
  • "خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنر‌مندی."
  • "خودم کردم که لعنت بر خودم باد."
  • "خوردن خوبی داره، پس دادن بدی."
  • "خوشا بحال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند."
  • "خوشا چاهی که آب از خود بر آرد."
  • "خوش بود گر محک تجربه آید بمیان --- تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد."
  • "خوش زبان باش در امان باش."
  • "خولی بکفم به که کلنگی بهوا."
  • "یک ده آباد به از صد شهر خراب."
  • "خونسار است و یک خرس."
  • "خیر در خانه صاحبش را میشناسد."
  • "خیک بزرگ، روغنش خوب نمیشه."

د

  • "دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی."
  • "دارندگیست و برازندگی."
  • "داری طرب کن، نداری طلب کن."
  • "داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه."
  • "دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد."
  • "دانا گوشت میخورد نادان چغندر."
  • "دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه --- هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا."
  • "دایه از مادر مهربانتر را باید پستن برید."
  • "دختر، تخم تر تیزک است."
  • "دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره."
  • "دخترمیخواهی ماماش را بین --- کرباس میخواهی پهناش را ببین."
  • "دختر همسایه هر چه چل‌تر برای ما بهتر."
  • "دختری که مادرش تعریف بکنه برای آقا دائیش خوبه."
  • "درازی شاه خانم به پهنای ماه خانم در."
  • "در بیابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام."
  • "در بیابان لنگه کفش، نعمت خداست."
  • "در پس هر گریه آخر خنده‌ایست."
  • "در جنگ، حلوا تقسیم نمی‌کنند."
  • "در جوانی مستی، در پیری سستی، پس کی خدا پرستی؟"."
  • "در جهان هر کس که داره نان مفت، میتواند حرفهای خوب گفت."
  • "در جهنم عقربی هست که از دستش به مار غاشیه پناه می‌برند."
  • "در جیبش را تار عنکبوت گرفته است."
  • "در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد."
  • "در حوضی که ماهی نیست، قورباغه سپهسالاره."
  • "در خانه‌ات را ببند همسایه تو دزد نکن."
  • "در خانه اگر کس است یک‌حرف بس است."
  • "در خانه بیعاره‌ها نقاره می‌زنند."
  • "در خانه مور، شبنمی طوفانست."
  • "در خانه هر چه، مهمان هر که."
  • "درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای --- نه جور اره کشیدی نه جفای تبر."
  • "درخت پر‌بار، سنگ می‌خوره."
  • "درخت کاهلی بارش گرسنگی است."
  • "درخت کج جز بآتش راست نمی‌شه."
  • "درخت گردکان باین بلندی --- درخت خربزه الله اکبر."
  • "درخت هر چه بارش بیش‌تر بشه، سرش پائین‌تر میاد."
  • "درد دل خودم کم بود، اینهم غرغر همسایه."
  • "درد، کوه کوه میاد، مومو میره."
  • "در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردم و نمیشه بست."
  • "در دنیا همیشه بیک پاشنه نمی‌چرخه."
  • "در دنیا یه خوبی می‌مونه یه بدی."
  • "در دیزی وازه، حیای گربه کجا رفته."
  • "در زمستان، الو، به از پلوه."
  • "در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله."
  • "درزی در کوزه افتاد."
  • "در زیر این گنبد آبنوسی، یکجا عزاست یک‌جا عروسی."
  • "درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی --- جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را." ((‌ نظیری نیشابوری ))
  • "در شهر کورها یه چشمی پادشاست."
  • "در شهر نی‌سواران باید سوار نی شد."
  • "در عفو لذتیست که در انتقام نیست."
  • "در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست." ((‌ حافظ شیرازی ))
  • "در کف شیر نر خونخواره‌ای --- غیر از تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟"
  • "در مجلس خود راه مده همچو منی را --- کافسرده دل افسرده کند انجمنی را."
  • "درم داران عالم را کرم نیست --- کریمان را بدست اندر درم نیست."
  • "در مسجده، نه کند نیست نه سوزوندنی."
  • "در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد."
  • "درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی کند."
  • "درویش مومیائی، هی میگی و نمیائی."
  • "درویش را گفتند: در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت."
  • "در، همیشه بیک پاشنه نمی‌گرده."
  • "درهفت آسمان یک ستاره نداره."
  • "دزد،آب گرون می‌خوره."
  • "دزد بازار آشفته می‌خواهد."
  • "دزد باش و مرد باش."
  • "دزد به یک راه می‌رود، صاحب مال به هزار راه."
  • "دزد حاضر و بز حاضر."
  • "دزد ناشی به کاهدون میزنه."
  • "دزدی آنهم شلغم؟"."
  • "دزدی که نسیم را بدزدد دزد است."
  • "دست بالای دست بسیار است." (( در جهان پیل مست بسیار است."."." ))
  • "دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده."
  • "دست بریده قدر دست بریده را میدونه."
  • "دست بشکند در آستین، سر بشکند درکلاه."
  • "دست بیچاره چون بجان نرسد --- چاره جز پیرهن دریدن نیست."
  • "دست بی‌هنر کفچه گدائیست."
  • "دست پشت سر نداره."
  • "دست پیش را گرفته که پس نیفته."
  • "دستت چربه، بمال سرت."
  • "دستت چو نمی‌رسد به خانم --- دریاب کنیز مطبخی را."
  • "دستت چو نمی‌رسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو."
  • "دست‌تنگی بدتر از دلتنگی است."
  • "دست خالی برای تو سر زدن خوبه."
  • "دست در کاسه و مشت در پیشانی."
  • "دست، دست را میشناسه."
  • "دست دکاندار تلخ است."
  • "دست راست را از چپ نمیشناسه."
  • "دستش به خر نمیرسه پالان خر را بر میدارد."
  • "دستش به دم گاو بند شده."
  • "دستش به عرب و عجم بند شده است."
  • "دستش بدهنش میرسه."
  • "دستش در کیسه خلیفه است."
  • "دستش را به کمرش گرفته که از بیگی نیفته."
  • "دستش شیره ایست یا دستش چسبناک است."
  • "دستش را توی حنا گذاشت."
  • "دست شکسته بکار میره، دل شکسته بکار نمیره."
  • "دست شکسته وبال گردنه."
  • "دستش نمک نداره."
  • "دست کار دل و نمیکنه و دل کار دست و نمیکنه."
  • "دستش کجه."
  • "دست که به چوب بردی گربه دزده حساب کار خودشو میکنه."
  • "دست که بسیار شد برکت کم می‌شود."
  • "دست ما کوتاه و خرما بر نخیل." (( پای ما لنگ است و منزل بس دراز )) ((‌ حافظ شیرازی ))
  • "دست ننت درد نکنه."
  • "دست و روت را بشور منم بخور."
  • "دست و رویش را با آب مرده شور خانه شسته است."
  • "دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره."
  • "دستی را که نمیتوان برید باید بوسید."
  • "دستی را که از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه."
  • "دشمنان در زندان با هم دوست شوند."
  • "دشمن دانا بلندت میکند --- بر زمینت میزند نادان دوست."
  • "دشمن دانا که غم جان بود --- بهتر از دوست که نادان بود." ((‌ نظامی ))
  • "دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد." (( دانی که چه گفت زال با رستم گرد )) ((‌ سعدی ))
  • "دعا خانه صاحبش را میشناسد."
  • "دعا کن (( الف )) بمیره یا دعا کن بابات بمیره."
  • "دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بود."
  • "دلاکها که بیکار میشوند سر هم را میتراشند."
  • "دل بی‌غم دراین عالم نباشد --- اگر باشد بنی آدم نباشد."
  • "دل سفره نیست که آدم پیش هر کس باز کنه."
  • "دلش درو طاقچه نداره."
  • "دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم."
  • "دلو همیشه از چاه درست در نمیاد."
  • "دماغش را بگیری جانش در میاد."
  • "دم خروس از جیبش پیداست."
  • "دمش را توی خمره زده است."
  • "دندن اسب پیشکشی را نمی‌شمارند."
  • "دنده را شتر شکست، تاوانش را خر داد."
  • "دنیا پس از مرگ ما، چه دریا چه سراب."
  • "دنیا دمش درازه."
  • "دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش."
  • "دنیا، دار مکافاته."
  • "دنیا را آب ببره او راخواب میبره."
  • "دنیا را هر طور بگیری میگذره."
  • "دنیایش مثل آخرت یزیده."
  • "دنیا محل گذره."
  • "دو تا در را پهلوی هم میگذارند برای اینست که به درد هم برسند."
  • "دو خروس بچه از یک مرغ پیدا میشوند، یکی ترکی میخونه یکی فارسی."
  • "دود از کنده بلند میشه."
  • "دود، روزنه خودشو پیدا میکنه."
  • "دو دستماله میرقصه."
  • "دور اول و بد مستی؟"
  • "دور دور میرزا جلاله، یک زن به دو شوهر حلاله."
  • "دوری و دوستی."
  • "دوست آنست که بگریاند." دشمن آنست که بخنداند."
  • "دوست همه کس، دوست هیچکس نیست."
  • "دوستی بدوستی در، جو بیار زرد آلو ببر."
  • "دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی؟"."
  • "دوصد گفته چو نیم کردار نیست."
  • "دو صد من استخوان باید که صدمن بار بردارد."
  • "دوغ در خانه ترش است."
  • "دوغ و دوشاب در نظرش یکیست."
  • "دو قرت و نیمش باقیه."
  • "دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتای جامه اگر کهنه است و گر از نو."
  • "هزار مرتبه بهتر بنزد ابن یمین --- زفرمملکت کیقباد و کیخسرو."
  • "ده انگشت را خدا برابر نیافریده."
  • "ده، برای کدخدا خوبه و برادرش."
  • "ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند."
  • "دهنش آستر داره."
  • "دهنش چاک و بست نداره."
  • "دهن مردم را نمیشود بست."
  • "دهنه جیبش را تار عنکبوت گرفته."
  • "دیده می‌بینه، دل میخواد."
  • "دیر آمده زود میخواد بره."
  • "دیر زائیده زود میخواد بزرگ کنه."
  • "دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا؟"."
  • "دیگ به دیگ میگه روت سیاه، سه پایه میگه صل علی."
  • "دیگران کاشتند ما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند."
  • "دیگ ملا نصرالدین است."
  • "دیگی که واسه ما نمی جوشه سر سگ توش بجوشه."
  • "دیوار حاشا بلنده."
  • "دیوار موش داره، موش هم گوش داره."
  • "دیوانه چو دیوانه به بیند خوشش آید."

