تبليغاتX
زنگی آباد کرمان
 
 مهدوي کيا
سرمربي ولفسبورگ: اين بازيکن باهوش را مي خواهيم
سرمربي تيم ولفسبورگ تمايل خود به عقد قرارداد با "مهدي مهدوي کيا" کاپيتان تيم ملي ايران و بازيکن تيم هامبورگ را اعلام کرد.

به گزارش گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا) و به نقل از سايت کيکر، "کلاوس اوگنتالر" در گفت و گويي اذعان داشت: مهدوي کيا بازيکن بسيار جالبي است، او توامان مي تواند هم در جناح راست به عنوان يک پيستون عمل کند و در کارهاي هجومي در تيم حضور داشته باشد و هم مي تواند در دفاع راست در خط دفاعي نقش ايفا کند.

وي مي افزايد: او بازيکن باهوشي است و با سرعت و تکنيک بالاي خود براحتي مي تواند نياز فوتبال مدرن را مرتع سازد. تصميم گيري هاي در لحظه او در کار هجومي و دفاعي نقش موثري در موفقيت تيمي دارد.

اوگنتالر معتقد است: هم اکنون اکثر حملات تيم هامبورگ از جناح راست که مهدوي کيا در آن حضور دارد اتفاق مي افتد. هامبورگ براستي جهش خود در جدول را مديون حضور اوست.

قرارداد کاپيتان تيم ملي کشورمان با تيم هامبورگ تابستان امسال و در پايان اين فصل از رقابت هاي بوندس ليگا به پايان مي رسد و او بايد درباره ادامه حضور خود در بوندس ليگا تصميم گيري کند. مهدي مهدوي کيا از بتداي حضور خود در آلمان تنها در تيم هاي بوخوم و هامبورگ حضور داشته است.

همچنين برخي از رسانه هاي آلمان از مذاکره تيم هاي ماينتس، انرگي کوتبوس و آرمينيا بيله فلد با مديران برنامه هاي مهدي مهدوي کيا خبر مي دهند. البته خبر ارايه پيشنهاد از سوي اين تيم هاي هنوز رسما تاييد نشده است.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/29 و ساعت 11:1 بعد از ظهر  
 یادداشتهای روزانه یک مامور قبض روح

شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این بن لادن میذاره؟!

یکشنبه:
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
8753 تصادفی ،6893 اعدامی،9872 تزریقی، 44596 ایدزی، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم عوضی وقت نشناس از دست دادم.... برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!

دوشنبه:
رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه .

سه شنبه:
مادره بادوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم،اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.
دست اون یکی رو هم گرفتم،اما دیدم مادره داره یه جوری نگام میکنه.اومدم دست خودشم بگیرم،اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت.به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.
منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم.اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!

چهار شنبه:
خیلی عجله داشتم،اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحاشی بد بد میده.اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم:اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!

پنج شنبه:
اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیده بیفته.با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه.با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود.

جمعه:
بابا ولم کنید جمعه که تعطیله!!!!!
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/27 و ساعت 8:56 بعد از ظهر  
 گل باشید
Tulip Splash from Interflora
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/26 و ساعت 10:4 قبل از ظهر  
 ايدئولوژى شيخيه
اين ايدئولوژى با دست گذاشتن روى مفهوم «نايب امام زمان» از مكتب شيعه فاصله مى گيرد و نهايتاً با تدوين اصول و فروع دين جديد كاملاً از دين اسلام جدا مى شود.

در دوره آقامحمدخان و فتحعلى شاه قاجار با رشد دانش دين در نزد ايران و عتبات عاليات، مخالفت با تصوف و اخبارى گرى فزونى مى يابد و در همين اوان است كه رشد شيخيه و بعد از دوران بابيگرى و بهائى گرى از سوئى و مخالفت با آنان از سوى ديگر اتفاق مى افتد. اصولى ها و اخبارى ها به نبوغ علمى رسيده بودند ، اصولى ها با نوشتن كتاب «جواهر» به نقطه اى از تكامل در كاربرد عقل به عنوان ابزارى براى استخراج احكام دين از متون مذهبى دست مى يابند و برخى از اخبارين (شيخيه) براى اجتناب از بكارگيرى عقل در پاسخ به انتقاد كسانيكه روش آنان را موجب تهجر وكهنه شدن دين مى دانستند با ابداع «ركن رابع» ادعاى ارتباط مستقيم با معصوم را طرح مى كنند بدين وسيله ادعا مى كنند كه از طريق مكاشفه و خواب و نظاير اينها فرامين در هر زمان را از خود امام معصوم مى گيرند تا نيازى به بكارگيرى عقل در تفسير دين نداشته باشند.

از طرفى فتحعلى شاه در دوره خود به تجديد بقاع متبركه امامان معصوم و امامزادگان همت گماشت تا بر مشروعيت خود از طريق جلب پشتيبانى نهاد دين بيفزايد.

رهبران و مبدعان  اصلى فرقه شيخيه كه خود مستقلاً از بهائيت تا به امروز به حيات خويش ادامه داده است، سيدكاظم دشتى و شيخ احمد احسايى مى باشد.

شيخ احمد احسايى همانند ديگر دانشمندان شيعــه اعتقـاد بــه خاتميــت حضــرت رسول و امــامت و حيـات حضرت حجة ابن الحسن المهدى (عج) دارد. او در كتاب جوامع الكلام مى نويسد: «حضرت محمد بن عبد الله(ص) خاتم الانبيا است و پس از او پيغمبرى نخواهد آمد زيرا كه خداوند فرموده: ولكن رسول الله و خاتم النبيين… و پيامبر فرموده است: لانبى بعدي. پس فرمايش آن حضرت حق است و بايد بپذيريم.... سپس حسن بن على العسكرى منصوب گردد و پس از او خلف صالح و حجت قائم محمدبن الحسن جانشين شود كه درود خدا بر همه ايشان باد»

يكى از نقاط افتراق شيخ احمد احسايى با علماى شيعه نوع عقيده او در مورد نواب امام زمان (عج) مى باشد. به نظر او ميان امام غايب و مردم بايد رجال الهى باشند كه ايشان واسطه فيض و رابط بين خلق و حجت خدا گردند و ايشان را به تقليد از قران كريم «قريه ظاهره» بين امام و رعيت مى ناميد. او صفات بسيارى ازجمله آشنايى به علوم ائمه و مذاق ايشان را براى قراء ظاهره قائل مى شد و اين صفات را به گونه اى عنوان مى نمود كه نهايتاً به شنونده القا شود كه خود او داراى آن صفات است و همان قريه ظاهره است درحقيقت با توجه به انديشه علماى شيعه باب نيابت خاصه امام غايب را كه از سال 329 (با شروع غيبت كبرى مسدود شده بود بار ديگر شيخ احمد باز نمود و خود را به تلويح همان نايب خاص يا باب امام و يا قريه ظاهره بين امام و مردم خواند. تنها تفاوتى كه او ميان قراء ظاهره و نواب اربعه قائل مى شد اين بود كه آنان از جانب خود امام به طور رسمى تعيين شده بودند و حال آن كه اينان به سبب بزرگى مرتبت خود حائز چنين مقامى مى گشتند.

