تبليغاتX
زنگی آباد کرمان
 عزاداران حسيني مراسم عاشورا را در شهر زنگی آباد گرامي داشتند

عاشقان حسيني در شهرزنگی آباد در عاشوراي حسيني در غم جانكاه سالار شهيدان و ياران با وفايش به نوحه سرايي و سينه زني پرداختند.

در مناطق مختلف شهر دسته‌هاي سينه زن و زنجير زن در هر كوي و برزن به راه افتادند و تا ظهرامروز به ياد شهيدان كربلا به عزاداري پرداختند.

عزاداران حسيني در شهر زنکی آباد ديشب تا پاسي از شب و همچنين از صبح امروز با حضور در خيابانهاي شهر به عزاداري پرداخته و به سمت میدان ورزشی اين شهر حركت كردند.

علاوه بر به راه افتادن دسته‌هاي سينه زن و زنجير زن در خيابانهاي شهر، برنامه‌هاي ويژه‌اي نيز در حسينيه ها، تكايا و مساجد شهر زنکی آباد برگزار شد كه طي آن مداحان اهل بيت(ع) به مرثيه سرايي در سوگ شهداي گرانقدر كربلا پرداختند.

همچنين روحانيون و سخنرانان در مورد فلسفه قيام عاشورا براي مردم سخنراني كردند و احياي فريضه امر به معروف و نهي از منكر و مقابله با ظلم و ستم را از اهداف اصلي قيام اباعبدالله الحسين (ع) خواندند.

دوستداران حضرت امام حسين(ع) در نقاط مختلف شهر با نذوراتي نظير چاي، شربت و غذا از عزاداران پذيرايي كردند.

همچنين به ياد حركت انقلابي و اسلامي امام حسين (ع) و ياران با وفايش ، مردم زنگی آباد در میدان شهر نماز ظهر عاشورا را به جاي آوردند.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 86/10/29 و ساعت 7:53 بعد از ظهر  
 

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

در شيار ذهن هر نخل بر ساحل علقمه صداى فرياد «يا اخا ادرك اخا» حك شده است . اين خاك هنوز بوى ياس مى‏دهد . گوش هنوز در حسرت شنيدن آخرين «لاحول ولا قوة الا بالله‏» وامانده است . به هركجا بنگرى تكثير «هيهات من الذله‏» را در ذرات وجود حس خواهى كرد . به نقل از وبلاگ نسیم کویر:http://nasimekavir.blogfa.com/
 
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 86/10/19 و ساعت 1:29 بعد از ظهر  
 کمی بخندید

زن به شوهرش میگه: میخوای دفتره یادداشتت باشم تا همیشه همراهت  باشم؟ مرده میگه عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت کنم!

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 86/10/19 و ساعت 10:9 قبل از ظهر  
 سخنان مشاهیر

كسي كه زبانش را حفظ كند خدا عيب او را مي پوشاند. (امام علي «ع»)

كلمات حباب آبند و اعمال قطره طلا (ضرب المثل شرقي)

كار ريشه هاي تلخ و ميوه شيرين دارد. (ضرب المثل آلماني)

نگارش انديشه ها، سرمايه آينده است. (ضرب المثل اسپانيائي)

قيمت و ارزش هر كس به اندازه كاري است كه به خوبي مي تواند انجام دهد. (امام علي «ع»)

به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن. (شكسپير)

چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن. (كانت)

بهترين يار و پشتيبان هر كس بازوان تواناي اوست.

براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم پشتكار. (لردآديبوري)

كسي كه به جلوي رويش نگاه نمي كند عقب مي ماند. (مثل اسپانيولي)

بالاترين ارزش براي انسان اينست كه راهي به شناخت خويش پيدا كند. (امام علي «ع»)

كسي كه فقط به كمك چشم ديگران مي بيند گول مي خورد. (مثل فرانسوي)

همه كساني كه با تو مي خندند دوستان تو نيستند. (مثل آلماني)

ميراثي گران بهاتر از راستي و درستي نيست. (شكسپير)

اشخاصي را كه از فرصت هاي مناسب زندگي خود كمال استفاده را مي برند خود ساخته مي گويند. (توتل)

ثروت و افتخاري كه از راه نامشروع به دست آمده مانند ابري زودگذر است. (كنفوسيوس)

خوش بين باشيد اما خوش بين دير باور. (ساموئل اسمايلز)

كسي كه از مرگ مي ترسد از زندگي لذت نتواند برد. (اسپانيولي)

زينت انسان در سه چيز است ؛ علم، محبت، آزادي. (افلاطون)

ترقي مولود فعاليت دائمي است زيرا استراحت چيزي به جز انحطاط در بر ندارد.