ذ

  • "ذات نایافته از هستی بخش --- کی تواند که شود هستی بخش؟"." (( جامی ))
  • "ذره ذره کاندرین ارض و سماست --- جنس خود را همچو کاه و کهرباست." ((مولوی ))
  • "ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود."

ر

  • "راستی هیبت اللهی یا میخواهی منو بترسونی؟"."
  • "راه دزد زده تا چهل روز امنه."
  • "راه دویده، کفش دریده."
  • "رحمت بکفن دزد اولی."
  • "رخت دو جاری را در یک طشت نمیشه شست."
  • "رستم است و یکدست اسلحه."
  • "رستم در حمام است."
  • "رستم صولت و افندی پیزی."
  • "رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت." (( نریخت درد می و محتسبز دیر گذشت."."." )) (( آصفی هروی ))
  • "رطب خورده کی منع رطب چون کند."
  • "رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم کور کرد."
  • "رفت به نان برسه بجان رسید."
  • "رفتم ثواب کنم کباب شدم."
  • "رفتم خونه خاله دلم واشه، خاله خسبید دلم پوسید."
  • "رفتم شهر کورها، دیدم همه کور، من‌هم کور."
  • "رقاصه نمیتونست برقصه میگفت زمین کجه."
  • "رند را بند و قحبه را پند سود نکند."
  • "رنگم ببین و حالمو نپرس."
  • "روبرو خاله و پشت سر چاله."
  • "روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد."
  • "روز از نو، روزی از نو."
  • "روز گار آئینه را محتاج خاکستر کند."
  • "روزگار است اینکه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد."(( قائم مقام فراهانی ))
  • "روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز کردنش را ندیده ام."
  • "روزی به قدمه."
  • "روزی گریه دست زن شلخته است."
  • "روضه خوان پشمه چال است."
  • "روغن چراغ ریخته وقف امامزاده."
  • "روغن روی روغن میره، بلغور، خشک میمونه."
  • "رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز --- تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی." (( عبید زاکانی ))
  • "روی گدا سیاهه ولی کیسه‌اش پره."
  • "ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت."
  • "ریش و قیچی هر دو در دست شماست."

ز

  • "ز آب خرد، ماهی خرد خیزد --- نهنگ آن به که از دریا گریزد."
  • "زاغم زد و زو غم زد، پس مانده کلاغ کورم زد."
  • "زبان بریده بکنجی نشسته صم بکم --- به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم." (( سعدی ))
  • "زبان خر را خلج می‌دونه."
  • "زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون می‌آورد."
  • "زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد --- بهوش باش که سر در سر زبان نکنی."
  • "زبان گوشت است بهر طرف که بچرخانی می‌چرخه."
  • "زخم زبان از زخم شمشیر بدتره."
  • "زدی ضربتی ضربتی نوش کن."
  • "زرد آلو را می‌خورند برای هسته‌اش."
  • "زرنگی زیاد فقر می‌آره."
  • "زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست."
  • "ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است." (( دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است؟" )) (( سعدی ))
  • "زعفران که زیاد شد بخورد خر می‌دهند."
  • "زکوه تخم مرغ یک دانه پنبه دونه است."
  • "زمانه‌ایست که هر کس بخود گرفتار است." (( تو هم در آینه حیران حسن خویشی."."." )) (( آصفی هروی ))
  • "زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز."
  • "زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند."
  • "زن آبستن گل می‌خوره اما گل داغستان."
  • "زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا."
  • "زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو می‌کنه."
  • "زن بلاست، اما الهی هیچ خانه‌ای بی‌بلا نباشه."
  • "زن بیوه را میوه‌اش می‌خواهند."
  • "زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره."
  • "زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری."
  • "زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی."
  • "زن سلیطه سگ بی‌قلاده است."
  • "زن که رسید به بیست، باید بحالش گریست."
  • "زنگوله پای تابوت."
  • "زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله."
  • "زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند."
  • "زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره."
  • "زورش به خر نمیرسه پالون خر را بر می‌داره."
  • "زور داری، حرفت پیشه."
  • "زور دار پول نمی‌خواد، بی‌زور هم پول نمی‌خواد."
  • "زهر طرف که کشته شود اسلام است."
  • "زیراندازش زمین است و رواندازش آسمون."
  • "زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن."
  • "زیر دمش سست است."
  • "زیر دیگ آتش است و زیر آدم آدم."
  • "زیر سرش بلنده."
  • "زیر شالش قرصه."
  • "زیر کاسه نیم کاسه ایست."
  • "زیره به کرمان می‌بره."