اغلب بيانات شيخ توسط او به خوابهايى نسبت داده مى شد كه از امامان معصوم مى ديد. از اين رو در بسيارى از موارد روش او از نظر استناد با روش علماى اصولى كه مطالب خويش را به قرآن كريم و روايات ارجاع مى دهند متفاوت است و مرجع مكتوبى ندارد. همانطور كه گفته شد مشرب فقهى او مشرب اخبارى است. شيخ احمد احسايى عقايد خويش را صريح و روشن بيان نمى كرد. سيد كاظم رشتى نيز مانند شيخ احمد خود را مسلمان و شيعه دوازده امامى مى داند و معرفى مى كند. او اعتقادات خود را در وصيت نامه اش كه در ابتداى كتاب مجموعه الرسائل آمده چنين مى نگارد:

«وصيت من آن است كه شهادت مى دهم… كه محمدبن عبدالله بنده خدا و فرستاده اوست. تمام شرايع منسوخ شده اند جز اسلام كه تا روز قيام باقى خواهد بود… شهادت مى دهم به دوازده نفركه بنص پيامبراسلام به جانشينى معرفى گشته اند و عبارتند از ابوالحسن على بن ابيطالب سپس… سپس ابوالقاسم حجه ابن الحسن كه عدل و دادگرى را روى زمين بگستراند. او نمى ميرد تا آن گاه كه بت پرستى را از جهان براندازد.خدايا اينان پيشوايان من اند… آنچه پيغمبر اسلام فرمود حق است و شكى در آن نيست و شريعت او تا پايان روزگار پا بر جا خواهد بود.»

سيد كاظم رشتى، به موضوع قريه ظاهره اهميت زياد مى داد و پياپى مردم را به يافتن اين رجل الهى دعوت مى نمود و در واقع به طور غيرمستقيم آنان را به سوى خويشتن مى خواند. وى مدعى بود كه اساس دين بر شناسايى چهار ركن استواراست: خدا، پيغمبر،امام و باب امام يا قريه ظاهره.اما مردم نمى توانند به معرفت خدا و پيامبر و امام و شناخت آنان نائل گردند زيرا كه از دسترسشان بدورند. پس بناچار بايد به دنبال ركن چهارم و يا شيعه خالص باشند و با شناخت او به معرفت اركان بعد نائل آيند. بر اين پايه وى مريدان بسيارى را گرد آورد.

پيرامون اصول عقايد شيخيه:

غير از اختلاف در مورد نواب امام زمان برخى اصول عقايد شيخيه با عقايد متشرعه متفاوت است در مـورد معــاد، مى گويد: عقيده شيعيان و ديگر پيروان مذاهب اسلام معاد جسمانى است ولى شيخ احمد معاد را روحانى مى دانست البته پس از آن كه معاد را روحانى از نوع جسم هور قليايى دانست.اصل معاد را مانند اصل عدالت از رديف اصول دين و مذهب كنار گذاشت و حذف كرد. او مى گفت كسى كه به آيات قرآن معتقد است الزاماً به معاد هم معتقد خواهد بود.

اصل عدالت: شيخيان اين اصل را از اصول دين حذف كرده و گفتند لزومى ندارد كه صفت عدالت خدا را از ميان صفت هاى ديگر او جدا كنيم و اصل دين قرار دهيم. ولى شيعيان عدالت را جزء اصول دين قبول دارند .البته از نظر شيعيان عدالت چنين نيست و يكى از صفات خداست ولى چون عده اى از مسلمانان بنام اشاعره اعتقاد به عدالت خداوند نداشتند براى اعلام موضع شيعه در مقابل اشاعره اين صفت جزء اصول مذهب شيعه قرار گرفت.

اصل امامت:شيعيان اصولى وجود امام زمان را به عنوان حجت حق بر روى زمين مى دانند و رهبران دينى خود را نايب امام زمان مى خوانند و شرط اين فقاهت و عدالت و رهبرى امت مى شمارند در شيخيه امام عنوان مقتدا و پيشوا است و بر شيعه كامل و ركن رابع هم اطلاق مى شود .از نظر آنان ركن رابع يا امام زمان يا شيعه كامل بايد از نجبا باشد كه دين را حفظ كند و هر بدعت گذارى را دفع نمايد. از نظر شيخيه:زندگى امام زمان در جسم هور قليايى است و زندگى روحانى دارد و آزادى او مانند زندگانى ما نيست و بلكه به اراده خداست و داراى زندگى برزخى است به اين ترتيب در هنگام ظهور ممكن است در قالب خود نباشد.

معراج: معتقد به معراج روحانى پيامبر هستند چون معتقدند آسمانها و افلاك پاره شدنى نيست و محال است تا انسان با جسم عنصرى خود آسمانها را پاره كرده بالا برود.

در مورد فقهى روش استنباط احكامشان شبيه روش اخباريون است و معتقدند كه عقل حجيت ندارد و بايد از ظاهر روايات پيروى نمود وتفسير قرآن را جايز نمى دانند.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/26 و ساعت 9:5 قبل از ظهر  
 تبریک سال به سایر زبانها
Afgani  
Kurdish:
NEWROZ PIROZBE 
Iranian
Saleh now mobarak 
Arabic  
Antum salimoun 
Iraqi  
Sanah Jadidah
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/25 و ساعت 11:12 بعد از ظهر  
 رنج قفس
اون قديما هر چند وقت يه بار ميشستم جلوي آينه
 و چند ساعت تو چشماي خودم زل ميزدم
اين کار به من کمک ميکرد که به خودم بيشتر مسلط باشم ،
 با خودم رو راست باشم ، خودم رو بهتر بشناسم و تصميم هاي بهتري بگيرم
بعدش يواش يواش ديگه نتونستم تو آينه نگاه کنم
راستش رو بخوايد از اون غريبه اي که تو آينه جلوي من مينشست زياد خوشم نمي اومد
اصلا نميدونستم که يه دفعه از کجا اومده؟ کيه؟ چي ميخواد از جون من؟
 و چرا نميشه اصلا تو چشماش نگاه کرد؟
ديشب از شدت بيکسي و تنهايي تصميم گرفتم بعد از مدتها باز تو آينه نگاه کنم
 و تو چشماي خودم يا حتي اون غريبه زل بزنم ، شايدم باش دو کلوم حرف بزنم؟
ديگه هيچکي تو آينه نبود
رنج قفس به جاي خود اما عقاب را پرواز زاغ بي سر و پا , پير ميکند؟
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/25 و ساعت 10:43 بعد از ظهر  
 انماالدنیافنا...
زندگي هر روزه ما با يه سري دروغ شروع ميشه و با يه سري دروغ ديگه تموم ميشه بدترين دروغ ها دروغهاييه که هر شب قبل از خواب به خودمون ميگيم
تلاش غم انگيز و زمزمه احمقانه و تاسف باري که هر شب تکرار ميشه
و همه اميد داريم فردا صبح اين رويا ها و دروغها حقيقت پيدا کنه
اميد به اينکه آينده بهتر خواهد بود هر چند هيچ کدوممون دقيقا نميدونيم که چي ميخوايم
يا اميد به اينکه زندگي دوباره مثل گذشته بشه هر چند خيلي هامون ميدونيم که توي گذشته هم خبر خاصي نبوده
متاسفانه يکي از قوانيني که اين دنيا بر پايه اون ساخته شده اينه :
به هيچ وجه قرار نيست همه آخرش خوشبخت بشن
دير يا زود همه ميفهميم که رفتني هستيم
دست به کار ميشيم تا به اين زندگي فاني معني بديم
عشق
کار
پول
خونواده
ماجراجويي و...
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/25 و ساعت 10:38 بعد از ظهر  
 تلاش
زندگي كردن سخت نيست . اين نا آگاهي ما از چگونه خوب زندگي كردن است كه زندگي را در چشمانمان ،يك اجبار بي اختيار مي نما ياند .
 
 از چه مي رنجيد ؟ از چه نگرانيد ؟ از چه چيز هايي نالانيد ؟
 
 چقدر تا كنون تلاش كرده ايد كه به آگاهي هاي خوب زيستن دست يابيد ، كه خود را چنين طلب كار از همه جهان ميدانيد ؟
 
 تلاش براي تغيير ، هميشه، آگاهي و دانستن دانايي را ميخواهد . ما مردماني هستيم كه بيشتر از آنكه بدانيم سخن مي گوييم .
 
