|
عزاداران حسيني مراسم عاشورا را در شهر زنگی آباد گرامي داشتند
عاشقان حسيني در شهرزنگی آباد در عاشوراي حسيني در غم جانكاه سالار شهيدان و ياران با وفايش به نوحه سرايي و سينه زني پرداختند. فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد در شيار ذهن هر نخل بر ساحل علقمه صداى فرياد «يا اخا ادرك اخا» حك شده است . اين خاك هنوز بوى ياس مىدهد . گوش هنوز در حسرت شنيدن آخرين «لاحول ولا قوة الا بالله» وامانده است . به هركجا بنگرى تكثير «هيهات من الذله» را در ذرات وجود حس خواهى كرد . به نقل از وبلاگ نسیم کویر:http://nasimekavir.blogfa.com/
![]() کمی بخندید
زن به شوهرش میگه: میخوای دفتره یادداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم؟ مرده میگه عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت کنم! سخنان مشاهیر
كسي كه زبانش را حفظ كند خدا عيب او را مي پوشاند. (امام علي «ع») زندگي شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست بگيريد.
مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند. (گوته) صفات بهشتیان از دیدگاه امام علی (ع)
نقل شده : يکی از اصحاب امير مؤمنان ( ع ) به نام همام که مردی عابد و پرهيزکار بود به آنحضرت عرض کرد : ای امير مؤمنان پرهيزکاران را برايم آن چنان توصيف کن که گويا آنان را با چشم مي نگرم اما امام ( ع ) در پاسخش درنک فرمود: آن گاه فرمود : ای همام از خدا بترس و نيکی کن که خداوند با کسانی است که تقوا پيشه کنند و با کسانيکه نيکوکارند ولی همام باين مقدار قانع نشد [ و در اين باره اصرار ورزيد ] تا اينکه امام تصميم گرفت صفات متقين را مشروحا برايش بازگو کند . پس از آن خدای را ستايش و ثنا نمود و بر پيامبرش درود فرستاد . سپس فرمود : [2] اما بعد خداوند سبحان مخلوق را آفريد [3] در حاليکه از اطاعتشان بي نياز و از معصيت آنان ايمن بود زيرا نه نافرمانی گناهکاران به او زيان مي رساند [4] و نه اطاعت مطيعان به او نفعی مي بخشد . روزی و معيشت آنان را بينشان تقسيم کرد و هر کدام را در دنيا به جای خويش قرار داد [5] اما پرهيز کاران در دنيا دارای اين صفات برجسته اند : گفتارشان راست [6] پوشش آنان ميانه روی و راه رفتنشان تواضع و فروتنی است . چشمان خويش را از آن چه خداوند بر آنها تحريم نموده پوشيده اند [7] و گوش های خود را وقف شنيدن علم و دانش سودمند ساخته اند . [8] در بلا و آسايش حالشان يکسان است [ و تحولات آنها را دگرگون نميسازد ] [9] و اگر نبود اجل و سرآمد معينی که خداوند برای آن ها مقرر داشت . روحهای آنان حتی يک چشم بر هم زدن از شوق پاداش و از ترس کيفر در جسمشان قرار نمي گرفت [10] خالق و آفريدگار در روح و جانشان بزرگ جلوه کرده [ بهمين جهت ] غير خداوند در نظرشان کوچک است . آنها به کسی مي مانند که بهشت را با چشم ديده [11] و در آن متنعم است و همچون کسی هستند که آتش دوزخ را مشاهده کرده و در آن معذب است [12] قلب هاشان پر از اندوه و [ انسان ها ] از شرشان در امان بدن هاشان لاغر و نيازمندي هايشان اندک 000 [1] و ارواحشان عفيف و پاک است برای مدتی کوتاه در اين جهان صبر و استقامت ورزيدند و راحتی بس طولانی بدست آوردند [2] تجارتی است پر سود که پروردگارشان برايشان فراهم ساخته دنيا [ با جلوه گريهايش ] خواست آنها را بفريبد ولی آنها فريبش را نخوردند و آنرا نخواستند [3] دنيا [ با لذاتش ] آنها را اسير خود سازد ولی آنها با فداکاری خويشتن را آزاد ساختند . [ پرهيزکاران ] در شب همواره بر پا ايستاده اند [4] قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت مي کنند با