س

  • "سال به دوازده ماه ما می‌بینیم یکدفعه هم تو ببین."
  • "سال به سال دریغ از پارسال."
  • "سالها میگذاره تا شنبه به نوروز بیفته."
  • "سالی که نکوست از بهارش پیداست."
  • "سبوی خالی را بسبوی پر مزن."
  • "سبوی نو آب خنک دارد."
  • "سبیلش آویزان شد."
  • "سبیلش را باید چرب کرد."
  • "سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد."
  • "سخن خود تو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی."
  • "سر بریده سخن نگوید."
  • "سر بزرگ بلای بزرگ داره."
  • "سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین."
  • "سر بی صاحب میتراشه."
  • "سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره."
  • "سر پیری و معرکه گیری."
  • "سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره."
  • "سر حلیم روغن میرود."
  • "سر خر باش، صاحب زر باش."
  • "سر را با پنبه میبرد."
  • "سر را قمی می‌شکنه تاوانش را کاشی میده."
  • "سر زلف تو نباشد سر زلف دگری."
  • "سرش از خودش نیست."
  • "سرش به تنش زیادی میکنه."
  • "سرش به کلاش میارزه."
  • "سرش بوی قرمه سبزی میده."
  • "سرش توی حسابه."
  • "سرش توی لاک خودشه."
  • "سرش جنگه اما دلش تنگه."
  • "سرش را پیراهن هم نمیدونه."
  • "سر قبری گریه کن که مرده توش باشه."
  • "سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم."
  • "سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی."
  • "سر کچل و عرقچین."
  • "سرکه مفت از عسل شیرین‌تره."
  • "سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه است."
  • "سرکه نه در راه عزیزان بود --- بار گرانیست کشیدن بدوش." (( سعدی ))
  • "سر گاو توی خمره گیر کرده."
  • "سر گنجشکی خورده."
  • "سر گنده زیر لحافه."
  • "سرم را میشکنه نخودچی جیبم میکنه."
  • "سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی --- که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی."
  • "سرنا را از سر گشادش میزنه."
  • "سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد."
  • "سری را مه درد نیمکند دستمال مبند."
  • "سری که عشق ندارد کدوی بی‌بار است." (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است."."." ))
  • "سزای گرانفروش نخریدنه."
  • "سسک هفت تا بچه میآره یکیش بلبله."
  • "سفره بی‌نان جله، کوزه بی‌آب گله."
  • "سفره نیفتاده ( نینداخته ) بوی مشک میده."
  • "سفره نیفتاده یک عیب داره." سفره افتاده هزار عیب."
  • "سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه."
  • "سقش سیاه است."
  • "سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه."
  • "سگ باش، کوچک خونه نباش."
  • "سگ پاچه صاحبش را نمیگیره."
  • "سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت."
  • "سگ چیه که پشمش باشه."
  • "سگ درحضور به از برادر دور."
  • "سگ در خانه صاحبش شیره."
  • "سگ داد و سگ توله گرفت."
  • "سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه."
  • "سگ را که چاق کنند هار میشه."
  • "سگ زرد برادر شغاله."
  • "سگست آنکه با سگ رود در جوال."
  • "سگ سفید ضرر پنبه فروشه."
  • "سگ سیر دنبال کسی نمیره."
  • "سگش بهتر از خودشه."
  • "سگ که چاق سد گوشتش خوراکی نمیشه."
  • "سگ گر و قلاده زر؟"."
  • "سگ ماده در لانه، شیر است."
  • "سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه."
  • "سگ نمک‌شناس به از آدم ناسپاس."
  • "سگی به بامی جسته گردش به ما نشسه."
  • "سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد."
  • "سگی که پارس کنه، نمیگیره."
  • "سلام روستائی بی‌طمع نیست."
  • "سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد."
  • "سنگ به در بسته میخوره."
  • "سنگ بزرگ علامت نزدنه."
  • "سنگ بنداز بغلت واشه."
  • "سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه."
  • "سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه."
  • "سنگ مفت، گنجشک مفت."
  • "سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت."
  • "سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه."
  • "سودا، به رضا، خویشی بخوشی."
  • "سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی." (( دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم )) (( قصاب کاشانی ))
  • "سودا گر پنیر از شیشه میخوره."
  • "سودای نقد بوی مشک میده."
  • "سوراخ دعا را گم کرده."
  • "سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته."
  • "سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت: قربون دست و پای بلوریت."
  • "سهره ( سیره ) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه."
  • "سیب سرخ برای دست چلاق خوبه؟"."
  • "سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده."
  • "سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره."
  • "سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد." (( تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد ))
  • "سیلی نقد به از حلوای نسیه."

ش

  • "شاگرد اتو گرم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه."
  • "شاه خانم می‌زاد، ماه خانم درد می‌کشه."
  • "شاه می‌بخشه شیخ علیخان نمی‌بخشه."
  • "شاهنامه آخرش خوشه."
  • "شب دراز است و قلندر بیکار."
  • "شب سمور گذشت و لب تنور گذشت."
  • "شب عید است و یار از من چغندر پخته می‌خواهد --- گمانش می‌رسد من گنج قارون زیر سر دارم."
  • "شبهای چهارشنبه هم غش می‌کنه."
  • "شپش توی جیبش سه قاب بازی می‌کنه."
  • "شپش توی جیبش منیژه خانومه."
  • "شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره."
  • "شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه."
  • "شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت."
  • "شتر خوابیده شم بلندتر از خر ایستاده است."
  • "شتر در خواب بیند پنبه دانه --- گهی لف لف خورد گه دانه دانه."
  • "شتر دیدی ندیدی؟"."
  • "شتر را چه به علاقه بندی؟"
  • "شتر را گفتند: چرا شاشت از پسه؟" گفت: چه چیزم مثل همه کسه."
  • "شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟" گفت: کجام راسته."
  • "شتر را گفتند: چکاره‌ای؟" گفت: علاقه بندم." گفتند: از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست."
  • "آن یکی می‌گفت استر را که هی --- از کجا می‌آیی ای فرخنده پی گفت: از حمام گرم کوی تو --- گفت: خود پیداست از زانوی تو."
  • "شتر را گم کرده پی افسارش می‌گرده."
  • "شتر سواری دولا دولا نمی‌شه."
  • "شتر که نواله می‌خواد گردن دراز می‌کنه."
  • "شتر کجاش خوبه که لبش بده؟"."
  • "شتر گاو پلنگ."
  • "شتر مرد و حاجی خلاص."
  • "شتر مرغ را گفتند: بار بردار." گفت: من مرغم." گفتند: پرواز کن." گفت: من شترم."
  • "شترها را نعل می‌کردند، کک هم پایش را بلند کرد."
  • "شراب مفت را قاضی هم می‌خوره."
  • "شریک اگر خوب بود خدا هم شریک می‌گرفت."
  • "شریک دزد و رفیق قافله."
  • "شست پات توی چشمت نره."
  • "شش ماهه به دنیا اومده."
  • "شعر چرا می‌گی که توی قافیه‌اش بمونی؟"."
  • "شغال، پوزش به انگور نمی‌رسه می‌گه ترشه."
  • "شغال ترسو انگور خوب نمی‌خوره."
  • "شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه."
  • "شغالی که مرغ می‌گیره بیخ گوشش زرده."
  • "شکمت گوشت نو بالا آورده."
  • "شکم گشنه، گوز فندقی."
  • "شلوار نداره، بند شلوارش را می‌بنده."
  • "شمر جلودارش نمی‌شه."
  • "شنا بلد نیست زیر آبکی هم می‌ره."
  • "شنونده باید عاقل باشه."
  • "شنیدی که زن آبستن گل می‌خوره اما نمی‌دونی چه گلی."
  • "شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم."
  • "شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا."
  • "شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد."
  • "شیر بی یال و اشکم که دید --- اینچنین شیری خدا هم نافرید." (( مولوی ))

ص

  • "صابونش به جامه ما خورده."
  • "صبر کوتاه خدا سی ساله."
  • "صداش صبح در میاد."
  • "صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر."
  • "صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه."
  • "صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره."
  • "صد تومن میدم که بچه‌ام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید، چه یک‌شب چه هزار شب."
  • "صد رحمت به کفن دزد اولی."
  • "صد سال گدائی می‌کنه هنوز شب جمعه را نمی‌دونه."
  • "صد سر را کلاه است و صد کور را عصا."
  • "صد من پرقو یکمشت نیست."
  • "صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمی‌ارزه."
  • "صد موش را یک گربه کافیه."
  • "صفراش به یک لیمو می‌شکنه."
  • "صنار جیگرک سفره قلمگار نمی‌خواد."
  • "صنار می‌گیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی می‌دم غسل می‌کنم."

ض

  • "ضرب خورده جراحه."
  • "ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته."
  • "ضامن روزی بود روزی‌رسان."
  • "ضرر به موقع بهتر از منفعت بی‌موقعه."
  • "ضرر کار کن، کار نکردنه."

ط

  • "طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است."
  • "طالع اگر اری برو دمر بخواب."
  • "طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق --- تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش."(( سعدی ))
  • "طبل تو خالیست."
  • "طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد."
  • "طشت طلا رو سرت بگیر و برو."
  • "طعمه هر مرغکی انجیر نیست."
  • "طمع آرد بمردان رنگ زردی."
  • "طمع پیشه را رنگ و رو زرده."
  • "طمع را نباید که چندان کنی --- که صاحب کرم را پشیمان کنی."
  • "طمع زیاد مایه جونم مرگی ( جوانمرگی ) است."
  • "طمعش از کرم مرتضی علی بیشتره."