 مگر ميشود آشپزخانه رستوراني را بدون آنكه خوراك اوليه خوب و سالم و پاكيزه اي وارد آن كرد ، به يك غذا ساز دلپزير تبديل نمود ؟
 
 مغز هاي ما ، آشپز خانه است و دهان ما ميز سرو خوراك پخته شده . تا آن هنگام كه خوراك سالم به اين مطبخ نرسانيم و اصلا خوراك نرسانيم ، چگونه ميتوانيم  ميز سرو غذا را پر كنيم ؟
 
ما مردماني هستيم كه بي آنكه تلاشي براي دانستن و مطالعه و فراهم آوري مواد اوليه داشته باشيم ، در هر سخني خود را به ميانه مي اندازيم  و دهان را از ياوه گويي پر ميكنيم . متخصص در همه امور هستيم ، بي آنكه مواد لازم را در آشپزخانه مغز داشته باشيم .
 
 تمام مواد موجود كهنه و بي اثر و بعضا فاسد است . چگونه ميتوانيم با پر رويي ادعا كنيم ، آنچه ميگوييم برگرفته از خرد و انديشه است .
 
 مغزي كه در 12ماه سال ، حتي 5 كتاب و دانسته هم خوراك ندارد ، چگونه به اين دروغ و فريب بزرگ تن ميدهد كه سخن بگويد ؟
 
 آشپزخانه بايد هميشه انباشته از مواد تازه باشد تا سفره اي رنگين را در پس آن مشاهده نمود .
 
بوي كپك از مغز هايي كه هيچ خوراك ندارند به مشام ميرسد و بد تر، آن زمان خود را آگاه به همه چيز ميدانيم ، بيماري خود شيفتگي مان خنده دانايان را بر مي انگيزد .
 
هيچ كس حق ندارد اين چنين خود را مورد مسخره قرار دهد . و بدون اندك دانسته اي ، آن بگويد كه نميداند چيست ؟
 
 ما قبل از آنكه بخواهيم ديگران ، شخصيت مان را ارج نهند ، بايسته است تا خودمان به خود احترام بگذاريم و دانسته هايمان را افزون كنيم و بعد سخن وري كنيم .
 
 هر آدمي را كه در كنار خود رنجور و سر در لاك ميبينيم ، بلافاصله از مطبخ بي خواراك مغز خود ، هرچه مواد مانده گنديده و پوسيده است را در ميز دهان ،  مقابل گوشهاي مخاطبمان سرو ميكنيم . بي آنكه خطي از روانشناسي خوانده باشيم و تجربه يك كتاب را گذرانده باشيم .
 
 آيا جز اين انتظار ميرود كه اين مواد فاسد ، نه تنها دردي را از ديگري دوا نكند ، بلكه او را مسموم هم كند ؟
 
 اين تنها يك مثال از بلاغت هاي بي خردانه و بي پشتوانه ماست . بسياري جنايتكاران با پرستيژي هستند كه با مغز هاي بي خوراك ، تبليغ بهترين غذا را ميكنند .
 
 بايد اين عادات زشت را براي حفظ شخصيت خود از بين ببريم . دانستن و دانايي را جستجو كنيم .
 
 
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/25 و ساعت 10:17 بعد از ظهر  
 آمین
رودها در جاری شدن وعلفها در سبز شدن معنا پیدا می کند
کوها با قلــه هــا ودریــاها با موج ها زنــــدگی پیدا می کنــد
وانســــان ها همــــۀ انســــان ها با عشـــــق فقط با عشـــق
پس بار خدایا بر من رحم کن        بر من که می دانم ناتوانم رحم کن
باشــد کـــه خانـــــه ای نداشتــــه باشـم
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشـم
باشد که حتـی دست و پایی نداشته باشــم
اما نباشد هرگز نباشد      که در قلبم عشقی نباشد
هرگز نباشد             آمین
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/25 و ساعت 10:2 بعد از ظهر  
 تسلیت
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/24 و ساعت 10:56 بعد از ظهر  
 تبریکانه
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/24 و ساعت 10:42 بعد از ظهر  
 یاد ایامی/شعری از رهی معیری

ياد ايامي که در گلشن فغاني داشتم                      در ميان لاله و گل آشياني داشتم
گرد آن شمع طرب مي سوختم پروانه وار                 پاي آن سرو روان اشک رواني داشتم
آتشم بر جان ولي از شکوه لب خاموش بود              عشق را از اشک حسرت ترجماني داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاکبوس در گهي           چون غبار از شکر سر بر آستاني داشتم
در خزان با سرو و نسرينم بهاري تازه بود                   در زمين با ماه و پروين آسماني داشتم
درد بي عشق زجانم برده طاقت ورنه من                  داشتم آرام تا آرام جاني داشتم
بلبل طبعم «رهي» باشد زتنهايي خموش                 نغمه ها بودي مرا تا هم زباني داشتم

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/24 و ساعت 10:38 بعد از ظهر  
 یادم باشه که...

يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد

نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را .

يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نيست .

يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر و جواب دورنگي را با كمتر از صداقت ندهم .

يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم .

يادم باشد از چشمه درس خروش بگيرم و از آسمان درس پاك زيستن

. يادم باشد سنگ خيلي تنهاست .....

يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند .

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام..

نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان .

يادم باشد زندگي را دوست دارم .

يادم باشد هرگاه ارزش زندگي يادم رفت

در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود

زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم .

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي

كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد .

يادم باشد سنجاقك هاي سبز قهر كرده و از اينجا رفته اند...

بايدسنجاقك ها راپيدا كنم .

يادم باشد معجزه قاصدك ها را باور داشته باشم.

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس

فقط به دست دل خودش باز مي شود .

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم  را پنهان نكنم تا تنها نمانم.

يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم .

يادم باشد , يادم باشد . ..... . ولي زمانه از يادمون مي بره .

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/24 و ساعت 10:27 بعد از ظهر  
 آدم‏ها مثل کتاب‏ها هستند
بعضی از آدم‏ها جلد زرکوب دارند. بعضی جلد سخت و ضخیم و بعضی جلد نازک. بعضی سیمی و فنری هستند. بعضی اصلاً جلد ندارند.
بعضی از آدم‏ها با کاغذ کاهی چاپ می‏شوند و بعضی با کاغذ خارجی.
بعضی از آدم‏ها ترجمه شده‏اند.
بعضی از آدم‏ها تجدید چاپ می‏شوند و بعضی از آدم‏ها فتوکپی یا رونوشت آدم‏های دیگرند.
بعضی از آدم‏ها با حروف سیاه چاپ می‏شوند و بعضی از آدم‏ها صفحات رنگی دارند.
بعضی از آدم‏ها عنوان و تیتر دارند. فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدم‏ها نوشته‏اند :
"حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است".
بعضی از آدم‏ها قیمت روی جلد دارند. بعضی از آدم‏ها با چند درصد تخفیف به فروش می‏رسند و بعضی از آدم‏ها بعد از فروش پس گرفته نمی‏شوند.
بعضی از آدم‏ها را باید جلد گرفت، بعضی از آدم‏ها جیبی هستند و می‏شود آن ها را توی جیب گذاشت، بعضی از آدم‏ها را می‏شود در کیف مدرسه گذاشت.
بعضی از آدم‏ها نمایشنامه‏اند و در چند پرده نوشته می‏شوند. بعضی از آدم‏ها فقط جدول و سرگرمی و معما دارند و بعضی از آدم‏ها فقط معلومات عمومی هستند.
بعضی از آدم‏ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم‏ها غلط چاپی دارند. بعضی از آدم‏ها زیادی غلط دارند و بعضی غلط‏های زیادی.
از روی بعضی از آدم‏ها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدم‏ها باید جریمه نوشت و با بعضی از آدم‏ها هیچ تکلیف ما روشن نیست.
بعضی از آدم‏ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آن‏ها را بدانیم و بعضی از آدم‏ها را باید نخوانده دور انداخت.
بعضی از آدم‏هایی که مخصوص نوجوانان نوشته می‏شوند خیلی کودکانه و سطحی هستند. این جور آدم‏ها وقتی با بچه‏ها حرف می‏زنند، هی دهنشان را غنچه می‏کنند، هی زور می‏زنند و کلمات را کج و کوله می‏کنند. آن‏ها به‏جای اینکه مثل بچه‏ی آدم حرف بزنند، بچه‏گانه حرف می‏زنند و ادای بچه‏ها را در می‏آورند.
قيصر امين‏پور


|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/24 و ساعت 9:45 بعد از ظهر  
 رسم زندگی این است

رسم زندگی این است
یک روز کسی را دوست داری
و روز بعد تنهایی
بهمین سادگی!
او رفته است و همه چیز تمام شده است
مثل یک مهمانی که به آخر می رسد
و تو به حال خود رها می شوی
چرا غمگینی؟ این رسم زندگیست
تو نمیتوانی آن را تغییر دهی
پس تنها آواز بخوان!
این تنها کاریست که از دست تو برمی آید،
آوازی بخوان!