آنان كه به علم خود عمل نكنند مريض را مانند كه دوا دارد و به كار نبرد. (ديمقراطيس)

گرز برزگ زندگي ممكن است سرم را بشكند اما گردنم را خرد نمي كند. (مثل چيني)

نيروهائي كه براي انداختن كار امروز به فردا مصرف مي شود غالباً‌ براي انجام وظيفه همان روز كافيست.

كسي كه حرف مي زند مي كارد و آنكه گوش مي دهد درو مي كند. (مثل آرژانتيني)

كسي كه خوب فكر مي كند لازم نيست زياد فكر كند. (آلماني)

تنبلي، آدمي را خيالپرست بار مي آورد. (پوسه نه)

بكوش در آباداني دنياي خود چنان چه مي خواهي دائم در آن زندگي كني. (امام علي «ع»)

كسي كه به پشتكار خود اعتماد دارد، ارزشي براي شانس قائل نيست. (ژاپني)

نشانه و مشخصه عاقل ترين مردم، خوش اخلاق ترين آنهاست. (امام صادق«ع»)

كار، عشقي قابل رؤيت است.

آنكه روزگارش به تنبلي گذشت دچار عسرت و پشيماني گشت.

اگر مردم را به حال خود گذاشتي، تو را به حال خودت خواهند گذاشت. (توماس مان)

آزادي در بي آرزوئي است. (بودا)

ديروز را فراموش كنيد، امروز كار كنيد، به فردا اميدوار باشيد.

در عالم دو چيز از همه زيباتر است : آسماني پرستاره و وجداني آسوده. (كانت)

سقف آرزوهايت را تا جائي بالا ببر كه بتواني چراغي به آن نصب كني.

هيچ كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد به يك مرد عاقل شباهت ندارد. (سنت فرانسيس)

تپه اي وجود ندارد كه سراشيبي نداشته باشد. (مثل اسكاتلندي)

پيروزي، به دور انديشي و محكم كاري است. (امام علي «ع»)

كسي كه پرده از روي اسرار ديگران برداشت، رازهاي پنهانش آشكار شود. (امام صادق «ع»)

هر كه گره از كار مسلماني بگشايد خداوند در دنيا و آخرت گره از كارش خواهد گشود. (امام حسين «ع»)

كسي كه به اندازه يك دانه خردل نخوت در دل داشته باشد وارد بهشت نمي شود. (پيامبر «ص»)

كسي كه شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد. (محمدعلي كلي)

تنها كساني تحقير مي شوند كه بگذارند تحقيرشان كنند. (الكس هيل)

من واقعاً فرمول دقيقي براي موفقيت نمي شناسم ولي فرمول شكست را به خوبي مي دانم سعي كنيد همه را راضي نگه داريد. (بيل كازبي)

زندگي شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست بگيريد.

اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد.

كسي كه همه راهها را مي جويد، همه را از دست مي دهد.

يكي از مهمترين راههاي خوشبختي، حقير شمردن مرگ است. (لوبون)

جامعه فرزانگي و سعادت مي يابد كه خو اندن، كار روزانه اش مي باشد. (سقراط)

اگر مي خواهي بنده كسي نباشي، بنده هيچ چيز نشو. (ژاك دوال)

بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و در انسان چيزي بزرگتر از فكر او. (هميلتون)

دانش به تنهائي يك قدرت است. (فرانسيس بيكن)

سخاوت، بخشيدن بيشتر از توان است و غرور، ستاندن كمتر از نياز. (جبران خليل جبران)

دوست بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را ستايش مي كنند. (دور وبل)

شاد ماندن به هنگامي كه انسان درگير و دار كارهاي ملال آور و پرمسئوليت است، هنر كوچكي نيست. (نيچه)

ارزش انسان به داشته هايش نيست، به چيزي است كه آرزوي بدست آوردنش را دارد. (جبران خليل جبران)

مي توان حقيقتي را دوست نداشت، اما نمي توان منكر آن شد. (روسو)

دانستن كافي نيست، بايد به دانسته خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)

دنيا بسيار وسيع است و براي همه جائي هست، سعي كنيم جاي واقعي خود را پيدا كنيم.