ظ

  • "ظالم پای دیوار خودشو می‌کنه."
  • "ظالم دست کوتاه."
  • "ظالم همیشه خانه خرابه."
  • "ظاهرش چون گور کافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل."

ع

  • "عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرویان همه را خواب برد." (( ایرج میرزا ))
  • "عاشق بی‌پول باید شبدر بچینه."
  • "عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم."
  • "عاشقی پیداست از زاری دل --- نیست بیماری چو بیماری دل." (( مولوی ))
  • "عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد." (( حافظ ))
  • "عاشقی کار سری نیست که بر بالین است." (( سعدی ))
  • "عاقبت جوینده یابنده بود." (( مولوی))
  • "عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمی بزرگ شود." (( سعدی ))
  • "عاقل بکنار آب تا پل می‌جست --- دیوانه پا برهنه از آب گذشت."
  • "عاقل گوشت می‌خوره، بی‌عقل بادمجان."
  • "عالم بی‌عمل، زنبور بی‌عسله."
  • "عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل."
  • "عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعله‌دار."
  • "عبادت بجز خدمت خلق نیست --- به تسبیح و سجاده و دلق نیست." (( سعدی ))
  • "عجب کشگی سابیدیم که همش دوغ پتی بود."
  • "عجله، کار شیطونه."
  • "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد."
  • "عذر بدتر از گناه."
  • "عروس بی‌جهاز، روزه بی‌نماز، دعای بی‌نیاز، قرمه بی‌پیاز."
  • "عروس تعریفی عاقبت شلخته در‌آمد."
  • "عروس که به ما رسید شب کوتاه شد."
  • "عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید."
  • "عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه."
  • "عروس نمی‌تونست برقصه می‌گفت: زمین کجه."
  • "عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقا دائیش خوبه."
  • "عروس که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند."
  • "عزیز کرده خدا را نمی‌شه ذلیل کرد."
  • "عزیز پدر و مادر."
  • "عسس بیا منو بگیر."
  • "عسل در باغ هست و غوره هم هست."
  • "عسل نیستی که انگشتت بزنند."
  • "عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند."
  • "عقد پسر‌عمو و دختر‌عمو را در آسمان بسته‌اند."
  • "عقلش پاره سنگ بر‌میداره."
  • "عقل که نیست جون در عذابه."
  • "عقل مردم به چشمشونه."
  • "عقل و گهش قاطی شده."
  • "علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد." ((‌."."." دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست )) (( سعدی ))
  • "علاج بکن کز دلم خون نیاید." (( سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل."."." )) (( میر والهی))
  • "علف بدهان بزی باید شیرین بیاد."
  • "عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه."

غ

  • "غاز می‌چرونه."
  • "غربال را جلوی کولی گرفت و گفت: منو چطور می‌بینی؟" گفت: هر طور که تو منو می‌بینی."
  • "غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو."
  • "غلیان بکشیم یا خجالت." (( مائیم میان این دو حالت."."." ))
  • "غم مرگ برادر را برادر مرده می‌داند."
  • "غوره نشده مویز شده است."

ف

  • "فردا که برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست؟" (( ناصر خسرو))
  • "فرزند بی‌ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره، اگر هم نبری زشته."
  • "فرزند عزیز نور دیده --- از دبه کسی ضرر ندیده."
  • "فرزند کسی نمیکند فرزندی --- گر طوق طلا به گردنش بر‌بندی."
  • "فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه."
  • "فرشش زمینه، لحافش آسمون."
  • "فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد."
  • "فضول را بجهنم بردند گفت: هیزمش تره."
  • "فقیر، در جهنم نشسته است."
  • "فکر نان کن که خربزه آبه."
  • "فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه."
  • "فلک فلک، بهمه دادی منقل، به ما ندادی یک کلک."
  • "فواره چون بلند شود سرنگون شود."
  • "فیل خوابی می‌بیند و فیلبان خوابی."
  • "فیلش یاد هندوستان کرده."
  • "فیل و فنجان."
  • "فیل زنده‌اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه."

ق

  • "قاپ قمار خونه است."
  • "قاتل بپای خود پای دار میره."
  • "قاچ زین را بگیر اسب‌دوانی پیشکشت."
  • "قاشق سازی کاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میکشی دراز میشه."
  • "قاشق نداری آش بخوری نونتو کج کن بیل کن."
  • "قاطر را گفتند: پدرت کیست؟" گفت: اسب آقادائیمه."
  • "قاطر را گفتند: پدرت کیست؟" گفت: اسب آقادائیمه."
  • "قاطر پیش آهنگ آخرش توبره میشه."
  • "قبا سفید قبا سفیده."
  • "قبای بعد از عید برای گل منار خوبه."
  • "قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری."
  • "قران کنند حرز و امام مبین کشند." (( یاسین کنند ورد وبه طاها کشند تیغ."."." ))
  • "قربون برم خدا‌رو، یک بام و دو هوا‌رو، اینور بام گرما را اون ور بام سرما‌رو."
  • "قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم."
  • "قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی."
  • "قربون چشمهای بادومیت - ننه من بادوم."
  • "قربون چماق دود کشت کاه، بده جوش پیشکشت."
  • "قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه‌پلو."
  • "قسمت را باور کنم یا دم خروس را؟"."
  • "قسم نخور که باور کردم."
  • "قلم، دست دشمنه."
  • "قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید."
  • "قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند."

ک

  • "کاچی بهتر از هیچی است."
  • "کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه."
  • "کار بوزینه نیست نجاری."
  • "کار خر و خوردن یابو."
  • "کارد، دسته خودشو نمی‌بره."
  • "کار نباشه زرنگه."
  • "کار، نشد نداره."
  • "کار هر بز نیست خرمن کوفتن --- گاو نر می‌خواهد و مرد کهن."
  • "کاری بکن بهر ثواب - نه سیخ بسوزه نه کباب."
  • "کاسه گرمتر از آش."
  • "کاسه جائی رود که شاه تغار باز آید."
  • "کاسه را کاشی میشکنه، تاوانش را قمی میده."
  • "کاشکی را کاشتند سبز نشد."
  • "کاشکی ننم زنده میشد - این دورانم دیده میشد."
  • "کافر همه را بکیش خود پندارد."
  • "کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته."
  • "کاه بده، کالا بده، دو غاز و نیم بالا بده."
  • "کاه پیش سگ، استخوان پیش خر."
  • "کاه را در چشم مردم می‌بینه کوه را در چشم خودش نمی‌بینه."
  • "کاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد."
  • "کباب پخته نگردد مگر به گردیدن."
  • "کبکش خروس میخونه."
  • "کپه هم با فعله است؟"."
  • "کجا خوشه؟" اونجا که دل خوشه."
  • "کج میگه اما رج میگه."
  • "کچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری؟" گفت: من از این قرتی‌گریها خوشم نمیاد."
  • "کچل نشو که همه کچلی بخت نداره."
  • "کچلیش، کم آوازش."
  • "کدخدا را ببین، ده را بچاپ."
  • "کرایه نشین، خوش نشینه."
  • "کرم‌داران عالم را درم نیست --- درم‌داران عالم را کرم نیست."
  • "کرم درخت از خود درخته."
  • "کژدم را گفتند: چرا بزمستان در نمی‌آئی؟" گفت: بتابستانم چه حرمت است که در زمستان نیز بیرون آیم؟"."
  • "کس را وقوف نیست که انجام کار چیست." (( هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار )) (( حافظ شیرازی ))
  • "کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من."
  • "کسی دعا می‌کنه زنش نمیره که خواهر زن نداشته باشه."
  • "کسی را در قبر دیگری نمی‌گذارند."
  • "کسی که از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمی‌شه."
  • "کسی که از گرگ می‌ترسه گوسفند نگه نمی‌داره."
  • "کسی که را مادرش زنا کنه، با دیگران چها کنه."
  • "کسی که منار می‌دزده، اول چاهش را می‌کنه."
  • "کسی که خربزه می‌خوره، پای لرزش هم می‌شینه."
  • "کشته از بسکه فزونست کفن نتوان کرد."
  • "کفاف کی دهد این باده بمستی ما --- خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما."
  • "کف دستی که مو نداره از کجاش می‌کنند؟"."
  • "کفتر صناری، یاکریم نمی‌خونه."
  • "کفتر چاهی جاش توی چاهه."
  • "کفشات جفت، حرفات مفت."
  • "کفشاش یکی نوحه می‌خونه، یکی سینه می‌زنه."
  • "کفگیرش به ته دیگ خورده."
  • "کلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت."
  • "کلاغ از وقتی بچه‌دار شد، شکم سیر بخود ندید."
  • "کلاغ از باغمون قهر کرد، یک گردو منفعت ما."
  • "کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت."
  • "کلاغ، روده خودش در‌آمده بود اونوقت میگفت: من جراحم."
  • "کلاغ سر لونه خودش قارقار نمیکنه."
  • "کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی."
  • "کلاه را که به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره."
  • "کلاه کچل را آب برد گفت: برای سرم گشاد بود."
  • "کلفتی نون را بگیر و نازکی کار را."
  • "کلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جواب است ای برادر این نه جنگ است."
  • "کله‌اش بوی قرمه سبزی میده."
  • "کله پز برخاست سگ جایش نشست."
  • "کله گنجشکی خورده."
  • "کمال همنشین در من اثر کرد --- وگر نه من همان خاکم که هستم." (( سعدی))
  • "کم بخور همیشه بخور."
  • "کمم گیری کمت گیرم - نمرده ماتمت گیرم."
  • "کنار گود نشسته میگه لنگش کن."
  • "کند همجنس با همجنس پرواز." (( کبوتر با کبوتر باز با باز."."."))
  • "کنگر خورده لنگر انداخته."
  • "کور از خدا چی میخواهد؟" دو چشم بینا."
  • "کور خود و بینای مردم."
  • "کورشه اون دکانداری که مشتری خودشو نشناسه."
  • "کور را چه به شب‌نشینی."
  • "کور کور را میجوره آب گودال را."
  • "کور هر چی توی چنته خودشه خیال میکنه توی چنته رفیقش هم هست."
  • "کوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد."
  • "کوزه خالی، زود از لب بام میافته."
  • "کوزه‌گر از کوزه شکسته آب میخوره."
  • "کوزه نو آب خنک داره."
  • "کوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره."
  • "کوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد."
  • "کوسه و ریش پهن."
  • "کو فرصت؟"."
  • "کوه بکوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه."
  • "کوه، موش زائیده."