آن جان خويش را محزون مي سازند و داروی درد خود را از آن مي گيرند [5] هر گاه به آيه ای برسند که در آن تشويق باشد با علاقه فراوان به آن روی آورند [6] و روح و جانشان با شوق بسيار در آن خيره شود و آن را همواره نصب العين خود مي سازند [7] و هر گاه به آيه ای برخورد کنند که در آن بيم باشد . گوشهای دل خويشتن را برای شنيدن آن باز مي کنند [8] و صدای ناله و به هم خوردن زبانه های آتش با آن وضع مهيبش در درون گوششان طنين انداز است [9] آنها در پيشگاه خدا به رکوع مي روند و جبين و دست و پا به هنگام سجده بر خاک مي سايند [10] و از او آزادی خويش را از آتش جهنم درخواست ميکنند . [11] و اما در روز دانشمندانی بردبار و نيکوکارانی با تقوا هستند ترس و خوف بدنهای آنها را همچون چوبه تيری لاغر ساخته [12] چنانکه ناطران آنها را بيمار مي پندارند اما هيچ بيماری در وجودشان نيست [13] بيخبران مي پندارند آنها ديوانه اند [14] در حالی که انديشه های بس بزرگ آنان را به اين وضع در آورده . از اعمال اندک خويش خشنود نيستند [15] و اعمال فراوان خود را زياد نمي بينند آنان خويش را متهم مي سازند و از کردار خود خوفناکند . [16] هر گاه يکی از آنها ستوده شوند از آن چه درباره اش گفته شده در هراس مي افتد و ميگويد : [17] من از ديگران نسبت بخود آگاه ترم و پروردگارم به اعمالم از من آگاه تر است 000 [مي گويد] [1] بار پروردگارا ما را در مورد گناهانی که به ما نسبت مي دهند مؤاخذه مفرما و نسبت به نيکي هائی که درباره ما گمان مي برند ما را از آن برتر قرارده و گناهانی را که نميدانند بيامرز [2] از نشانه های آنان اين است : در دين نيرومند نرمخو و دورانديش [3] با ايمانی مملو از يقين حريص در کس ب دانش و دارای علم توام با حلم ميانه رو در حال غنا [4] در عبادت خاشع در عين تهيدستی آراسته در شدائد بردبار [5] طالب حلال در راه هدايت با نشاط از طمع دور [6] اعمال نيک را انجام مي دهد اما باز هم ترسان است روز را شام ميسازد و همش سپاسگزاری است شب را به روز مي آورد و تمام فکرش ياد خدا است [7] مي خوابد اما ترسان است و برميخيزد شادمان است ترس او از غفلت [8] و شادمانی او به خاطر فضل و رحمتی است که به او رسيده . [9] هرگاه نفس او در انجام وظائفی که خوش ندارد سرکشی کند او هم از آنچه دوست دارد محرومش مي سازد . [10] روشنی چشمش در چيزی است که زوال در آن راه ندارد و بي علاقه گی و زهدش در چيزی است که باقی نمي ماند علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با کردار هم آهنگ ساخته [11] آرزويش را نزديک مي بينی لغزش ش را کم قلبش را خاشع نفسش را قانع [12] خوراکش را اندک امورش را آسان دينش را محفوخ شهوتش را مرده و خشمش را فروخورده است [13] همگان به خيرش اميدوار و از شرش در امانند اگر در ميان غافلان باشد جزو ذاکران محسوب مي گردد [14] و اگر در ميان ذاکران باشد جزو غافلان محسوب نمي شود . [15] ستمکار [ پشيمان ] را مي بخشد و به آنکه محرومش ساخته عطا مي کند با آنکس که پيوندش را قطع کرده مي پيوندد [16] از گفتار زشت و ناسزا بر کنار است گفته هايش نرم بديهايش پنهان و نيکيهايش آشکار است . [1] نيکي هايش رو کرده و شرش رخ برتافته است . در شدائد و مشکلات خونسرد و آرام در برابر ناگواريها شکيبا و بردبار [2] و در موقع نعمت و راحتی سپاسگزار است نسبت به کسی که دشمنی دارد ظلم نمي کند و به خاطر دوستی با کسی مرتکب گناه نمي شود [3] پيش از آنکه شاهد و گواهی بر ضدش اقامه شود خود به حق اعتراف مي کند آنچه را به او سپرده اند ضايع نمي کند [4] و آنچه را به او تذکر داده اند به فراموشی نمي سپارد