هر اقدامي اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر مي رسد. (كارلايل)

آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است. (موريس مترلينگ)

به توانائي خود ايمان داشتن نيمي از كاميابي است. (روسو)

كسي كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده محسوب نمي شود. (مونتسكيو)

زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد. (ريچارد كارسون)

اگر تنها از اميد انتظار معجزه داري در اشتباهي، اميد بايد با حركت توأم باشد. (محمد اقبال)

اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. (موريس مترلينگ)

فضائي بين پندار و عمل وجود دارد كه با پشتكار پيموده مي شود. (جبران خليل جبران)

اين كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي گذراني مهم است. (لينكلن)

انسان هرگز حتي به مرگ هم تسليم نمي شود مگر زماني كه اراده اش ضعيف باشد. (ادكارآلن پو)

همانا زندگي چيزي جز عقيده و جهاد نيست. (امام حسين «ع»)

انسان نمي تواند به همه نيكي كند، ولي مي تواند نيكي را به همه نشان دهد. (رولن)

نوابغ بزرگ زندگي نامه بسيار كوتاهي دارند. (امرسون)

نه ترن، نه ريل ها، اصل نيستند، اصل حركت است. (ژيلبر سيسبرون)

مصمم به نيك بختي باش، نيك بخت مي شوي. (لينكلن)

بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني. (كنفوسيوس)

اگر مي خواهي در برابر قاضي نايستي، قانونمند زندگي كن. (ولتر)

شاخ پربار سر بر زمين مي نهد و عظمت آن هم چنان در فروتني او جلوه گر است. (گاندي)

تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند، فاصله اين دو را زندگي كنيم. (سانتابان)

خداوند همه چيز را در يك روز نيافريده است پس چه چيز باعث شده كه من بينديشم كه مي توانم همه چيز را در يك روز بدست بياورم.

زندگي دشوار است اما من از او سرسخت ترم.

همت آن است كه هيچ حادثه و عارضه اي، مانع آن نگردد. (ابن عطا)

مرد بلند همت تا پايه بلند به دست نياورد از پاي طلب ننشيند. (كليله و دمنه)

صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي، هيچ گاه با ياس و استيصال رو به رو نخواهد شد. (ناپلئون)

سرچشمه همه فسادها بيكاري است، شيطان براي دست هاي بيكار، كار تهيه مي كند. (پاسكال)

كار و كوشش ما را از سه عيب دور مي دارد، افسردگي، دزدي و نيازمندي. (ولتر)

بيش از حد عاقل بودن، كار عاقلانه اي نيست. (مثل فرانسوي)

جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت ارزش پيدا نمي كنند. (مثل چيني)

از دشتمن خودت يكبار بترس و از دوست خودت هزار بار. (چارلي چاپلين)

علت هر شكستي عمل كردن بدون فكر است. (الكس مكنزي)

بدبختي انسان از جهل نيست از تنبلي است. (ديل كارنگي)

آنچه ما بكاريم درو مي كنيم و سرنوشت ما را به جزاي كارهايمان خواهد رسانيد. (اپيكوس فيلسوف)

بدون باختن برنده نمي شوي. (مثل روسي)

انسان فرزند كار و زحمت خويش است. (داروين)


اشخاص بزرگ و با همت به كوه مانند، هر چه به ايشان نزديك شوي عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم شود و

 

مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند. (گوته)

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 86/10/17 و ساعت 9:7 قبل از ظهر  
 صفات بهشتیان از دیدگاه امام علی (ع)