گ

  • "گابمه و آبمه و نوبت آسیابمه."
  • "گاو پیشانی سفیده."
  • "گاوش زائیده."
  • "گاو نه من شیر."
  • "گاه باشد که کودک نادان --- به غلط بر هدف زند تیری."
  • "گاهی از سوراخ سوزن تو می‌ره گاهی هم از دروازه تو نمی‌ره."
  • "گدارو که رو بدی صاحبخونه می‌شه."
  • " نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت ---- هر طفل نی سوار کند تازیانه‌اش." ((صائب))
  • "گذر پوست به دباغخانه می‌افته."
  • "گر بدولت برسی مست نگردی مردی."
  • "گر بری گوش و گر زنی دمبم --- بنده از جای خود نمی‌جنبم."
  • "گربه برای رضای خدا موش نمی‌گیره."
  • "گربه تنبل را موش طبابت می‌کنه."
  • "گربه دستش به گوشت نمی‌رسه می‌گه بو می‌ده."
  • "گربه را دم حجله باید کشت."
  • "گربه را اگر در اطاق حبس کنی پنجه بروت می زنه."
  • "گربه را گفتند: گهت درمونه خاک پاشید روش."
  • "گربه روغن میخوره خانم دهنش بو میکنه."
  • "گربه شب سموره."
  • "گربه شیر است در گرفتن موش --- لیک موش است در مصاف پلنگ."
  • "گربه مسکین اگر پر داشتی --- تخم گنجشک از زمین برداشتی."
  • "گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن."
  • "گر تو قرآن بدین نمط خوانی --- ببری رونق مسلمانی را." ((سعدی))
  • "گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را." (( در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند."."." )) ((حافظ))
  • "گر جمله کائنات کافر گردند --- بر دامن کریاش ننشیند گرد."
  • "گر حکم شود که مست گیرند --- درشهرهر آنچه هست گیرند."
  • "گر در همه دهر یک سر نیشتر است --- بر پای کسی رود که از همه درویشتر است."
  • "گر در یمنی چو با منی پیش منی --- ور پیش منی چو بی منی در یمنی."
  • "گرد نام پدر چه می‌گردی؟" --- پدر خویش باش اگر مردی." ((سعدی))
  • "گرز به خورند پهلوون."
  • "گر زمین و زمان بهم دوزی --- ندهندت زیاده از روزی."
  • "گر صبر کنی ز غوره حلوا سازیم."
  • "گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب‌خانه چیست؟"."
  • "گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده."
  • "گرهی که با دست باز میشه نباید با دندان باز کرد."
  • "گفت پیغمبر که چون کوبی دری --- عاقبت زآن در برون آید سری."
  • "گفت: چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر کند یا خاک گور." ((سعدی))
  • "گفت: چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر کند یا خاک گور." ((سعدی))
  • "گفت: خونه قاضی عروسیست." گفت: بتو چه؟" گفت: مرا هم دعوت کرده اند." گفت: بمن چه؟"."
  • "گفت: استاد." شاگردان از تو نمیترسند." گفت: منهم از شاگردها نمیترسم."
  • "گفتند: خرس تخم میذاره یا بچه؟" گفت: از این دم بریده هر چی بگی بر میاد."
  • "گفتند: خربزه و عسل با هم نمیسازند." گفت: حالا که همچین ساخته‌اند که دارند منو از وسط بر میدارند."
  • "گفتند: خربزه میخوری با هندوانه؟" گفت: هر دودانه."
  • "گفت: نوری خونه است؟" گفتند: علاوه بر نوری دخترش هم خونه است." گفت: نور علی نور."
  • "گل زن و شوهر را از یک تغار برداشته‌اند."
  • "گله گیهات بسرم ایشالاه عروسی پسرم."
  • "گنج بی مار و گل بی خار نیست --- شادی بی غم در این بازار نیست." ((مولوی))
  • "گنجشک امسال رو باش که گنجشک پارسالی را قبول نداره."
  • "گنجشک با باز پرید افتاد و ماتحتش درید."
  • "گنجشک با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاو میش یکیش صد تومنه."
  • "گندم از گندم بروید جو ز جو." ((‌ از مکافات عمل غافل نشو."."." )) ((مولوی))
  • "گندم خوردیم از بهشت بیرونمان کردند."
  • "گوساله بسته را میزنه."
  • "گوسفند امام رضا را تا چاشت نمیچرونه."
  • "گوسفند بفکر جونه، قصاب به فکر دنبه."
  • "گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من --- آنچه البته بجائی نرسد فریادست." ((یغمایی جندقی))
  • "گوشت جوان لب طاقچه است."
  • "گوشت را از ناخن نمیشه جدا کرد."
  • "گوشت را از بغل گاو باید برید."
  • "گوشت رانم را می‌خورم منت قصاب رو نمی‌کشم."
  • "گوهر پاک بباید که شود قابل فیض --- ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود." ((حافظ))
  • "گه جن خورده."
  • "گیرم پدر تو بود فاضل --- از فضل پدر تو را چه حاصل." ((نظامی))
  • "گیرم که مار چوبه کند تن بشکل مار --- کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست." ((خاقانی))
  • "گیسش را توی آسیا سفید نکرده."

ل

  • "لاف در غریبی، گور در بازار مسگرها."
  • "لالائی میدونی چرا خوابت نمیبره."
  • "لب بود که دندون اومد."
  • "لر اگر ببازار نره بازار میگنده."
  • "لقمان حکیم را گفتند: ادب از که آموختی؟" گفت: از بی ادبان." ((گلستان سعدی))
  • "لگد به گور حاتم زده."
  • "لولهنگش آب میگیره."
  • "لیلی را از چشم مجنون باید دید."