(رابی نویـل)

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/22 و ساعت 11:4 بعد از ظهر  
 شعری از فریدون مشیری
نقش پایی مانده بود از من به ساحل چند جا
ناگهان، شد محو
با فریاد موجی سینه سا
آن که یک دم بر وجود من گواهی داده بود
کی؟کجا؟
ساعتی بر موج و بر آن جای پا حیران شدم
از زبان بی زبانان می شنیدم نکته ها
این جهان: دریا
زمان: چون موج
ما: مانند نقش
لحظه ای مهمان این هستی ده هستی ربا
یا سبک پرواز تر از نقش ، مانند حباب
بر تلاطمهای این دریای بی پایان رها
لحظه ای هستم سرگرم تماشا ناگهان
یک قدم آن سوی تر با باد هوا
باز میگفتم نه!این سان داوری به شک خطاست
فرق بسیار است بین ما با نقش پا
فرق بسیار است بین جان انسان و حباب
هر بر بادند اما کارشان از هم جدا
مردمانی جان خود را بر جهان افزوده اند
آفتاب جانشان در تار و پود جان ما
مردمانی رنگ عالم را دگرگون کرده اند
هر یکی نقش آفرین در کار خود همچون خدا
هر که بر لوح جهان نقشی نیفزاید زخویش
بی گمان چون نقش پا محو است در موج فنا
نقش هستی ساز باید نقش بر جا ماندنی
تا چو جان خود،جهان هم جاودان دارد تو را
 
 
فریدون مشیری
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/22 و ساعت 10:17 قبل از ظهر  
 گل بسازید





















|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/22 و ساعت 10:9 قبل از ظهر  
 از منفي بافي دوري كنيد

"مـن انـسانی منفی بین هستم. هیچوقت نیمه پر لیـوان را نمی بینم، فقط نیمه خالی آن را میبینم. اگر هم لیـوان کاملاً پـر بـاشد، نـگران این هستم که نكـنــد کسـی آن را خالی کند." -- پیتر مک ویلیامز آیـا شـما هم منفی گرا هستید؟ انسان منفی گرا کسـی اسـت کـه آگـاهـانـه یـا نا آگـاهانه به سمت تفکرات منفـی گـرایش دارد. مـنـفی بـیـنی مـمـکن است به شکل عـادت درآید، اما قطع کردن این عادت کار چندان دشواری نیست.

ولـي اگـر ایـن بـدبــینی دست خودتان نباشد چه؟ مخالف بـودن، مـردد یـا مـحـتــاط بودن ممکن است با شما عجین شده باشد، یا اینکه دچار عدم تعادل عصبی باشید.

تاثیرات مغزی

ــــــــــــــــــــــ

در تحقیقاتی که در سال 2002 انجام شد، "تاثیر منفی" به عنوان زمینه ای برای اضطراب،بی منطقی، عصبانيت و انواع دیگری خصوصیات نا خوشایند تعریف شده است. تاثیر منفی با بالا رفتن فعالیت در قشر جلوی مغز ایجاد می شود. با اینکه این حالتی ثابت و ماندنی است، اما می توان آن را کنترل کرد.

زمانیکه بدبینی نتیجه مستقیم از دست دادن شغل، قطع رابطه با یکی از دوستان یا مرگ کسی که دوستش داریم باشد، به عنوان واکنشی در مقابل این ناراحتی تلقی می شود و موقتی است.

چه این خصوصیت با وجودتان عجین شده باشد و چه فقط واکنشی موقتی به یک حادثه باشد، با ایجاد تغییراتی در مغز شما همراه است. مغز از میلیون ها سلول عصبی تشکیل شده است که پیام ها را به اعضاء مختلف بدن رسانده و دریافت می کنند. ممکن است این پیام ها با ایجاد نا تعادلی شیمیایی مختل شوند.

خجالت ندارد اگر برای مداوای این عدم تعادل و بالا تر بردن کیفیت زندگیتان دنبال مشاوره و درمان پزشکی باشید. اگر احساساتی مثل نا امیدی، کمبود انرژی و نا توانی در انجام کارها دو هفته ادامه پیدا کرد، می توانند علائمی از افسردگي به حساب آیند. می توانید برای دوباره به دست آوردن کنترل مغزتان دنبال درمان باشید.

اگر این منفی بافی های شما نتیجه عادت است نه حالت های قابل درمان پزشکی، راه هایی برای مقابله با آن وجود دارد. در این جا به چند نکته اشاره می کنیم که به مثبت انديشي شما کمک می کند.

انگیزه تان را مشخص کنید

آگاه باشید چه زمانی تفکرات منفی بر شما غلبه می کنند. زمانی که خسته یا گرسنه هستید یا زمانی که فشار کاریتان زیاد است. ممکن است تفکراتتان تغییر پیدا کنند. کنترل افکار منفی به شما کمک می کند که انگیزه و سبب آن را بفهمید و این باعث می شود که بتوانید دوباره کنترل خودتان را در دست بگیرید.

عیبجویی از خود را کنار بگذارید

در مسیرتان انتظار دست انداز هم داشته باشید و آن ها را بپذیرید. افکار منفی، بدگویی و عیبجویی از خود را از ذهنتان بیرون کنید. در مورد مسائل و اتفاقات گذشته فکر نکنید، فقط از آن ها تجربه بگیرید و به راهتان ادامه بدهید. تغییر دیدگاهتان در مورد دنیا به شما اجازه می دهد تا در مشکلات و گرفتاری ها دنبال شانس باشید.

خود را با شرایط وفق دهید

زمان هایی را که در گذشته منفی بینی به سراغتان آمده را به یاد آورید و به خود یاد آور شوید که چگونه آن را پشت سر گذاشته اید. حتی برای یک فرد مبتلا به منفی بینی یا کسی که دچار افسردگی است هم امید همیشه وجود دارد. سعی کنید اعتماد به نفستان را بالا ببرید و با این کار، رفتارهایتان جنبه ی مثبت بیشتری خواهند گرفت.

قبل از اینکه چیزی بگویید، فکر کنید

خود را مجبور کنید که برای چند روز هیچ حرف منفی بر زبان نیاورید. قبل از اینکه حرفی بزنید، در مورد آن خوب فکر کنید. این عادت جدید را در خود ایجاد کنید که برای خود و دیگران ارزش بیشتری قائل شوید و قبولشان داشته باشید.

دنبال کمک باشید

اگر می بینید که افکار منفیتان روی یک نقطه متمرکز شده اند، از افراد دیگری که تجربه ای مشابه داشته اند کمک بگیرید. حتی رفتن به چند جلسه مشاوره با افراد متخصص به شما کمکمی کند که بهتر با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنید و دیدگاهتان را توسعه دهید.

دیدگاهتان را تغییر دهید

به افراد نیازمند کمک کنید، چون این باعث می شود که جنبه های مثبت زندگی خودتان را بهتر ببینید. منفی بافی های ما بیشتر به این دلیل است که برای جلو رفتن، بالا رفتن درآمدمان و بیشتر کردن ثروتمان صبر نداریم.