 نقل شده : يکی از اصحاب امير مؤمنان ( ع ) به نام همام

 که مردی عابد و پرهيزکار بود به آنحضرت عرض کرد : ای امير مؤمنان پرهيزکاران را برايم آن چنان توصيف کن که گويا آنان را با چشم مي نگرم اما امام ( ع ) در پاسخش درنک فرمود: آن گاه فرمود : ای همام از خدا بترس و نيکی کن که خداوند با کسانی است که تقوا پيشه کنند و با کسانيکه نيکوکارند ولی همام باين مقدار قانع نشد [ و در اين باره اصرار ورزيد ] تا اينکه امام تصميم گرفت صفات متقين را مشروحا برايش بازگو کند . پس از آن خدای را ستايش و ثنا نمود و بر پيامبرش درود فرستاد . سپس فرمود : [2] اما بعد خداوند سبحان مخلوق را آفريد [3] در حاليکه از اطاعتشان بي نياز و از معصيت آنان ايمن بود زيرا نه نافرمانی گناهکاران به او زيان مي رساند [4] و نه اطاعت مطيعان به او نفعی مي بخشد . روزی و معيشت آنان را بينشان تقسيم کرد و هر کدام را در دنيا به جای خويش قرار داد [5] اما پرهيز کاران در دنيا دارای اين صفات برجسته اند : گفتارشان راست [6] پوشش آنان ميانه روی و راه رفتنشان تواضع و فروتنی است . چشمان خويش را از آن چه خداوند بر آنها تحريم نموده پوشيده اند [7] و گوش های خود را وقف شنيدن علم و دانش سودمند ساخته اند . [8] در بلا و آسايش حالشان يکسان است [ و تحولات آنها را دگرگون نميسازد ] [9] و اگر نبود اجل و سرآمد معينی که خداوند برای آن ها مقرر داشت . روحهای آنان حتی يک چشم بر هم زدن از شوق پاداش و از ترس کيفر در جسمشان قرار نمي گرفت [10] خالق و آفريدگار در روح و جانشان بزرگ جلوه کرده [ بهمين جهت ] غير خداوند در نظرشان کوچک است . آنها به کسی مي مانند که بهشت را با چشم ديده [11] و در آن متنعم است و همچون کسی هستند که آتش دوزخ را مشاهده کرده و در آن معذب است [12] قلب هاشان پر از اندوه و [ انسان ها ] از شرشان در امان بدن هاشان لاغر و نيازمندي هايشان اندک 000 [1] و ارواحشان عفيف و پاک است برای مدتی کوتاه در اين جهان صبر و استقامت ورزيدند و راحتی بس طولانی بدست آوردند [2] تجارتی است پر سود که پروردگارشان برايشان فراهم ساخته دنيا [ با جلوه گريهايش ] خواست آنها را بفريبد ولی آنها فريبش را نخوردند و آنرا نخواستند [3] دنيا [ با لذاتش ] آنها را اسير خود سازد ولی آنها با فداکاری خويشتن را آزاد ساختند . [ پرهيزکاران ] در شب همواره بر پا ايستاده اند [4] قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت مي کنند با آن جان خويش را محزون مي سازند و داروی درد خود را از آن مي گيرند [5] هر گاه به آيه ای برسند که در آن تشويق باشد با علاقه فراوان به آن روی آورند [6] و روح و جانشان با شوق بسيار در آن خيره شود و آن را همواره نصب العين خود مي سازند [7] و هر گاه به آيه ای برخورد کنند که در آن بيم باشد . گوشهای دل خويشتن را برای شنيدن آن باز مي کنند [8] و صدای ناله و به هم خوردن زبانه های آتش با آن وضع مهيبش در درون گوششان طنين انداز است [9] آنها در پيشگاه خدا به رکوع مي روند و جبين و دست و پا به هنگام سجده بر خاک مي سايند [10] و از او آزادی خويش را از آتش جهنم درخواست ميکنند . [11] و اما در روز دانشمندانی بردبار و نيکوکارانی با تقوا هستند ترس و خوف بدنهای آنها را همچون چوبه تيری لاغر ساخته [12] چنانکه ناطران آنها را بيمار مي پندارند اما هيچ بيماری در وجودشان نيست [13] بيخبران مي پندارند آنها ديوانه اند [14] در حالی که انديشه های بس بزرگ آنان را به اين وضع در آورده . از اعمال اندک خويش خشنود نيستند [15] و اعمال فراوان خود را زياد نمي بينند آنان خويش را متهم مي سازند و از کردار خود خوفناکند . [16] هر گاه يکی از آنها ستوده شوند از آن چه درباره اش گفته شده در هراس مي افتد و ميگويد : [17] من از ديگران نسبت