م

  • "ما از خیک دست برداشتیم خیک از ما دست بر نمیداره."
  • "ما اینور جوب تو اونور جوب."
  • "ما اینور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پیراهن یکی شانزده تومنه."
  • "مادر را دل سوزد، دایه را دامن."
  • "مادر زن خرم کرده، توبره بر سرم کرده."
  • "مادر که نیست با زن بابا باید ساخت."
  • "مادر مرده را شیون میاموز."
  • "مارا باش که از بز دنبه میخواهیم."
  • "مار بد بهتر بود از یار بد."
  • "مار پوست خودشو ول میکنه اما خوی خودشو ول نمیکنه."
  • "مار تا راست نشه بسوراخ نمیره."
  • "مار خورده افعی شده."
  • "مار خیلی از پونه خوشش میاد دم لونه‌اش سبز میشه."
  • "مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه."
  • "مار گیر را آخرش مار میکشه."
  • "مار مهره، هر ماری نداره."
  • "مار هر کجا کج بره توی لونه خودش راست میره."
  • "ماست را که خوردی کاسه شو زیر سرت بزار."
  • "ماست‌ها را کیسه کردند."
  • "ماست مالی کردن."
  • "ماستی که ترشه از تغارش پیداست."
  • "ماست نیستی که انگشتت بزنند."
  • "ما صد نفر بودیم تنها، اونها سه نفر بودند همراه."
  • "ما که خوردیم اما نگی یارو خر بود سیرابیت نپخته بود."
  • "ما که در جهنم هستیم یک پله پائین‌تر."
  • "ما که رسوای جهانیم غم عالم پشمه."
  • "مال است نه جان است که آسان بتوان داد."
  • "مال بد بیخ ریش صاحبش."
  • "مال به یکجا میره ایمون به هزار جا."
  • "مالت را خار کن خودت را عزیز کن."
  • "مال خودت را محکم نگهدار همسایه را دزد نکن."
  • "مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم."
  • "مال دنیا و بال آخرته."
  • "مال ما گل مناره، مال مردم زیر تغاره."
  • "مال مفت صرافی نداره."
  • "پول باد آورده چند و چون نداره."
  • "مال ممسک میراث ظالمه."
  • "مال همه ماله، مال من بیت الماله."
  • "ماما آورده را مرده شور میبره."
  • "ماما که دو تا شد سر بچه کج در میاد."
  • "ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون --- او بمطلب‌ها رسید و ما هنوز آواره‌ایم.""
  • "ماه درخشنده چو پنهان شود --- شب پره بازیگر میدان شود."
  • "ما هم تون را میتابیم هم بوق را میزنیم."
  • "ماه همیشه زیر ابر پنهان نمیمونه."
  • "ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است."
  • "ماهی ماهی رو میخوره، ماهی‌خوار هر دو را."
  • "ماهی و ماست؟" عزرائیل میگه بازم تقصیر ماست؟"
  • "مبارک خوشگل بود ابله هم درآورد."
  • "مثقال نمکه خروار هم نمکه."
  • "مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند."
  • "مثل کنیز ملا باقر."
  • "مرد چهل ساله تازه اول چلچلیشه."
  • "مرد خردمند هنر پیشه را --- عمر دو بایست در این روزگار
  • "تا به یکی تجربه آموختن --- با دگری تجربه بردن بکار." ((سعدی))
  • "مرد که تنبوتش دو تا شد بفکر زن نو میافته."
  • "مرده را رو که رو بدی بکفن خودش میرینه."
  • "مردی را پای دار میبردند زنش میگفت: یه شلیته گلی برای من بیار."
  • "مردی که نون نداره اینهمه زبون نداره."
  • "مرغ بیوقت خوان را باید سر برید."
  • "مرغ زیرک که میرمید از دام - با همه زیرکی بدام افتاد."
  • "مرغ گرسنه ارزن در خواب می‌بینه."
  • "مرغ، هم تخم میکنه هم چلغوز."
  • "مرغ همسایه غازه."
  • "مرغی را که در هواست نباید به سیخ کشید."
  • "مرغ یه پا داره."
  • "مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه."
  • "مرگ برای من، گلابی برای بیمار."
  • "مرگ به فقیر و غنی نگاه نمیکنه."
  • "مرگ خر عروسی سگه."
  • "مرگ خوبه اما برای همسایه."
  • "مرگ میخواهی برو گیلان."
  • "مرگ یه بار شیون یه بار."
  • "مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد." (( نابرده رنج گنج میسر نمی شود."."." )) ((سعدی))
  • "مزد خر سور چرونی خر سواریست."
  • "مزد دست مهتر چس یابوست."
  • "مسجد نساخته گدا درش ایستاده."
  • "مشتری آخر شب خونش پای خودشه."
  • "مشک خالی و پرهیز آب."
  • "معامله با خودی غصه داره."
  • "معامله نقد بوی مشک میده."
  • "معما چو حل گشت آسان شود."
  • "مغز خر خورده."
  • "مفرداتش خوبه اما مرده شور ترکیبشو ببره."
  • "مگس به فضله‌ش بشینه تا مورچه‌خور دنبالش میدوه."
  • "مگه سیب سرخ برای دست چلاق خوبه؟"
  • "مگه کاشونه که کپه با فعله است؟"
  • "ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشکل."
  • "ملا نصرالدین صنار میگرفت سگ اخته می‌کرد یکعباسی میداد میرفت حموم."
  • "من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم --- تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال." ((سعدی))
  • "من از بیگانگان هرگز ننالم --- که با من هر چه کرد آن آشنا کرد." ((حافظ))
  • "من کجا و خلیفه در بغداد."
  • "من میگم خواجه‌ام تو میگی چند تا بچه داری؟"
  • "من میگم نره تو میگی بدوش."
  • "من میگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف."
  • "من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش --- چون بفکر سوختن افتاده‌ای مردانه باش." ((مرتضی قلیخان شاملو))
  • "من نوکر حاکمم نه نوکر بادنجان."
  • "موریانه همه چیز خونه را میخوره جز غم صاحب خونه را."
  • "موش به سوراخ نمیرفت جارو به دم بست."
  • "مورچه چیه که کله پاچش چی باشه."
  • "موش زنده بهتر از گربه مرده است."
  • "موش به همبونه ( انبار) کار نداره همبونه به موش کار داره."
  • "موش و گربه که با هم بسازند دکان بقالی خراب میشه."
  • "مهتاب نرخ ماست را میشکنه."
  • "مهره مار داره."
  • "مه فشاند نور و سگ عوعو کند --- هر کسی بر طینت خود می تند." ((مولوی))
  • "مهمون باید خنده‌رو باشه اگر چه صاحب‌خونه، خون گریه کنه."
  • "مهمون تا سه روز عزیزه."
  • "مهمون خر صاحب‌خونه است."
  • "مهمون که یکی شد صاحب‌خونه گاو میکشه."
  • "مهمون، مهمون‌و نمیتونه ببینه صاحب‌خونه هر دو را."
  • "مهمون ناخونده خرجش پای خودشه."
  • "مهمون هر کی، و در خونه هر چی."
  • "میون حق و باطل چهار انگشته."
  • "میون دعوا حلوا خیر نمی‌کنند."
  • "میون دعوا نرخ معین میکنه."
  • "می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مکن."
  • "میخوای عزیز بشی یا دور شو یا کور شو."
  • "میراث خرس به کفتار میرسه."
  • "میراث‌خوار بهتر از چشته خوره."
  • "میوه خوب نصیب شغال میشه."
  • "میهمان راحت جان است و لیکن چو نفس --- خفه سازد که فرود آید و بیرون نرود."