مردم را با نامهای زشت نمي خواند به همسايه ها زيان نمي رساند [5] مصيبت زده را شماتت نمي کند در محيط باطل وارد نمي گردد و از دائره حق بيرون نمي رود [6] اگر سکوت کند سکوتش وی را مغموم نمي سازد و اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمي شود [7] و اگر به او ستمی [ از دوستان ] شود صبر مي کند تا خدا انتقام وی را بگيرد . خود را در سختی قرار مي دهد [8] اما مردم از دستش در آسايشند خود را بخاطر آخرت به زحمت مي اندازد و مردم را در راحتی قرار مي دهد [9] کناره گيری او از کسانی که دوری می کند از روی زهد و به خاطر پاک ماندن است و معاشرتش باآنان که نزديکی دارد توام با مهربانی و نرمش است [10] دورکشي اش از روی تکبر و خودبرتربينی نيست و نزديکيش بخاطر مکر و خدعه نخواهد بود . [11] راوی مي گويد : هنگامی که سخن به اينجا رسيد ناگهان همام ناله ای از جان برکشيد که روحش همراه آن از کالبدش خارج شد . [12] اميرمؤمنان ( ع ) فرمود : آه من از اين پيشامد مي ترسيدم . [13] سپس فرمود : مواعظ و پند و اندرزهای رسا به آنان که اهل موعظه اند چنين مي کند [14] کسی عرض کرد : پس شما چطور ای اميرمؤمنان ؟ [ يعنی توصيف پرهيزکاران با همام چنين کرد پس خود شما چطور ؟ ] [15] امام ( ع ) فرمود : وای بر تو هر اجلی وقت معينی دارد که از آن نمي گذرد و سبب مشخصی که از آن تجاوز نمي کند [16] آرام باش ديگر چنين سخن مگوی اين حرفی بود که شيطان بر زبانت نهاد .
منبع: نهج البلاغه همزمان با سراسر كشور،شهرزنگی آباد در روز عيد سعيد غدير غرق نوروشادي بود.
همزمان با سراسر كشور ، شهرزنگی آباددر روزعيد سعيد غدير غرق در نور و شادي بود. عاشقان ولايت وامامت با چراغاني، آذين بندي و نصب پرچم بر سر در منازل، مغازه ها، خيابان ها،،حسينيهها و مساجد اين عيد بزرگ را جشن گرفتند.
مردم مومن و خداجوي زنگی آباد با برپايي جشنهاي مختلف و پخش نقل و شيريني، عیدغدير خم را گرامي داشتتند . حضور پرشور جوانان و نوجوانان دراين جشنها و بستن پيمان برادري نشان از عشق و علاقه آنان به خاندان ائمه اطهار، عصمت و طهارت (ع) دارد كه جلوه ويژهاي به اين آيينها بخشيده بود. همچنين مداحان و شعراي زنگی آبادی با مولودي خواني و خواندن سرودههاي خود در مدح و ستايش مولي الموحدين حضرت علي (ع) اين عيد بزرگ را گرامي داشتند. از كلمات قصاروسخنان حكمت آموزامام صادق (عليه السلام)
- عقل و خرد ، چيزي است كه خداوند بوسيله آن پرستش و بندگي شده و با آن بهشتها تحصيل گرديده است.
2- اجر و پاداش به ميزان عقل و خرد است. 3- كاملترين مردم از نظر عقل خوش خلقترين آنان است. 4- ستون و پايه انسانيت عقل و خرد است. 5- عقل راهنماي شخص با ايمان است. 6- پرداختن به دانش و زياد در آن انديشيدن و فكر كردن ، چشم عقل را باز مي كند. 7-كمال و وارستگي عقل در گرو سه چيز است : تواضع و فروتني براي خدا ، يقين نيكو داشتن و سكوت مگر از بيان مطلب خود. 8- با فضليت ترين آثار و علائم عقل ، عبادت و بندگي خدا و محكمترين و مطمئن ترين سخن براي او ، دانش و بزرگترين بهره و لذت او حكمت است. 9- جلب محبت نيمي از خردمندي است . 10- مردان سه گروهند : خردمند ، بي خرد ، فاجر و نابكار . مرد خردمند كسي است كه اگر با وي حرف بزني پاسخ مي گويد و اگر سخن بگويد درست حرف مي زند و اگر به سخني گوش داد ، آنرا نگاه مي دارد و در مي يابد ؛ احمق و نابخرد اگر سخن بگويد شتاب مي كند و اگر با وي حرف بزني ، غفلت مي كند و بي توجه است و اگر به كار زشتي وادار شود آنرا انجام ميدهد ؛ و فاجر و نابكار هم شخصي است كه اگر امانتي به وي بسپاري خيانت مي كند و اگر با وي سخن بگوئي براي تو ننگ و عار مي گردد . 