بخود آگاه ترم و پروردگارم به اعمالم از من آگاه تر است 000 [مي گويد] [1] بار پروردگارا ما را در مورد گناهانی که به ما نسبت مي دهند مؤاخذه مفرما و نسبت به نيکي هائی که درباره ما گمان مي برند ما را از آن برتر قرارده و گناهانی را که نميدانند بيامرز [2] از نشانه های آنان اين است : در دين نيرومند نرمخو و دورانديش [3] با ايمانی مملو از يقين حريص در کس ب دانش و دارای علم توام با حلم ميانه رو در حال غنا [4] در عبادت خاشع در عين تهيدستی آراسته در شدائد بردبار [5] طالب حلال در راه هدايت با نشاط از طمع دور [6] اعمال نيک را انجام مي دهد اما باز هم ترسان است روز را شام ميسازد و همش سپاسگزاری است شب را به روز مي آورد و تمام فکرش ياد خدا است [7] مي خوابد اما ترسان است و برميخيزد شادمان است ترس او از غفلت [8] و شادمانی او به خاطر فضل و رحمتی است که به او رسيده . [9] هرگاه نفس او در انجام وظائفی که خوش ندارد سرکشی کند او هم از آنچه دوست دارد محرومش مي سازد . [10] روشنی چشمش در چيزی است که زوال در آن راه ندارد و بي علاقه گی و زهدش در چيزی است که باقی نمي ماند علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با کردار هم آهنگ ساخته [11] آرزويش را نزديک مي بينی لغزش ش را کم قلبش را خاشع نفسش را قانع [12] خوراکش را اندک امورش را آسان دينش را محفوخ شهوتش را مرده و خشمش را فروخورده است [13] همگان به خيرش اميدوار و از شرش در امانند اگر در ميان غافلان باشد جزو ذاکران محسوب مي گردد [14] و اگر در ميان ذاکران باشد جزو غافلان محسوب نمي شود . [15] ستمکار [ پشيمان ] را مي بخشد و به آنکه محرومش ساخته عطا مي کند با آنکس که پيوندش را قطع کرده مي پيوندد [16] از گفتار زشت و ناسزا بر کنار است گفته هايش نرم بديهايش پنهان و نيکيهايش آشکار است . [1] نيکي هايش رو کرده و شرش رخ برتافته است . در شدائد و مشکلات خونسرد و آرام در برابر ناگواريها شکيبا و بردبار [2] و در موقع نعمت و راحتی سپاسگزار است نسبت به کسی که دشمنی دارد ظلم نمي کند و به خاطر دوستی با کسی مرتکب گناه نمي شود [3] پيش از آنکه شاهد و گواهی بر ضدش اقامه شود خود به حق اعتراف مي کند آنچه را به او سپرده اند ضايع نمي کند [4] و آنچه را به او تذکر داده اند به فراموشی نمي سپارد مردم را با نامهای زشت نمي خواند به همسايه ها زيان نمي رساند [5] مصيبت زده را شماتت نمي کند در محيط باطل وارد نمي گردد و از دائره حق بيرون نمي رود [6] اگر سکوت کند سکوتش وی را مغموم نمي سازد و اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمي شود [7] و اگر به او ستمی [ از دوستان ] شود صبر مي کند تا خدا انتقام وی را بگيرد . خود را در سختی قرار مي دهد [8] اما مردم از دستش در آسايشند خود را بخاطر آخرت به زحمت مي اندازد و مردم را در راحتی قرار مي دهد [9] کناره گيری او از کسانی که دوری می کند از روی زهد و به خاطر پاک ماندن است و معاشرتش باآنان که نزديکی دارد توام با مهربانی و نرمش است [10] دورکشي اش از روی تکبر و خودبرتربينی نيست و نزديکيش بخاطر مکر و خدعه نخواهد بود . [11] راوی مي گويد : هنگامی که سخن به اينجا رسيد ناگهان همام ناله ای از جان برکشيد که روحش همراه آن از کالبدش خارج شد . [12] اميرمؤمنان ( ع ) فرمود : آه من از اين پيشامد مي ترسيدم . [13] سپس فرمود : مواعظ و پند و اندرزهای رسا به آنان که اهل موعظه اند چنين مي کند [14] کسی عرض کرد : پس شما چطور ای اميرمؤمنان ؟ [ يعنی توصيف پرهيزکاران با همام چنين کرد پس خود شما چطور ؟ ] [15] امام ( ع ) فرمود : وای بر تو هر اجلی وقت معينی دارد که از آن نمي گذرد و سبب مشخصی که از آن تجاوز نمي کند [16] آرام باش ديگر چنين سخن مگوی اين حرفی بود که شيطان بر زبانت نهاد .