از دوستتان کمک بگیرید

از یک دوست مطمئن بخواهید که وقتی بدبین شدید یا شروع به منفی بافی کردید به شما اطلاع دهد. برای این کار علامتی در نظر بگیرید تا دیگران از آن بویی نبرند. بعد از متوجه شدن، سریعاً در صدد جبران برآیید و آن فکر یا عمل بدبینانه را اصلاح کنید. مهم تغییر رفتارهایتان و تعویض آن ها با عادت های جدید و سالم تر است.

از افراد بدبین دوری کنید

افراد منفی باف و بدبین را از زندگیتان بیرون کنید، زیرا ممکن است تحت تاثیر آنها قرار گیرید. اگر تمایلی به تغییر ندارند، ارتباطتان را با آن ها محدود کنید.

دنبال کارهای فوق برنامه باشید

دنبال یک سرگرمی برای خودتان بگردید. داشتن علائق و سرگرمی هایی بیرون از منزل و هر روز ورزش کردن، تاثیرات مثبتی روی مغزتان می گذارد. ممکن است فکر کنید که برای اینطور فعالیت های فوق برنامه وقتی ندارید، اما اگر دوباره به وضعیت خودتان و کارهایتان فکر کنید، کمی برای خودتان متاسف خواهید شد. و این انرژی تازه ای به شما می دهد.

استوار باشید

ببینید چه چیز برای زندگی شما خوب و مناسب است و توانایی ها و مهارت ها و استعدادهایتان را کشف کنید. تفکرات مثبت را همیشه جلوی مغزتان بگذارید تا تفکرات منفی دیگر اجازه غلبه کردن بر شما را پیدا نکنند.

منبع:aryalink.com

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/19 و ساعت 11:5 بعد از ظهر  
 تصادف در محور چترود- کاظم آباد
در پی وقوع تصادف در محور چترود- کاظم آباد ، 5 دختر دبیرستانی جان باختند. 
این حادثه در اثر برخورد مینی بوس حامل دانش آموزان یک دبیرستان دخترانه و یک دستگاه تریلی رخ داد. در اثر این تصادف 5 نفر از دانش آموزان  دبیرستان کاظم آباد کرمان به همراه معلم شان جان باختند و 7 نفر دیگر نیز مجروح و راهی بیمارستان شدند.گفته میشود مقصر این حادثه راننده مینی بوس بوده. علت وقوع تصادف از سوی کارشناسان نیروی انتظامی در دست بررسی است.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/19 و ساعت 10:37 بعد از ظهر  
 توصیه ها ی زندگی

بعضی توصیه ها تو زندگی خیلی به درد می خورن و باید اونا رو آویزه گوش کرد. فکر می کنم که این توصیه ها از اون دسته  هستن، امید وارم خوشتون بیاد  .

 
 به خودتون اعتماد کنید.
 
                                                                                                           خوب درس بخوانید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/17 و ساعت 9:7 قبل از ظهر  
 کره زمين در پايان سال 2006
 
آمارهاى زير وضعيت کره زمين را در پايان سال 2006 نشان می‌دهند. آمارهايى که حتماً براى شما هم جالب هستند:
 
 
جمعيت
57 ٪ آسيايي
21 ٪ اروپايى
14 ٪ آمريکايى (شمالى و جنوبي)
8 ٪ آفريقايى
 
 
 
 
جنسيت
52 ٪ زن
48 ٪ مرد
 
 
 
 
مردم‌شناسى
٧٠ ٪ رنگين پوست
٣٠ ٪ قفقازى ريخت
 
 
 
در آمد
مردم صاحب 59 ٪ از تمام ثروت جهان هستند و همگى آن‌ها نيز آمريکايى هستند.

شرايط زندگى
80 ٪ در شرايط بدى زندگى می‌کنند

تحصيلات
70 ٪ بی‌سواد و کم‌سواد (تحصيل نکرده)
1 ٪ (تنها ١ ٪) با تحصيلات دانشگاهى

تغذيه
٥٠ ٪ دچار سوء تغذيه

زاد و ولد
١ ٪ در حال مرگ
٢ ٪ در حال متولد شدن

کامپيوتر
١ ٪ داراى کامپيوتر

وقتى از اين منظر به دنيا نگاه کنيد در می‌يابيد که ما واقعاً به همبستگى، درک متقابل، شکيبائى و آموزش، نياز جدّى داريم.

همچنين بد نيست به نکته‌هاى زير هم توجه کنيد:
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
 
اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،
تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
يا گرسنگى در امان بوده‌ايد،
وضعيت شما از وضعيت ٥٠٠ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 
اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد محل عبادات خود مانند مسجد يا کليسا شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 
اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس داريد،
اگر تختخواب و سرپناهى داريد،
در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.
اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد،

شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.
اگر شما اين نوشته را می‌خوانيد، از سه خوشبختى بهره‌مند هستيد:
1- يک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.
حال كه اينها را مي دانيد:
  • طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،
  • طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آرزده خاطر نشده‌ايد، ،
  • و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است


|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/17 و ساعت 7:54 قبل از ظهر  
 خنده های مصنوعی
   تا حالا شده وقتی خیلی ناراحت و عصبانی یا نگران و مضطرب بوده اید، تلاش کنید بی دلیل بخندید و ادای خندیدن را درآورید؟ شاید به نظرتان کار بیهوده ای بیاید، ولی حقیقت این است که حتی ادای خندیدن را درآوردن، دست زدن و بالا و پایین پریدن هم، می تواند احساس شادی را در شما القا کند. کافی است یک بار امتحان کنید. مطمئن باشید ضرر نمی کنید.
     اگر در لحظاتی که زیر فشار یک استرس شغلی قرار دارید، یک لحظه به خودتان فرصت رهایی بدهید، خواهید دید که با همین روش ساده خنده روی لبتان می آید و احساس آرامش بیشتری می کنید. محققان می گویند، مغز انسان فرق میان خنده واقعی و تصنعی را درک نمی کند. بنابراین، خنده مصنوعی و ادای شادی را در آوردن، می تواند تاثیری مانند خنده واقعی داشته باشد.