11- پنج چيز است كه در هر كس نباشد بهره زيادي در او نيست : دين ، خرد ، شرم ، خوشخوئي و ادب نيكو . 12- نيكرفتاري با مردم يك سوم از خردمندي است. 13- پنج خصلت است كه هر كس يكي از آنها را از دست بدهد هميشه زندگيش ناقص ، عقل و خردش زايل و دلش گرفتار خواهد شد : تندرستي ، امنيت، فراخي روزي ، همدم موافق ( همسر صالح ، فرزند صالح ، دوست صالح ) و راحتي . 14- ريشه و تبار هر انساني عقل و خرد او است و شخصييتش دين او ، و كرم و بزرگواريش در رابطه با تقواي اوست ، و همه مردم در انتساب به آدم برابرند . 15- خردمند هيچكس را سبك و بي مقدار نمي شمارد . 16- هيچ انساني عاقل كامل حساب نمي شود مگر آنكه سه نكته در زندگي او باشد : حق مردم را چه در حال خشم و چه در حال رضا بپردازد ؛ براي مردم راضي باشد به آنچه كه براي خود راضي است ؛ و به هنگام لغزش ، حلم و بردباري بكار گيرد . هر کس جامع سه خوي و خصلت باشد ، انسان کاملي است : عقل ، زيبائي و فصاحت بيان . 17- هر كس گرفتار سه چيز باشد ، عقل از سرش مي پرد : از دست دادن نعمت ، وجود همسر فاسد و مصيبت دوست . 18- سه چيز دليل خردمندي انجام دهنده آنهاست : فرستاده و ايلچي ، دليل ميزان عقل فرستنده و نوع تحفه و هديه دليل حدود خردمندي اهدا كننده و نامه دليل پايه عقل نويسنده است . 19- انسان خردمند سه چيز را هرگز نبايد فراموش كند : از بين رفتن دنيا ، دگرگوني احوال و آفتهائي كه بالاخره انسان گرفتار آنها مي شود . 20- سه چيز در غالب انسانها بطور كامل ديده نمي شود : ايمان ، خرد و كوشش و اجتهاد. 21- ما { ائمه اهل بيت (عليهم السلام) } دوست مي داريم كسي را كه خردمند ، دانا ، فهميده ، دانشمند ، بردبار ، سازگار ، شكيبا ، راستگو و با وفاست . 22- انسان عاقل و خردمند بايد راستگو باشد تا به سخنش اعتماد شود و بايد سپاسگزار هم باشد تا شايسته زيادت و افزودني باشد . 24- در مسائل حكمي و فلسفي نظر كردن و به تفكر پرداختن ، عقل و خرد را بارور مي كند . 24- در هر كه پنج چيز نباشد چندان بهره اي در وجودش نيست : دين ، خرد ، ادب، آزادگي و خوش خلقي . 25- پنج چيز در ميان بندگان كم تقسيم شده ( و مردم بهره ناچيزي از آنها دارند ): يقين ، قناعت ، صبر و سپاس ، و آنچه همه اينها را كامل گرداند عقل است . 26- هيچ آفريده اي در نظر خداوند مبغوض تر از احمق نيست كه از او دوست داشتني ترين چيزها نزد خود را كه عقل باشد گرفته است . 27- از آثار عقل و خرد ، وجود زيركي ، فهم ، حفظ و دانش است . 28- هر كه خردمند باشد ، انشاءالله پايان كارش بهشت است . 29- هر كه داراي خرد باشد ، متدين هم خواهد بود و متدين وارد بهشت ميشود. 30- هر گاه خداوند بخواهد از بنده اي نعمتي را بگيرد ، نخستين چيزي را كه در او دگرگون مي سازد عقل اوست. 31- خداوند عقل را بيافريد و فرمود پيش بيا ، آمد . فرمود عقب برو ، رفت . پس فرمود: سوگند به عزت و جلالم چيزي محبوبتر از تو نيافريده ام ؛ براي تو پاداش مي دهم و گيفر نيز بر تو است . 32- خداوند تبارك و تعالي از مردم به ميزان عقلي كه در دنيا به ايشان داده ، حساب خواهد كشيد . 33-عقل مرد در سه چيز آزموده مي شود : در درازي ريش ، نقش و نگاري انگشتري و در کنيه اش . 34-عقل انسان بعد از چهل سالگي تا پنجاه - شصت سالگي افزون مي شود سپس رو به نقصان مي گذارد . 35- اگر بخواهي در يك مجلس عقل مردي را بيازمائي ، در ضمن صحبت يك مطلب نشدني را به ميان بياور ؛ اگر منكر آن شد بدان كه او خردمند است . 36- انسان عاقل دو بار از يك سوراخ نيش نمي خورد .
عید غدیر خم،عید ولایت وامامت مبارک باد.
|
|