 

منبع: نهج البلاغه

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 86/10/17 و ساعت 9:0 قبل از ظهر  
 همزمان با سراسر كشور،شهرزنگی آباد در روز عيد سعيد غدير غرق نوروشادي بود.
همزمان با سراسر كشور ، شهرزنگی آباددر روزعيد سعيد غدير غرق در نور و شادي بود. عاشقان ولايت وامامت با چراغاني، آذين بندي و نصب پرچم بر سر در منازل، مغازه ها، خيابان ها،،حسينيه‌ها و مساجد اين عيد بزرگ را جشن گرفتند.

مردم مومن و خداجوي زنگی آباد با برپايي جشن‌هاي مختلف و پخش نقل و شيريني، عیدغدير خم را گرامي داشتتند . حضور پرشور جوانان و نوجوانان دراين جشن‌ها و بستن پيمان برادري نشان از عشق و علاقه آنان به خاندان ائمه اطهار، عصمت و طهارت (ع) دارد كه جلوه ويژه‌اي به اين آيين‌ها بخشيده بود.

همچنين مداحان و شعراي زنگی آبادی با مولودي خواني و خواندن سروده‌هاي خود در مدح و ستايش مولي الموحدين حضرت علي (ع) اين عيد بزرگ را گرامي داشتند.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 86/10/08 و ساعت 1:7 بعد از ظهر  
 از كلمات قصاروسخنان حكمت آموزامام صادق (عليه السلام)
- عقل و خرد ، چيزي است كه خداوند بوسيله آن پرستش و بندگي شده و با آن بهشتها تحصيل گرديده است.
2- اجر و پاداش به ميزان عقل و خرد است.
3- كاملترين مردم از نظر عقل خوش خلقترين آنان است.
4- ستون و پايه انسانيت عقل و خرد است.
5- عقل راهنماي شخص با ايمان است.
6- پرداختن به دانش و زياد در آن انديشيدن و فكر كردن ، چشم عقل را باز مي كند.
7-كمال و وارستگي عقل در گرو سه چيز است : تواضع و فروتني براي خدا ، يقين نيكو داشتن و سكوت مگر از بيان مطلب خود.
8- با فضليت ترين آثار و علائم عقل ، عبادت و بندگي خدا و محكمترين و مطمئن ترين سخن براي او ، دانش و بزرگترين بهره و لذت او حكمت است.
9- جلب محبت نيمي از خردمندي است .
10- مردان سه گروهند : خردمند ، بي خرد ، فاجر و نابكار . مرد خردمند كسي است كه اگر با وي حرف بزني پاسخ مي گويد و اگر سخن بگويد درست حرف مي زند و اگر به سخني گوش داد ، آنرا نگاه مي دارد و در مي يابد ؛ احمق و نابخرد اگر سخن بگويد شتاب مي كند و اگر با وي حرف بزني ، غفلت مي كند و بي توجه است و اگر به كار زشتي وادار شود آنرا انجام ميدهد ؛ و فاجر و نابكار هم شخصي است كه اگر امانتي به وي بسپاري خيانت مي كند و اگر با وي سخن بگوئي براي تو ننگ و عار مي گردد .
11- پنج چيز است كه در هر كس نباشد بهره زيادي در او نيست : دين ، خرد ، شرم ، خوشخوئي و ادب نيكو .
12- نيكرفتاري با مردم يك سوم از خردمندي است.
13- پنج خصلت است كه هر كس يكي از آنها را از دست بدهد هميشه زندگيش ناقص ، عقل و خردش زايل و دلش گرفتار خواهد شد : تندرستي ، امنيت، فراخي روزي ، همدم موافق ( همسر صالح ، فرزند صالح ، دوست صالح ) و راحتي .
14- ريشه و تبار هر انساني عقل و خرد او است و شخصييتش دين او ، و كرم و بزرگواريش در رابطه با تقواي اوست ، و همه مردم در انتساب به آدم برابرند .
15- خردمند هيچكس را سبك و بي مقدار نمي شمارد .