     لبخند بزنید. لبخند زدن، احساس شادی را درون شما و در محیطی که در آن زندگی و کار می کنید، پراکنده می کند. چه اشکالی دارد؟ به جای قیافه ای عبوس و گرفته، عضلات صورت خود را آزاد کنید و آن ها را از حالت انقباض بیرون آورید.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/14 و ساعت 10:59 قبل از ظهر  
 قدرشناسي
تاکنون چندين بار بخاطر اينکه ديگران انتظارات و تصورات ايده آل ما را برآورده نساخته اند ، در ياس و غضب فرو رفته ايم؟ به گذشته ودوران طفوليت خود نظر مي‌اندازيم و به يافتن همه آنچيز هائي مي‌پردازيم که مي‌توانستند براي ما انجام و يا به ما داده بشوند تا ما خوشبخت تر مي‌شديم.
اگر ديد و بينش خويش از جهان را به يک تصور ذهني و رويائي محدود کنيم، زندگي در تمام قواعدش ما را نااميد و مايوس خواهد نمود. اما اگر افق ديد و بينش خود را بسط داده و به شناسائي و توجه آنچه را که زندگي به ما عطا کرده است بپردازيم، متوجه خواهيم شد که با دنيائي با درجات والاي عنايات و نعمات و حمايتهاي بي نظير احاطه شده ايم.
قدرشناسي مشروط و منوط به توجه، ديد و نگرش به درون خود است. بدون يک توجه واقعي نمي‌توان به وجود تعداد بيشماري از رخدادهاي تکراري که به نفع ما در جريان است پي برد و آنها را ديد.
  روانشناسان در چهارچوب تحقيقات "روانکاوي مثبت"،  در جستجوي اين پرسش  که چه شيوه هائي ، سلامت رواني را حفظ مي كند  ، اهميت "قدرداني" را کشف کرده‌اند و آنرا بعنوان يک منبع نيروي رواني تلقي مي‌کنند.
آنچنانکه تحقيقات جديد نشان مي‌دهد انسانهاي قدردان و سپاسگزار راضي تر، خوشبخت تر و اجتماعي تر از افرادي هستند که با دقت تمامي جهات منفي زندگي خود را موشکافي و بايگاني مي‌کنند اما جهات مثبت را ناديده مي‌انگارند. اينها همچنين کمتر از امراض جسماني گله مند بوده و به هنگام وجود مشکلات شخصي به ياري يکديگر مي‌شتافتند و بيشتر از ديگران حمايت احساسي و معنوي خودشان را از يکديگر ابراز مي‌کردند. همچنين بيشتر در کارهاي اجتماعي (و عام المنفعه و خيريه بدون چشمداشت مالي شرکت) مي‌جستند.انسانهاي شکرگزار ارزش کمتري براي ماديات قائلند. آنها ارزش خويش و ديگران را با داشتن و دارائي، مقام و موفقيت نمي‌سنجند. آنان حسادت نمي‌ورزند و تقسيم و اشتراک براي آنها قابل قبول تر از ديگر انسانهائي است که احساس قدرداني را در خود غريبه حس مي‌کنند.از اشخاصي که از يک بيماري عصبي عضله رنج مي‌بردند دعوت شد که در مدت سه هفته دلائلي را که براي شکرگزار بودن دارند يادداشت نمايند. در پايان آزمايش از خلق و خوي بهتري برخوردار بودند، آنها از روابط محکمتر اجتماعي خودشان، بهبود وضع خواب و خوشبين تر شدنشان گزارش مي‌کردند. قدرداني و سپاسگزاري منوط به موقعيت خوشبخت و بهشتين زندگي و همچنين مشروط به يک حساب بانگي پر و پول زياد هم نيست.  انسانهايي که قدر آنچه را که دارند و آنچه را که تجربه مي‌کنند مي‌دانند، خوشبخت ترند، و توانائي غلبه بر رويدادهاي منفي زندگي در آنها مانند قدرت برحذر بودن آنها از حسادت، ناراحتي و خشم و افسردگي بيشتر مي‌گردد. سپاسگزاري و اعمال متعاقب آن روابط اجتماعي را قوي تر کرده و دوستي‌ها را تقويت مي‌کنند. اين خود به نوبه خود سلامتي روحي و جسمي را افزايش مي‌دهد. برخي عوامل قدرناشناسي و بي سپاسي عبارتند از : بي توجهي و تاخير در سپاسگزاري،  فراموشي ، تنبلي... و اينكه فرض را بر اين مي‌گذاريم که ديگران مي‌بايست «بدانند» که چقدر من قدردان و سپاسگزارم... گفتن اينكه اين حق من است... آنها فقط وظيفه خود را انجام مي‌دهند ... اين کار زحمت زيادي نداشته است ...يا اين شخص بعدها براي من مشکلاتي ايجاد کرده است...  انتخاب دست ماست: آيا مي‌خواهيم توجهمان را معطوف به بخش نامطبوع و تاريک زندگي، مشکلات، اشتباهات، فشارها و ناراحتي‌ها کنيم يا خواهان يادگيري آن هستيم که قسمت خوب زندگي را هم ناديده نگرفته و سپاسگزار باشيم؟  آدمي مي‌تواند براي بسياري از چيزها متشکر و قدردان باشد. براي يک هديه، براي يک حرکت دوستانه، براي زيبائي طبيعت، براي سکوت بعد از سروصدا، براي بدست آوردن دوباره سلامتي، براي نور خورشيد و خنده بچّه‌ها. هر چه که ما شکرگزارتر باشيم، دلائل بيشتري هم براي شکرگزاري خواهيم يافت.  بنابر تئوري انگيزه ماسلو، روانشناس برجسته، هر کسي قادر به شناسائي و فهم نعمات و آسايشي که از آن برخوردار است نيست. تنها انسانهاي «به خود تحقق ده و خودساخته»، آنان که تسليم خواسته‌ها و نيازهاي ناچيز خود نمي‌شوند، از توانائي عالي برخوردار هستند که مواهب اساسي و اوليه زندگي را همواره و خستگي ناپذير با احترام، خوشحالي، ابراز تعجب و تشکر و حتي شور و شعفي بي اندازه قدردان باشند و ارج نهند.
انسانهاي قدرشناس توفيق خواهند داشت که به يک رويداد منفي معناي مثبتي ببخشند. بدين ترتيب آنها در از دست دادن کار خود شانس آغاز مجدد را مي‌بينند، به هنگام مرگ عزيزان خويش آگاهانه محبت و صميميت و حمايت دوستان خود را تجربه مي‌کنند و در يک بيماري فلسفه و مفهومي را مشاهده مي‌کنند. چنين شخصي حتي در يک فاجعه مي‌تواند نقاط مثبت و خوبيها را کشف کند.
 امّا چه کنيم اگر هنوز به گروه قدرشناسان تعلق نداريم؟ پژوهشگران ،معتقدند که قدرشناسي را مي‌توان آموخت. بطور مثال آنها بعنوان يک روش آموزشي مناسب مدل چهار مرحله‌اي زير را توصيه مي‌کنند:
1. شناخت افکار قدرناشناس را
  2. فرموله کردن افکار قدرشناس   3. جانشين ساختن افکار قدرناشناسي  با افکار قدرشناسانه 4. 
انتقال احساسات دروني به اعمال و رفتار
متد و کاربرد دفتر خاطرات در مطالعات ذکر شده در رابطه با قدرشناسي مي‌تواند اين پروسه را پشتيبان باشد. فردي که در انتهاي يک روز به اين فکر کند که کجا و چه وقت وي با سرنوشت و يا ديگر انسانها دعوا کرده است و يا آن تجربه‌هاي خوب آن روز را به ياد آورد با گذشت زمان خواهد توانست بخش مثبت زندگي خويش را آگاهانه تجربه کند.
  همينطور روش بودائي، ژاپني نايکان آموزشي عملي براي قدرشناسي و ديد مثبت است.
"نايکان" به معني "نگرش و نظارت بر خويشتن خويش" است كه بر اساس سه پرسش صورت مي‌پذيرد:
 از .... تا کنون چه دريافت کرده‌ام؟
 به .... تا کنون چه داده‌ام؟
 چه مشکلات و ناملايماتي براي .... بوجود آورده‌ام؟
 
1- از .... تا کنون چه دريافت کرده ام؟
به هنگاميکه رابطه خويش را با شخص ديگري بررسي کرده و به زير ذره بين مي‌بريد، ابتدا مشاهده و توجه کنيد که چه چيزهائي تا کنون از اين شخص دريافت کرده‌ايد. زن من امروز صبح براي من آب پرتقال تازه آماده کرد. او ظروف صبحانه را شست. او ساعتي را که بر مچ دارم به من هديه کرده است. اغلب اين چيزها را بديهي و طبيعي مي‌پنداريم. ما روزها و روزمرگي خود را با عجله و بي توجه سپري مي‌کنيم و به تمامي چيزهاي «ناچيز و کوچکي» که دريافت مي‌کنيم عنايتي نداريم.
اگر به تهيه ليستي از چيزهائي بپردازيد که از ديگران دريافت کرده ايد، درخواهيد يافت که از چه طرقي حمايت و محبت ديگران شامل حال شما شده است. گاه حتي از بلندي چنين ليستي و يا مفهوم يک يک آنها تعجب کرده و شايد تجربه نمائيد که چه احساس عميقي از قدرشناسي و تشکر و فهم ارزش آنها در شما زنده خواهد شد.

