تبليغاتX
زنگی آباد کرمان
 مختصري از زندگينامه سردار شهيد حسين اسدي از شهداي حادثه تروريستي اخیر
 شهید حسین اسدی‌ خانوكی فرزند علی‌اكبر سومین شهید خانواده در سال 1339 در شهر خانوك از توابع شهرستان زرند به دنیا آمد.


وی حضوری فعال در صحنه‌های مختلف و از جمله تظاهرات در دوره انقلاب اسلامی داشت و پس از پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی به میدان‌های نبرد حق علیه باطل عزیمت كرد و سپس در آبان ‌ماه سال 1360 عضو رسمی نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.
با عضویت در سپاه پس از مدتی عازم مناطق جنگی شد و با شروع عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس در عملیات‌های فتح‌المبین و بیت‌المقدس به همراه دو برادر شهیدش حضوری فعال داشت.
وی در مسئولیت‌های متعددی در ستاد منطقه 6 سابق سپاه و لشكر 41 ثارالله در زمان جنگ و بعد از آن خالصانه خدمت كرد، از جمله مسئولیت‌های وی می‌توان به مسئول دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در لشكر 41 ثارالله و همچنین مسئول دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در قرارگاه قدس و معاون تبلیغات و روابط عمومی قرارگاه قدس اشاره كرد و در این مدت به عنوان سرباز فداكار ولایت در عرصه‌های فرهنگی خدمات ارزشمندی از خود به جای گذاشت.
وی در كنار خدمت در سپاه به عنوان بسیجی فعال و مخلص با حوزه مقاومت خانوك و هیئت‌های مذهبی آن منطقه همكاری فعالی داشت و برگزاری چند همایش برای شهدای منطقه خانوك از اقدامات فرهنگی این سردار شهید سرافراز اسلام است.
با آغاز ناامنی‌ها در منطقه شرق كشور و شروع ماموریت قرارگاه قدس، حضور مشتاقانه وی در این مناطق برگ دیگری از دفتر زندگی وی به ثبت رسید و توانست با حضور خود و استقرار خانواده در شهر زاهدان به حمایت از انقلاب و ایجاد وحدت بین برادران شیعه و سنی گامی موثر برای دفاع از حكومت اسلامی بر دارد و تا اینكه در اوایل طلوع 26 مهر ماه 1388 دعوت حق را لبیك گفت و به شرف شهادت نائل آمد.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 88/08/24 و ساعت 9:30 قبل از ظهر  
 خواستم
خواستم زنده بمانم،غم دوران نگذاشت

                                                            خواستم غم نخورم، این غم هجران نگذاشت

                خواستم دست به هر کار خلافی بزنم

                                                            آیه ی خوف فمن یعمل قرآن نگذاشت

               خواستم کاخ بسازم که زند سر به فلک

                                                            ناله کوخ نشینان بیابان نگذاشت

               خواستم بهر دو نان منت  دونان  بکشم

                                                            پاسخ مور به پیغام سلیمان نگذاشت

               خواستم جامه بپوشم و بنوشم می ناب

                                                            یاد لرزیدن سرمای زمستان نگذاشت

               خواستم شعر بگویم که بخندند همه

                                                            ناله پیر زن و اشک یتیمان نگذاشت

               یاس می خواست برد  از دل من، نور امید

                                                            فطرتم بر سر عقل آمد و وجدان نگذاشت

برگرفته از وبلاگ:

http://shitoryukaratedo.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 88/08/22 و ساعت 7:55 بعد از ظهر  
 عاروس که به بوم اومَد ،صد قپِه فرود اومد

عاروس که به بوم اومَد ،صد قپِه فرود اومد

از هیِبت مادِرشو ، عالم به  فِغون اومَد

اّ ،هَمو قدیم نِدیما ،دعوای عاروس مادِرشو رواج دوشتِه و بَدبَخ شورو(شوهِرو) زورِش نَه به مادِرش می رسیده ، نه به زِنِش"

وَرخاطِرِ هَمی کار بوده که شاعران کِرمونی (که مِثِ حالو ،تِ ،خیالِ اینترنت بازی وچت بازی نِبودنَ) هَر وَخ هَلووتی پِیدِه میکِردَن، دَس به قِلَم میشِدَن وحرفا دِلشونه رو کاغذ می اووردَن.مثِ هَمی شعر که دَوا(دعوا) عاروس مادِرشو رِه، همچی خوشگل و ترتِمیز مِلِه جِلو آدَم.