ن

  • "نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد."
  • "ناخوانده بخانه خدا نتوان رفت."
  • "ناز عروس به جهازه."
  • "نازکش داری ناز کن، نداری پاهاتو دراز کن."
  • "نبرد رگی تا نخواهد خدای." (( اگر تیغ عالم جنبد ز جای."."." ))
  • "نخود توی شله زرد."
  • "نخودچی توی جیبم میکنی اونوقت سرم را میشکنی؟"
  • "نخودچی شو دزدیده."
  • "نخود همه آش."
  • "ندید بدید وقتی بدید به خود برید."
  • "نذر میکنم واسه سرم خودم میخورم و پسرم."
  • "نردبون، پله به پله."
  • "نردبون دزدها."
  • "نزدیک شتر نخواب تا خواب آشفته نبینی."
  • "نزن در کسی را تا نزنند درت را."
  • "نسیه نسیه آخر بدعوا نسیه."
  • "نشاشیدی شب درازه."
  • "نشسته پاکه."
  • "نفسش از جای گرم در میاد."
  • "نکرده کار نبرند بکار."
  • "نگاه بدست ننه کن مثل ننه غربیله کن."
  • "نوشدارو بعد از مرگ سهراب."
  • "نوکر باب، شیش ماه چاقه شیش ماه لاغر."
  • "نوکر بی‌جیره و مواجب تاج سر آقاست."
  • "نوکه اومد به ببازار کهنه می‌شه دل‌آزار."
  • "نون اینجا آب اینجا - کجا بروم به از اینجا؟"
  • "نون بدو، آب بدو، تو بدنبالش بدو."
  • "نون بده، فرمون بده."
  • "نون بهمه کس بده، اما نان همه کس مخور."
  • "نونت را با آب بخور منت آبدوغ نکش."
  • "نون خونه رئیسه، سگش هم همراهشه."
  • "نون خودتو میخوری حرف مردم و چرا میزنی؟"
  • "نون خود تو میخوری حلیم حاج عباسو هم میزنی؟"
  • "نون را به اشتهای مردم نمیشه خورد."
  • "نون را باید جوید توی دهنش گذاشت."
  • "نونش توی روغنه."
  • "نونش را پشت شیشه میماله."
  • "نون گدائی رو گاو خورد دیگه بکار نرفت."
  • "نون نامردی توی شکم مرد نمیمونه."
  • "نون نداره بخوره پیاز میخوره اشتهاش واشه."
  • "نون نکش آب لوله کش."
  • "نه آب و نه آبادانی نه گلبانگ مسلمانی."
  • "نه آفتاب از این گرم‌تر می‌شود و نه غلام از این سیاه‌تر."
  • "نه از من جو، نه از تو دو، بخور کاهی برو راهی."
  • "نه به‌اون خمیری نه به‌این فطیری."
  • "نه به اون شوری شوری نه به‌این بی‌نمکی."
  • "نه بباره نه به داره، اسمش خاله موندگاره."
  • "نه بر مرده بر زنده باید گریست." (( گر این تیر از ترکش رستمی است."."." )) ((فردوسی))
  • "نه پسر دنیائیم نه دختر آخرت."
  • "نه پشت دارم نه مشت."
  • "نه پیر را برای خر خریدن بفرست نه جوان را برای زن گرفتن."
  • "نه خانی اومده نه خانی رفته."
  • "نه چک زدم نه چونه، عروس اومد به خونه."
  • "نه خود خوری نه کس دهی گنده کنی به سگ دهی."
  • "نه در غربت دلم شاد و نه روئی در وطن دارم." --- الهی بخت برگردد از طالع که من دارم."
  • "نه دزد باش نه دزد زده."
  • "نه راه پس دارم نه راه پیش."
  • "نه سر پیازم نه ته پیاز."
  • "نه سر کرباسم نه ته کرباس."
  • "نه سرم را بشکن نه گردو توی دومنم کن."
  • "نه سیخ بسوره نه کباب." (( کاری بکن بهر ثواب."."." ))
  • "نه عروس دنیا نه داماد آخرت."
  • "نه شیر شتر نه دیدار عرب."
  • "نه قم خوبه نه کاشون لعنت به هر دوتاشون."
  • "نه مال دارم دیوان ببره نه ایمان دارم شیطان ببره."
  • "نه نماز شبگیر کن نه آب توی شیر کن."
  • "نه هر که سر نتراشد قلندری داند."
  • "نی به نوک دماغش نمیرسه."
  • "نیش عقرب نه از ره کین است --- اقتضای طبیعتش این است."
  • "نیکی و پرسش؟"

و

  • "وای بباغی که کلیدش از چوب مو باشه."
  • "وای به خونی که یکشب از میونش بگذره."
  • "وای به کاری که نسازد خدا."
  • "وای به مرگی که مرده‌شور هم عزا بگیره."
  • "وای به وقتی که بگندد نمک."
  • "وای به وقتی که چاروادار راهدار بشه."
  • "وای بوقتی که قاچاقچی گمرکچی بشه."
  • "وعده سر خرمن دادن."
  • "وقت خوردن، خاله، خواهر زاده را نمیشناسه."
  • "وقت مواجب سرهنگه، وقت کار کردن سربازه."
  • "وقتی که جیک جیک مستونت بود یاد زمستونت نبود؟"
  • "وقتی مادر نباشه با زن بابا باید ساخت."

ه

  • "هادی." هادی." اسم خودتو به ما نهادی."
  • "هر جا که آشه، کل، فراشه."
  • "هر جا خرسه، جای ترسه."
  • "هر جا سنگه به پای احمد لنگه."
  • "هر جا که پری رخیست دیوی با اوست."
  • "هر جا که گندوم نده مال من دردمنده."
  • "هر جا که نمک خوری نمکدون نشکن."
  • "هر جا مرغ لاغره، جایش خونه ملا باقره."
  • "هر جا هیچ جا، یک جا همه جا."
  • "هر چه از دزد موند، رمال برد."
  • "هر چه بخود نپسندی بدیگران نپسند."
  • "هر چه بگندد نمکش می‌زنند --- وای به وقتی که بگندد نمک."
  • "هر چه به همش بزنی گندش زیادتر می‌شه."
  • "هر چه پول بدی آش می‌خوری."
  • "هر چه پیش آید خوش آید."
  • "هر چه خدا خواست همان شود --- هر چه دلم خواست نه آن شد."
  • "هر چه خورده نریده."
  • "هر چه دختر همسایه چل‌تر، برای ما بهتر."
  • "هر چه در دیگ است به چمچه میاد."
  • "هر چه دیر نپاید دلبستگی را نشاید."
  • "هر چه رشتم پنبه شد."
  • "هر چه سر، بزرگتر درد بزرگتر."
  • "هر چه عوض داره گله نداره."
  • "هر چه کنی بخود کنی گر همه نیک و بد کنی."
  • "هر چه که پیدا می‌کنه خرج اتینا می‌کنه."
  • "هر چه مار از پونه بدش میاد بیشتر در لونه‌اش سبز می‌شه."
  • "هر چه می‌گم نره، بازم می‌گه بدوش."
  • "هر چه نصیب است نه کم می‌دهند --- ور نستانی به ستم می‌دهند."
  • "هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست." --- ورنه تشریف توبر بالای کس کوتاه نیست." ((حافظ))
  • "هر چیز که خوار آید یکروز به کار آید."
  • "هر خری را به یک چوب نمی‌رونند."
  • "هر دودی از کباب نیست."
  • "هر رفتی، آمدی داره."
  • "هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد."
  • "هر سرازیری یک سر بالائی داره."
  • "هر سرکه‌ای از آب، ترش تره."
  • "هر سگ در خونه صاحابش شیره."
  • "هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی."
  • "هر کس از هر جا رونده است با ما برادر خونده است."
  • "هر کسی پنجروزه نوبت اوست." (( دور مجنون گذشت و نوبت ماست."."." )) ((حافظ))
  • "هر که با مادر خود زنا کنه با دگران چها کنه."
  • "هر که بامش بیش برفش بیشتر."
  • "هر که به‌یک کار، بهمه کار - هر که بهمه کار بهیچ کار."
  • "هر که به امید همسایه نشست گرسنه می‌خوابه."
  • "هر که تنها قاضی رفت خوشحال بر می‌گرده."
  • "هر که خربزه می‌خوره پای لرزش هم می‌شینه."
  • "هر که خری نداره غمی نداره."
  • "هر که خیانت ورزد دستش در حساب بلرزد."
  • "هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد گوید."
  • "هر که را زر در ترازوست زور در بازوست."
  • "هر که را طاووس باید جور هندوستان کشد."
  • "هر که را مال هست و عقلش نیست --- روزی آن مال مالشی دهدش / وانکه را عقل هست و مالش نیست--- روزی آن عقل بالشی دهدش." ((عمادی شهریاری))
  • "هر که را میخواهی بشناسی یا باهاش معامله کن یا سفر کن."
  • "هر که شیرینی فروشد مشتری بروی بجوشد."
  • "هر که نان از عمل خویش خورد --- منت از حاتم طائی نبرد."
  • "هر کی بفکر خویشه کوسه بفکر ریشه."
  • "هر کی خر شد، ما پالونیم."
  • "هر کی که زن نداره،آروم تن نداره."
  • "هر گردی گردو نیست."
  • "هر گلی زدی سر خودت زدی."
  • "هزار تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره."
  • "هزار تا دختر کور‌و یکروزه شوهر می‌ده."
  • "هزار دوست کمه، یک دشمن بسیار."
  • "هزار قورباغه جای یه ماهی رو نمی‌گیره."
  • "هزار وعده خوبان یکی وفا نکند."
  • "هشتش گرو نه است."
  • "هلو برو تو گلو."
  • "هم از توبره می‌خوره هم از آخور."
  • "هم از شوربای قم افتادیم هم از حلیم کاشون."
  • "همان آش است و همان کاسه."
  • "همان خر است و یک کیله جو."
  • "هم چوب را خوردیم هم پیاز را و هم پول را دادیم."
  • "هم حلوای مرده‌هاست هم خورش زنده‌ها."
  • "هم خدا را می‌خواهد هم خرما را."
  • "همدون دوره و کردوش نزدیک."
  • "همسایه نزدیک، بهتر از برادر دور."
  • "همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهر‌داری کنم."
  • "هم فاله و هم تماشا."
  • "همکار همکارو نمی‌تونه ببیند."
  • "هم لحافه و هم تشک."
  • "هم می‌ترسم هم می‌ترسونم."
  • "همنشین به بود تا من از او بهتر شوم."
  • "همه ابری هم بارون نداره."
  • "همه خرها رو به یک چوب نمی‌رونند."
  • "همه رو مار می‌گزه مارو خر چسونه."
  • "همه سروته یه کرباسند."
  • "همه قافله پس و پیشیم."
  • "همه کاره و هیچ کاره."
  • "همه ماری مهره نداره."
  • "همه ماهی خطر داره بدنامیشو صفر داره."
  • "هر مرغی انجیر نمی‌خوره."
  • "همیشه آب در جوی آقا رفیع نمی‌ره یه دفه هم در جوی آقا شفیع می‌ره."
  • "همیشه خره خرما نمی‌رینه."
  • "همیشه روزگار بانسان رو نمیکنه."
  • "همیشه شعبان، یکبار هم رمضان."
  • "همیشه ما می‌دیدیم یه دفعه هم تو ببین."
  • "همینو که زائیدی بزرگش کن."
  • "هنوز باد به زخمش نخورده."
  • "هنور دهنش بوی شیر می‌ده."
  • "هنوز سر از تخم در نیاورده."
  • "هنوز غوره نشده مویز شده."
  • "هوو هوو را خوشگل می‌کنه جاری جاری را کدبانو."
  • "هیچ ارزونی بی علت نیست."
  • "هیچ انگوری دوبار غوره نمی‌شه."
  • "هیچ بده را به هیچ بستانی کاری نیست."
  • "هیچ بدی نرفت که خوب جاش بیاد."
  • "هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه."
  • "هیچ تقلبی بهتر از راستی نیست."
  • "هیچ چراغی تا به صبح نمی‌سوزه."
  • "هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست."
  • "هیچ دوئی نیست که سه نشه."
  • "هیچ دودی بی‌آتش نیست."
  • "هیچ عروس سیاه بختی نیست که تا چهل روز سفید بخت نباشه."
  • "هیچکاره، رقاص پای نقاره."
  • "هیچکاره و همه‌کاره."
  • "هیچکس در پیش خود چیزی نشد."
  • "هیچکس را توی گور دیگری نمی‌گذارن."
  • "هیچکس روزی دیگری را نمی‌خوره."
  • "هیچکس نمی‌گه ماست من ترشه."
  • "هیچ گرونی بی‌حکمت نیست."