2- به .... تا کنون چه داده‌ام؟
در روابط خويش با تک تک افراد و ما بقي دنيا مي‌توانيد فهرستي از آنچه که مي‌دهيد (طلبکار) و آنچه که مي‌گيريد (بدهکار) تنظيم نمائيد و در مقابل يکديگر قرار دهيد. به اين منظور مي‌توانيد زمان معيني را در نظر بگيريد که مي‌تواند از يک روز يا مثلا تا يک دهه باشد.
ليستي تهيه کنيد از آنچه که در بيست و چهار ساعت اخير به ديگران داده‌ايد. شايد فردي را به محلي رسانده‌ايد و يا براي وي غذائي پخته‌ايد. شايد براي دوستي کارت تولد فرستاديد و يا در خيابان محل عبور خود قطعه‌اي آشغال را از روي زمين برداشته و به زباله دان ريخته‌ايد. در هر حال با دقت و صحت عمل به نوشتن اين ليست بپردازيد. از نوشتن جملاتي چون «من کمک کردم» يا «من از دوستم حمايت کردم» بپرهيزيد. بطور دقيق و واقعي براي ديگران چه انجام داديد؟

3- چه مشکلات و ناملايماتي براي .... بوجود آورده‌ام؟
اغلب به اين حضور ذهن داريم و آگاهيم که به چه طرقي ديگران مشکلات و ناملايماتي براي ما ببار آورده‌اند. شايد اتومبيلي در خيابان راه را بر ما سدّ مي‌کند، يا خانمي که قبل از ما در صف پست ايستاده است تعداد زيادي نامه و پاکت‌هاي پستي براي ارسال دارد و ما بايد مدّت مديدي را در صف انتظار بگذرانيم. اينگونه مشکلات و ناملايماتي را که ديگران براي ما فراهم مي‌آورند با دقت و لياقت ضبط و در ذهن مي‌سپاريم. امّا به هنگامي که خود مسبب ناملايمات و گرفتاري براي ديگران مي‌شويم، قاعدتا متوجه نيستيم و به خاطر نمي‌سپاريم. و يا اگر هم آنها را بياد داشته باشيم، فکر مي‌کنيم که «اينها بدشانسي و مواقع استثنائي» بوده‌اند يا «من منظوري نداشتم، عمد نبوده». شايد آنطور ظاهر کنيم مثل اينکه مشکل و مسئله مهمّي اتفاق نيفتاده است. امّا اين پرسش واقعا حائز اهمّيت است. اگر نخواهيم و توانائي آنرا نداشته باشيم که اين رويدادها را متوجه شده و ضبط کنيم و قبول کنيم که ما مسبب گرفتاري و ناملايماتي براي ديگران بوده ايم، نخواهيم توانست خودمان و آنچه امکاناتي را که زندگي پيش روي ما مي‌نهد واقعا بشناسيم و بفهميم.
ليستي از مشکلات و مسائلي را که در بيست و چهار ساعت اخير براي ديگران فراهم آورده‌ايد تهيه کنيد. از فردي انتقاد کرديد؟ ظروف نشسته را در آشپزخانه رها کرديد تا شخص ديگري آنها را تميز کند؟ فردي را منتظر نگه داشتيد، منتظر جواب نامه يا تلفن شما؟ بدقولي کرديد و بر سر يک قرار به تاخير حاضر شديد؟ و براي نوشتن و تهيه اين ليست با دقت همه چيزها را منظور کنيد و مطلبي را از قلم نياندازيد.
 
قدرشناسي و سپاس بدان معنا است که چشمانمان را براي حمايت‌هاي متنوعي که ما از محيط پيرامون خود دريافت مي‌کنيم باز نگاه داريم. اگر ما بدين روش زندگي کنيم، کمتر فرصت رنج و درد کشيدن را پيدا مي‌کنيم، زيرا که توجه و تمرکزمان را بهتر بکار گرفته ايم. بيشتر از قبل پي خواهيم برد که چه چيزها به ما داده شده است؛ از کمک و ياري که به ما مي‌شود متشکر مي‌شويم و خودمان هم در عمل به اطرافيان خدمت کرده و از آنچه که اکنون و يا در گذشته از ديگران دريافت کرده ايم مقداري را هم به ديگران برگردانده ايم.
 
 يک ضرب المثل چيني چنين مي‌گويد: «به هنگاميکه تو از يک رودخانه آب مي‌نوشي به سرچشمه آن فکر کن». اما هرگز سرچشمه به اين فکر نخواهد افتاد که از تشنگان طلب تشکر کند يا رطوبت فرحبخش خود را مشروط به قدرشناسي نمايد.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/14 و ساعت 9:28 قبل از ظهر  
 شوهر برنامه نویس

شوهر: سلام،من Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟

شوهر: Bad command or File name

زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!

شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel

زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟

شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.

شوهر: Sharing Violation, Access Denied

زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.

شوهر: Data Type Mismatch

زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.

شوهر: By Default

زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.

شوهر: Hard Disk Full

زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟

شوهر: Unknown Virus Detected

زن: خب مادرم چی؟

شوهر: Unrecoverable Error

زن: و رابطه تو با رئيست؟

شوهر: The only User with Write Permission

زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟

شوهر: Too Many Parameters

زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.

شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed

زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!

شوهر: Close all Programs and Logout for another User

زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.

شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer


|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/13 و ساعت 9:52 قبل از ظهر  
 معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!
عمر دنيا و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) - سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!
نسبت عمر دنيا به عمر زمين:
سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:
"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"
سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:
"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.
اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.
در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).
اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!
عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.
جواب 3 بدست مي آيد.
اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!
سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني:
سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"
در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.
نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).
باور نداريد؟ گوش كنيد!
قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).
كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!
بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:
سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:
"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"
سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"
سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:
"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!
با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).و اين سخن حقيقت است!

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/09 و ساعت 1:15 بعد از ظهر  
 آدمهاي بزرگ

آدمهاي بزرگ مثل كوه مي مانند، هر چه به آنها نزديكتر مي شوید، عظمت آنها را بيشتر درك مي کنيد.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/08 و ساعت 9:10 قبل از ظهر  
 هزار و يک کار غلط

اگر برای انجام يک کار غلط هزار دليل درست بياوريد تازه ميشه هزار و يک کار غلط

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/08 و ساعت 9:1 قبل از ظهر  
 فقط تنهايی منه
۰۰۰۰۰(((((( فقط تنهايی منه ))))))۰۰۰۰۰

گاهی وقتا بايد کسی را ببينی تا آروم بشی.

گاهی وقتا بايد اون کنارت باشه/ باهات هم قدم بشه  تا آرامش پيدا کنی .

گاهی وقتا بايد با اون هم کلام بشی تا به آرامش برسی. طنين صداش برات جذابه.

گاهی وقتا همينکه بدونی اون بهت فکر می کنه و با حس غريبانه ات باهاش ارتباط برقرار کردی برات لذت بخشه.     اما:

(( و فقط سکوت است که بی نهايتی از معناست. اما خاموشی نيست. اگه در تنهاييم ولی اصلا تنها نيستم. تنهايی غوغای درونی است. تسلط به زبان دل است.))

 ((گفتگوی خاموش نعمتی است که معبود نصيب هر کس نمی کند.))

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/08 و ساعت 8:54 قبل از ظهر  
 احساسی که به شما دست می دهد.( هيچ ربطی به فوتبال ندارد)
 

قــرمز : جدي و عصبانيم مي كنه

سبـز : آرامم مي كنه، شگفت زده‌اش مي شوم

زرد : توجه ام را به خودش جلب مي كنه

آبـي : محـو تماشايش مي شوم

قهوه‌اي: ازش بدم مياد

مشكي: ذهنم را هنگ مي كنه، متعجب مي شوم

سفيد : ذهنم را تهي مي كنه به هيچي فكر نمي كنم

نارنجی : شاداب و پر شور و حرارتم می کنه

خاکستری : غمگين و ناراحتم می کنه

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/08 و ساعت 8:51 قبل از ظهر  
 دریا باش
دریا باش تا اگر سنگی بر تو پرتاب کردند متلاطم نشوی / بلکه سنگ غرق شود.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/08 و ساعت 8:46 قبل از ظهر  
 بزرگترین مترجم

بزرگترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/08 و ساعت 8:30 قبل از ظهر  
 ثروتمندترين تيمهاي فوتبال جهان (ارزش كل و درآمد ساليانه به ميليون دلار ميباشد):
 