              اِی شعر قیافه گرفِتنِ عاروسورِه جِلو مادِرشو و مادِرشورو، رَم جلو عاروسِش به طرزی میگِه، که آدم فِک میکنه همی اَلآن جِلوت واستادَن و ... نَنو ، خدا نِیاره، میخان تلافیاره اُسِرِ ،تِ، بِدَر بیارن.

              بعضی وَختا مَم،مردکایی که اِی شعرو، ره،روزا میخونن ، شِبا ، اِی عاروس مادرشو ره به خواب می بینن و همچی جیقی میزنن که زن وبچه بدبخت شون اُ ،تِ، خواب وَرمیچکن و وِشِش میگن : چی به خواب دیدی مرد.هیولایی بود یا جن پری؟

اِی مردِکه مَم که روش نمیشه هچ چیزه تعریف کنه، مجبوره، موچ نِکنه ودِباره کِپِ مرگِشه بِلِه رو بالِش.فقط یه دِعایی پیش خودش میخونه که: اِی ،دِ تا اَفی دِگه به خوابش نِیایَن.

             مَردم، شمامَم بیایِین دِعا کنین، که نِبادا اینا یه رو به خواب من وشما نیاین. اِلهی امید.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 88/08/17 و ساعت 7:45 قبل از ظهر  
 پدر فوتبال کرمان درگذشت

منصور نظریه پیش کسوت ورزش و پدر فوتبال کرمان بامداد روز پنجشنبه دارفانی را وداع گفت.

منصور نظریه که سالها در ورزش استان کرمان به ویژه رشته فوتبال به عنوان مربی تیمهای مختلف و پیشکسوت ورزش مطرح بود و در رشته های مختلف ورزشی بازیکنان بزرگی را به ورزش ایران معرفی کرد،پس از چند روز بستری در بخش ویژه بیمارستان در سن 55 سالگی و بر اثر بیماری حاد دیابت درگذشت.

نظریه پایه گذار تیم فوتبال شهرداری کرمان و از کارشناسان فوتبال بود و مدتها درکسوت کارشناس فوتبال با هیئت فوتبال همکاری داشت.

وی تا چند ماه قبل معاون اداره کل تربیت بدنی استان و رئیس هیئت ورزشهای همگانی بود و اولین پیاده روی بزرگ ورزشی استان کرمان را برنامه ریزی کرد.

در مراسم تشییع پیکر وی که بازیکنان و مربیان و روسای هیئتهای ورزشی کرمان حضور داشتند مهدوی مدیرکل اسبق تربیت بدنی استان کرمان نظریه را مربی بزرگ و خدمتکار ورزش استان معرفی کرد و گفت: تربیت بازیکنانی که امروز از جمله بزرگان ایران هستند از افتخارات این بزرگمرد بود.

وی گفت: منصورنظریه به گردن ورزش استان کرمان حق پدری دارد و زحمات وی در دوره های مختلف مدیریت تربیت بدنی استان مشهود است. ((روانش شاد.))


 

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 88/08/15 و ساعت 10:59 بعد از ظهر  
 شهید حاج یونس زنگی آبادی

 

 دود باروت صورتش را سیاه کرده بود. گوشه چادر نشست و با خاک زیر سرش را بلند کرد.

گفت: با اجازه من ده دقیقه بخوابم.

سر ده دقیقه بیدار شد.

با تعجب گفتم: حاجی خوابت همین بود؟

با خوشرویی گفت: توی جبهه هر بیست و چهار ساعت بیشتر از پنج دقیقه خواب سهم آدم نمی شود.

من چهل و هشت ساعت نخوابیده بودم، سهمیه ام را گرفتم.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 88/08/13 و ساعت 2:23 بعد از ظهر  
 نابغه قرآنی معمم شد
همزمان با میلاد حضرت علی‌بن موسی الرضا (ع) مراسم عمامه‌گذاری جمعی از طلاب حوزه علمیه قم از جمله حافظ كل قرآن كریم حجت‌الاسلام محمدحسین طباطبایی به دست حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی برگزار شد.  

به گزارش مركز خبر حوزه،  آیت‌الله صافی‌گلپایگانی در این مراسم با تبریك میلاد حضرت علی‌بن‌موسی‌ الرضا (ع) عمامه‌گذاری جمعی از طلاب را از افتخارات بزرگ بیان كرده و گفتند: دلیل این افتخار این است كه توجهات غیبی شامل حال جامعه، مردم و شیعیان اهل‌بیت (ع) می‌شود.