ی

  • "یابو برش داشته."
  • "یابوی اخته و مرد کوسه سن و سالشون معلوم نیست."
  • "یابوی پیش آهنگ آخرش توبره کش می‌شه."
  • "یا خدا یا خرما."
  • "یاربد، بدتر بود از مار بد."
  • "یارب مبادا که گدا معتبر شود." ((گر معتبر شود ز خدا بی‌خبر شود."."."))
  • "یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم."
  • "یارقدیم، اسب زین کرده است."
  • "یار، مرا یاد کنه ولو با یک هل پوک."
  • "یا زنگی زنگ باش یا رومی روم."
  • "یا علی غرقش کن منهم روش."
  • "یا کوچه گردی یا خانه داری."
  • "یا مرد باش یا نیمه مرد یا هپل هپو."
  • "یا مرگ یا اشتها."
  • "یا مکن با پیلان دوستی --- یا بنا کن خانه در خورد پیل." ((سعدی))
  • "یعنی کشک."
  • "یکی رو تو ده راه نمی دادند سراغ کدخدارو می‌گرفت."
  • "یک ارزن از دستش نمی‌ریزه."
  • "یک مرده بنام به که صد زنده به ننگ."
  • "یک انار و صد بیمار."
  • "یک بز گر گله را گر می‌کند."
  • "یک خورده شاخ بهتر از هزار ذرع دمه."
  • "یک داغ دل بس است برای قبیله‌ای."
  • "یکدم نشد که بی سر خر زندگی کنیم."
  • "یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب."
  • "یک بار جستی ملخه، دو بار جستی ملخه، آخر به دستی ملخه."
  • "یه بام و دو هوا."
  • "یه پا چارق، یه پا گیوه."
  • "یه پاش این دنیا یه پاش اون دنیاست."
  • "یه پول جیگرک سفره قلمکار نمیخواد."
  • "یه تب یه پهلوان‌و می‌خوابونه."
  • "یه تخته‌اش کمه."
  • "خل و کم عقل است."
  • "یه جا میل و مناره را نمی‌بینه یه جا ذره رو در هوا می‌شماره."
  • "یه مثقال گه توی شکمش نیست می‌خواد به شمس‌العماره برینه."
  • "یه چیز بگو بگنجه."
  • "یه حموم خرابه چهل تا جومه‌دار نمی‌خواد."
  • "یه خونه داریم پنبه ریسه، میون هفتاد ورثه."
  • "یه دست به پیش و یه دست به پس."
  • "یه دست صدا نداره."
  • "یه دستم سپر بود، یه دستم شمشیر، با دندونام که نمی‌تونم بجنگم."
  • "یه دیوانه سنگی به چاه می‌ندازه که صدعاقل نمی‌تونه بیرون بیاره."
  • "یه روده راست توی شیکمش نیست."
  • "یه روزه مهمونیم و صد ساله دعاگو."
  • "یه روز حلاجی می‌کنه سه روز پنبه از ریش ور می‌چینه."
  • "یه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون کره."
  • "یه سال روزه بگیر آخرش با فضله سگ افطار کن."
  • "یه سوزن بخودت بزن و یه جوالدوز به مردم."
  • "یه سیب و که به هوا بندازی تا بیاد پائین هزار تا چرخ می‌خوره."
  • "یه شکم سیر بهتر از صد شکم نیم سیر."
  • "یه عمر گدائی کرده هنوز شب جمعه رو نمی‌دونه."
  • "یه کاسه چی صد تا سرناچی."
  • "یه کفش آهنی می‌خواد و یه عصای فولادی."
  • "یه کلاغ و چهل کلاغ."
  • "یه گوشش دره یه گوشش دروازه."
  • "یه لاش کردیم نرسید دو لاش کردیم که برسد."
  • "یه لقمه نون بربری من بخورم یا اکبری."
  • "یه مرید خر بهتر از یه ده شیش دانگ."
  • "یه مو از خرس کندن غنیمته."
  • "یه مویز و چل قلندر."
  • "یه نه بگو، نه ماه رو دل نکش."
  • "یه وقت از سوراخ سوزن تو می‌ره یه وقت از در دروازه تو نمی‌ره."
  • "یکی به نعل و یکی به میخ."
  • "یکی چهارشنبه پول پیدا می‌کنه یکی گم می‌کنه."
  • "یکی کمه، دوتا غمه، سه تا خاطر جمه."
  • "یکی مرد و یکی مردار شد یکی به غضب خدا گرفتار شد."
  • "یکی می‌بره یکی می‌دوزد."
  • "یکی گفت: مادرم را می‌فروشم. گفتند: که چطور مادرت را می‌فروشی؟ گفت: قیمتی می‌گم که نخرند."
  • "یکی می‌مرد ز درد بینوایی - یکی میگفت خانوم زردک نمی‌خواهی؟"
  • "یکی نون نداشت بخوره پیاز میخورد که اشتهاش واشه."
  • "یکی یه دونه یا خل می‌شه یا دیوونه."
+ نوشته شده در  84/12/26ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط عباس زنگی آبادی  |