16- هيچ انساني عاقل كامل حساب نمي شود مگر آنكه سه نكته در زندگي او باشد : حق مردم را چه در حال خشم و چه در حال رضا بپردازد ؛ براي مردم راضي باشد به آنچه كه براي خود راضي است ؛ و به هنگام لغزش ، حلم و بردباري بكار گيرد .
هر کس جامع سه خوي و خصلت باشد ، انسان کاملي است : عقل ، زيبائي و فصاحت بيان .
17- هر كس گرفتار سه چيز باشد ، عقل از سرش مي پرد : از دست دادن نعمت ، وجود همسر فاسد و مصيبت دوست .
18- سه چيز دليل خردمندي انجام دهنده آنهاست : فرستاده و ايلچي ، دليل ميزان عقل فرستنده و نوع تحفه و هديه دليل حدود خردمندي اهدا كننده و نامه دليل پايه عقل نويسنده است .
19- انسان خردمند سه چيز را هرگز نبايد فراموش كند : از بين رفتن دنيا ، دگرگوني احوال و آفتهائي كه بالاخره انسان گرفتار آنها مي شود .
20- سه چيز در غالب انسانها بطور كامل ديده نمي شود : ايمان ، خرد و كوشش و اجتهاد.
21- ما { ائمه اهل بيت (عليهم السلام) } دوست مي داريم كسي را كه خردمند ، دانا ، فهميده ، دانشمند ، بردبار ، سازگار ، شكيبا ، راستگو و با وفاست .
22- انسان عاقل و خردمند بايد راستگو باشد تا به سخنش اعتماد شود و بايد سپاسگزار هم باشد تا شايسته زيادت و افزودني باشد .
24- در مسائل حكمي و فلسفي نظر كردن و به تفكر پرداختن ، عقل و خرد را بارور مي كند .
24- در هر كه پنج چيز نباشد چندان بهره اي در وجودش نيست : دين ، خرد ، ادب، آزادگي و خوش خلقي .
25- پنج چيز در ميان بندگان كم تقسيم شده ( و مردم بهره ناچيزي از آنها دارند ): يقين ، قناعت ، صبر و سپاس ، و آنچه همه اينها را كامل گرداند عقل است .
26- هيچ آفريده اي در نظر خداوند مبغوض تر از احمق نيست كه از او دوست داشتني ترين چيزها نزد خود را كه عقل باشد گرفته است .
27- از آثار عقل و خرد ، وجود زيركي ، فهم ، حفظ و دانش است .
28- هر كه خردمند باشد ، انشاءالله پايان كارش بهشت است .
29- هر كه داراي خرد باشد ، متدين هم خواهد بود و متدين وارد بهشت ميشود.
30- هر گاه خداوند بخواهد از بنده اي نعمتي را بگيرد ، نخستين چيزي را كه در او دگرگون مي سازد عقل اوست.
31- خداوند عقل را بيافريد و فرمود پيش بيا ، آمد . فرمود عقب برو ، رفت . پس فرمود: سوگند به عزت و جلالم چيزي محبوبتر از تو نيافريده ام ؛ براي تو پاداش مي دهم و گيفر نيز بر تو است .
32- خداوند تبارك و تعالي از مردم به ميزان عقلي كه در دنيا به ايشان داده ، حساب خواهد كشيد .
33-عقل مرد در سه چيز آزموده مي شود : در درازي ريش ، نقش و نگاري انگشتري و در کنيه اش .
34-عقل انسان بعد از چهل سالگي تا پنجاه - شصت سالگي افزون مي شود سپس رو به نقصان مي گذارد .
35- اگر بخواهي در يك مجلس عقل مردي را بيازمائي ، در ضمن صحبت يك مطلب نشدني را به ميان بياور ؛ اگر منكر آن شد بدان كه او خردمند است .
36- انسان عاقل دو بار از يك سوراخ نيش نمي خورد .
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 86/10/04 و ساعت 9:36 قبل از ظهر  
 

 

عید غدیر خم،عید ولایت وامامت مبارک باد.

 

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 86/10/03 و ساعت 8:11 قبل از ظهر