ایشان با اشاره به استعداد فوق‌العاده حجت‌الاسلام محمدحسن طباطبایی حافظ كل قران كریم وی را از نوادر این عصر برشمرده و افزودند: آقای طباطبایی شیعه را سربلند نموده و مایه افتخار برای همه مسلمانان است.او موجب یك حركت قرآنی شد و بیت‌ این نابغه قرآنی نیز اسباب بركت هستند و امیدواریم عنایت امام زمام (عج) بیش از این شامل حال آنان شود.

این مرجع تقلید تصریح كردند: كسانی كه ملبس به لباس مقدس روحانیت و تحصیل علوم آل‌محمد (ص) می‌شوند عنایت امام زمان (عج) شامل حال آنان می‌شود.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 88/08/09 و ساعت 9:15 بعد از ظهر  
 مسير ارتباطي كرمان ـ زنگي‌آباد با دو باند بهسازي مي‌شود‌
فرماندار كرمان:
مسير ارتباطي كرمان ـ زنگي‌آباد با دو باند بهسازي مي‌شود‌

نخستين نشست بررسي مشكلات و مسائل مربوط به شهر زنگي‌آباد باحضور فرماندار ،اعضائ شورای اسلامی شهر وشهردارزنگی آباد در محل فرمانداري كرمان برگزار شد.

علي‌ انجم‌شعاع فرماندار كرمان در اين نشست با اشاره به اينكه بيان مشكلات به مسئولان كمك شاياني به رفع آنها مي‌كند، اظهار داشت: بايد مسئولان محلي زنگي‌آباد طي دو روز مشكلات مربوط به شهر را دسته‌بندي و براي ارائه در نشست نمايندگان مجلس به فرماندار كرمان تحويل دهند.
وي با بيان اينكه مسير ارتباطي شهر زنگي‌آباد در دستور كار مسئولان قرار گرفته است، خاطرنشان كرد: به زودي طرح دو بانده كردن و بهسازي اين مسير آغاز مي‌شود.
انجم‌شعاع همچنين در مورد تجهيز سالن ورزشي اين شهر تصريح كرد: مشكلات تفريح مربوط به رفاه جوانان است و بايد هرچه سريع‌تر رفع شود و اين سالن‌ طي يك ماه آينده مجهز مي‌شود.
همچنين رفع ديگر مشكلات اين شهر به طور مجزا به دستگا‌ه‌هاي مربوطه ابلاغ شد.
در ابتداي اين نشست كه با حضور مسئولان دولتي و اعضاي شوراي اين شهر تشكيل شد، مشكلات شهر زنگي‌آباد مطرح شد.
امنيت شهر و حضور دراز مدت افاغنه، وضعيت نانوايي‌ها و جاده ارتباطي شهر زنگي‌آباد به مركز استان از مسائلي بود كه در اين جلسه مطرح شد.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 88/08/04 و ساعت 4:23 بعد از ظهر  
 آنقدر شكست می‌خورم تا راه شكست دادن را بیاموزم
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 88/08/02 و ساعت 10:42 بعد از ظهر  
 اطلاع رسانی ناقص روز جمعه نمایشگاه کتاب کرمان

تصوير اصلي را ببينيدامروز ساعت ۳۰/۸که برای بازدید از نمایشگاه به اتفاق دو تن از فرزندانم رفته بودم ،با درهای بسته ومردم سرگردان روبرو شدم. علت را جویا شدم. گفتند:امروز به جهت برگزاری نماز جمعه نمایشگاه تعطیل است. گفتم : درهمه مناطق شهر که اعلام کرده اند از ۲۷ مهرماه تا ۳آبانماه نمایشگاه صبح وعصر دایر است. چرا در این اطلاعیه ها وبنرها قبلا پیش بینی واعلام نشده است؟ فرمودند: می خواهند مردم را اذیت کنند.

      به هر صورت مرتب مردم می آمدند وبا چهره ای ناراحت می رفتند.

      آخه تا کی باید چوب بی برنامگی های مسئولین را خورد؟ 

      مگر متولیان امر فرهنگ وادب قبلا نمیدانسته اند جمعه روز نماز جمعه است. در حالیکه خود اهل جمعه وجماعت اند؟

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 88/08/01 و ساعت 9:24 بعد از ظهر