|
نهم ربیع الاول سالروز آغاز ولایت و امامت و امامت آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها،
![]() دو غزل انتخاباتي
دو غزل انتخاباتي از ابولقاسم حالت، چاپ شده در هفتهنامه توفيق در سالهاي 39 و 43 با امضاي "خروس لاري". انتخابات
انتخابات آزمونی دیگر برای ملت ایران است. از هر مرامی که هستی. به هر چیز که معتقدی باید بدانی که کشورهای خارجی جز فتنه گری چیز دیگری برای ما به ارمغان نمی آورند. هر رای من وتو تیری است بر قلب دشمنان. وحضور در انتخابات وظیفه ملی ماست. جملات بسیار زیبا
. دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.
2. دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد. 3. خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد. 4. غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد. 5. گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است. 6. حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است. 7. زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد. 8. چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند. 9. مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست. 10. لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است. 11. كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد. 12. رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد. 13. چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو. 14. دوست جديد دنياي جديد است. 16. هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است. 17. همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند. 18. زندگي ساختني است نه گذراندني. 19. جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن. 20. غرور انهدام است مغرور نباش. 21. اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن. 22. امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا. 23. ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است. 24. بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد. 25. كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد. 26. در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند. پسر کوچکم
با حافظ
صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره از کجاست تا کجا دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا چه نسبتیست برندی صلاح و تقوی را سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا ز روی دوست دل دشمنان چه در یابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا چو کحل بینش ما خاک آستان شماست کجا رویم بفرما از این جناب کجا مبین بسیب زنخدان که چاه در راه هست کجا همی روی ای دل بدین شتاب کجا بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا قرارو خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا تقسيمبندي انسانها از ديدگاه دكتر شريعتي
۱-آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم نيستند. حضور عمده آدمها مبتني بر فيزيك است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست كه قابل فهم ميشوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند. ۲-آناني كه وقتي هستند، نيستند وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشتهاند. بيشخصيتاند و بياعتبار، هرگز به چشم نميآيند، مرده و زندهشان يكي است). ۳-آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم هستند (آدمهاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را ميگذارند كساني كه همواره در خاطر ما ميمانند، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم). ۴-آنهايي كه وقتي هستند، نيستند وقتي كه نيستند، هستند (شگفتانگيزترين آدمها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نميتوانيم حضورشان را دريابيم اما وقتي كه از پيش ما ميروند نرمنرم و آهسته آهسته درك ميكنيم . باز ميشناسيم، ميفهميم كه آنان چه بودند. چه ميگفتند و چه ميخواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم. هزار حرف داريم برايشان اما وقتي در برابرشان قرار ميگيريم، گويي قفل بر زبانمان ميزنند. اختيار از ما سلب ميشود. سكوت ميكنيم و غرق در حضور آنان مست ميشويم و درست در زماني كه ميروند يادمان ميآيد كه چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.» |
|