                       نام تيم  كشور

ارزش كل

درآمد ساليانه
1 منچستر يونايتد(Manchester United) انگليس 1251 315
2 رئال مادريد(Real Madrid) اسپانيا  920 287
3 اي.سي.ميلان(Ac Milan) ايتاليا  893 270
4 يوونتوس(Yuventus) ايتاليا  873 262
5 بايرن مونيخ(Bayern Munich) آلمان  627 202
6 آرسنال(Arsenal) انگليس  613 211
7 اينتر ميلان(Internazionale Milan) ايتاليا  608 203
8 چلسي(Chelsea) انگليس  449 264
9 ليورپول(Liverpool) انگليس  441 170
10 نيوكاسل(Newcastle) انگليس  391 166

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/07 و ساعت 2:4 بعد از ظهر  
 ثروتمند ترين افراد جهان (ثروت به ميليارد دلار ميباشد):
 

                         نام سن ثروت    مليت
1 ويليام گيتس(William Gates)   49  46.7  آمريكا
2 وارن بافت(Warren Buffet)   74   44  آمريكا
3 لاكشمي ميتال(Lakshmi Mittal)   54   25 انگليس
4 كارلوس اسليم هلو(Carlos slim helu)   65   24  مكزيك
5 الوليدبن الصعود(Alwaleed Bin Alsaud)   48  23.7  عربستان
6 اينگوار كامپراد(Ingvar Kamprad)   78   23  سوئد
7 پائول آلن(Paul Allen)   52   21  آمريكا
8 كارل آلبرخت(Karl Albrecht)   85   19  آلمان
9 لارنس اليسون(Lawrence Ellison)   60  18.5  آمريكا
10 رابسون والتون(Robson Walton)   85  18.3  آمريكا

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/07 و ساعت 2:4 بعد از ظهر  
 اثر شفابخش موسيقي
 
 
همه ی ما به خوبی می دانیم که موسیقی بر روی وضع روانی و حالت روحی ما تاثیر می گذارد. برخی از موزیک ها زودگذر هستند و اگر به گوش ما بخورند و آنها را دوست نداشته باشیم، ممکن است اذیت شویم. از سوی دیگر موسیقی که به آن علاقه داشته باشیم و با گوش دادن به آن احساس آرامش کرده و انرژی بگیریم در ما احساس خوبی ایجاد می کند. البته همه امور بستگی به ضرب آهنگ موزیک دارد.
 
محققان از این مطلب در تحقیقات خود استفاده کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که گوش دادن به موسیقی خوب، سلامت افراد را ارتقا می بخشد. موسیقی امواج مغزی را تحریک می کند. ضرب آهنگ تند باعث ایجاد هشیاری و بحالت آماده باش در آمدن ذهن می شود. موزیک آرام هم ذهن را آرام نموده و آنرا ریلکس می کند. همچنین بر روی عملکر خودکار سیستم عصبی تاثیر می گذارد، تنفس را آرام می کند، ضربان قلب را پایین می آورد و بدن را در حالت آرامش کامل نگه می دارد. زمانیکه ذهن و جسم احساس آرامش کنند، استرس و افسردگی تا حد زیادی کاهش پیدا می کنند.
 
به دلیل اثرات مثبتی که موسیقی در بردارد، امروزه از آن به عنوان درمان برخی از بیماری ها استفاده می شود. این روزها در برخی از بیمارستان ها از موسیقی درمانی برای ایجاد آرامش در بیماران، تسریع روند درمان، و نهایتاً کاهش درد بهره میگیرند؛ همچنین برای افرادی که به دلیل بستری شدن زیاد در بیمارستان دچار افسردگی شده اند نیز کاربرد دارد. کودکانی که با مشکل کمبود حافظه نیز مواجه هستند به وسیله موسیقی می توانند این توانایی خود را ارتقا بخشند.
 
ذهن و جسم آرام یکی از ملزومات ایجاد زیبایی و سلامت در افراد به شمار می رود. حتماً نباید بیمار باشیم تا از تاثیرات مثبت موسیقی برخوردار شویم، بلکه افراد سالم نیز می توانند از مزایای آن بهرمند شوند.
 
اما چگونه می توان از اثرات شفا بخش موسیقی در زندگی شخصی استفاده کرد؟ فقط کافی است گوش دادن به موسیقی را در برنامه روزنه خود بگنجانیم؛ کاری که شاید تعداد زیادی از شما آنرا انجام می دهید.
 
روز خود را با یک آهنگ تند شروع کنید تا به طور کامل هشیاری خود را بدست آورید و برای انجام کارهای روزانه آماده شوید. گوش دادن به موسیقی در هنگام صبح توانایی ما برای مواجه شدن با استرس در طول روز را افزایش می دهد.
 
در مسیر رفتن به محل کار نیز می توانید موزیک مورد علاقه خود را که مخصوص به خواننده خاصی است در اتومبیل گوش کنید. همچنین می توانید از mp3 player استفاده کنید و آهنگ های مورد علاقه تان را اجرا کنید. این کار هم تحمل وضعیت خیابانها و ترافیک را برایتان ساده تر می کند و هم ذهنتان را برای انجام امور شغلی آماده می کند.
در حین انجام کارهای روزانه، هم می توانید به آهنگ هایی گوش دهید که تمرکزتان را افزایش می دهند و هم آهنگ هایی که ریتم تندی دارند و سطح انرژیتان را بالا نگه میدارند. البته این امر بستگی به نوع فعالیتی دارد که می خواهید انجام دهید. با این روش کاری که باید به پایان برسانید دیگر برایتان حالت یک وظیفه را نخواهد داشت و بیشتر شبیه فعالیتی می شود که برای سرگرمی و لذت بردن آنرا انجام می دهد، و این امکان وجود دارد که پس از مدتی بیش از پیش به کار خود علاقمند شوید.
 
محققان معتقدند که در هنگام صرف غذا، گوش دادن به موسیقی آرام بخش (به ویژه آهنگ های کلاسیک) سبب می شود تا دستگاه گوارش کار خود را بهتر انجام دهد. اعتقاد بر این است که موسقی میزان کورتیزل ( هورمون ایجاد استرس) را در خون تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد. این امر باعث ایجاد آرامش در بدن شده و جذب مواد مغذی بدن را افزایش می دهد. از دیگر مزایای آن نیز می توان به لذت بردن از صرف غذا اشاره کرد.
 
در آخر باید اشاره داشت که شنیدن موسیقی در هنگام خواب می تواند شما را در آرامش کامل فرو برد. گاهی اوقات در طول روز آنقدر با استرس و اضطراب مواجه میشویم که از شدت خستگی نمی توانیم بخوابیم و برای مدت ها فقط در تختخواب غلط می زنیم. آهنگ های آرام می توانند خستگی و استرس را از تن شما دور کرده و روند به خواب رفتن را تسهیل نمایند.
 
موزیک، اکسیر شفابخش ذهن، جسم، و روح است. برای حفظ زیبایی، نیازمند ذهن و جسمی آرام، و رها از هر گونه استرس هستید. اجازه دهید که اثر شفا بخش موسیقی قدرتی که ذهن و بدنتان به آن نیاز دارد را به آنها هدیه کند.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/07 و ساعت 1:47 بعد از ظهر  
 جدول لیگ برتر

ردیف

تیمها

امتیاز

1

سایپا

۴۳

2

استقلال

۳۹

3

سپاهان

32

4

استقلال اهواز

32

5

پرسپولیس

31

6

ابومسلم

31

7

پیکان

28

8

صنعت مس

26

9

ذوب آهن

۲۵

10

پاس

24

11

برق

۲۲

12

فجر شیراز

۲۱

13

صبا باتری

19

14

ملوان

17

15

فولاد

۱۴

16

راه آهن

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/07 و ساعت 8:36 قبل از ظهر  
 حدیثی از امام باقر (ع):
تو را به پنج چيز سفارش مي کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو
خيانت کردند خيانت مکن ، اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو ، اگر مدحت کنند شاد
مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بيتابی مکن .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (167)
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/12/02 و ساعت 7:17 قبل از ظهر