تبليغاتX
زنگی آباد کرمان
 فال حافظ
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/27 و ساعت 10:18 بعد از ظهر  
 نمک
مردی دوستانش را به شام دعوت کرد و برای شام خواست گوشت بپزد که فهمید نمکشان تمام شده است.پسرش را صدا زد و گفت:برو به ده و نمک بخر،اما به قیمت بخر نه گرانتر نه ارزانتر.پسر تعجب کرد و گفت:پدر میدانم که نباید گرانتر بخرم اما اگر توانستم ارزانتر بخرم چرا کمی صرفه­جویی نکنیم؟!!
پدر جواب داد:اینکار در شهری بزرگ قابل قبول است اما در جای کوچکی مثل ده ما اینکار همه ده را از بین میبرد.مهمانان با شنیدن این حرف متعجب پرسیدند چرا نباید نمک را ارزانتر بخرد؟
مرد گفت:کسی که نمک را زیر قیمت میفروشد حتماً به شدت به پولش احتیاج دارد. کسیکه از این موقعیت سوء استفاده کند نشان می­دهد که برای عرق جبین و سعی و تلاش او در تولید نمک احترامی قائل نیست.
مهمانان:امااین مسئله کوچک که نمی­تواند دهی را ویران کند!
مرد گفت:در آغاز دنیا،هم ستم کوچک بود اما آمدن هر ستم از پس ستم دیگر به روندی فزاینده منجر شد.همیشه فکر می­کردند مهم نیست تا کار به جایی رسید که امروز رسیده.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 1:1 بعد از ظهر  
 ارگ کریمخانی
 
 
ارگ کريمخاني قصر سلطنتي و اندروني كريم خان زند (م. 1193) حاكم شيراز بوده است كه در سال 1180 ه.ق به دستور وي ساخته شد و در حال حاضر در شمال شرقي شيراز، در حوالي ميدان شهدا واقع شده است.
كريم خان زند براي ساختن قصر خود ماهرترين سنگ تراشان، معماران و هنرمندان آن عصر را به شيراز دعوت كرد و بهترين نوع مصالح را از شهرها و كشورهاي مختلف خريداري نمود و در اختيار كارگران قرار داد. در مدت زمان كوتاهي بناي ارگ ساخته شد.
ميدان كريم خاني به عنوان تأسيسات و ارسن شهري شامل سه بخش مي شد:
1. بخش سياسي كه شامل عمارت كلاه فرنگي و ديوانخانه بود.
2. بخش اقتصادي كه شامل بازار وكيل مي شد.
3. بخش نظامي كه شامل ميدان مشق مي شد. 
در اين ميدان، ارگ به عنوان خانه پادشاه و هسته اصلي ميدان عمل مي كرد. درساختن ارگ، معماري نظامي و معماري مسكوني هر دو با هم به كار رفته است چرا كه ارگ خانه پادشاه مي بود و بايد از ضريب امنيتي بالايي برخوردار باشد. بنابراين ديواره هاي بيروني  كه همانند ديوارهاي يك قلعه نظامي است، بسيار مرتفع است.ديواره بنا در پايين 3 متر ضخامت دارد و به صورت مخروط ناقص بالا رفته و ضخامت آن در بالا به 2.8 متر مي رسد. و در قسمت بالا ديواركي جانپناه دارد كه محل استقرار سربازان بوده، تيركش هايي نيز در اين ديوار تعبيه شده كه برخي كوچك هستند و حالت مورب دارند كه محل قرار دادن تفنگ و اسلحه بوده و ديگر سوراخ هاي بزرگتري كه براي راندن دشمن بوده است. هشتي ورودي آن فضاي بزرگي است كه يك در به باره بند (اصطبل) داشته و در حال حاضر مكان فروش بليط است و در مقابل دري دارد كه به پشت بام مي رفته. همچنين در داخل هشتي چند طاق نما براي نشستن وجود دارد. هشتي ارگ نسبت به هشتي ديگر خانه ها تزيينات كمتري دارد. در قسمت باره بند اتاق هايي مخصوص سر مهتر وجود داشته كه هم اينك ويران شده است. اين مكان در زمان پهلوي به عنوان زندان زنان مورد استفاده قرار گرفت، در وسط آن ساختماني احداث شده بود كه به هنگام مرمت ويران شد.
4. حياط خلوت در پاي 4 برج وجود دارد كه حالت خدماتي دارند، بجز يكي از آنها كه به هشتي راه مي يابد و در واقع باره بند بوده. اين اطاق كه .........؟ اتاق و دستشويي داشته، مخصوص خدمه بوده. برج ها داراي سه طبقه اندكي راه آنها از درون همين حياط خلوت هاست. از داخل حياط پلكاني به طبقه دوم مي رود و از آنجا به وسيله يك رشته پلكان به طبقه سوم مي روند يعني از طبقه اول به طبقه دوم راهي وجود ندارد. در حمام داخل ارگ از طريق يكي از همين حياط خلوت ها بوده كه بعداً در ديگري از داخل خود حياط ارگ به حمام گشوده مي شود. اين حمام همانند ساير حمام ها داراي سر بينه و گره خانه است. سر بينه آن نيز شامل يك رختكن و يك حوض چندضلعي در وسط مي باشد كه به وسيله آهكبري تزيين شده است. از آنجا نيز وارد برزخ سوم شده كه يك راه به واجبي خانه و يك راه به تخت گرم خانه حمام دارد. در درون گرمخانه سر در خزينه وجود دارد. در زير خزينه آب گرم تون حمام قرار گرفته است.
ارگ كريمخاني قلعه اي مستطيل شكل است كه در هر يك از اضلاع آن برجي از آجر به ارتفاع 15 متر ساخته شده است. مابين اضلاع شمالي، جنوبي و غربي، ايوان بزرگي متشكل از يك تالار و 2 اتاق سه دري بزرگ قرار دارد.
در جلو هر سه ايوان مزبور دو ستون سنگي محكم به ارتفاع 8 الي 9 متر به چشم مي خورد. همچنين طبق معماري دوران زنديه حوضي 4 گوش در جلو هر ايوان ساخته شده است كه آب آنها از آب ركناباد تأمين مي شده.
ضلع شرقي ارگ ديوار بلندي است كه درب ورودي در وسط آن قرار دارد. بر بالاي سردر ورودي صحنه اي از جنگ رستم و ديو سفيد به وسيله كاشي هاي هفت رنگ لعابدار تصوير شده است.
حمام خصوصي پادشاه و راهرو و اتاق نگهبانان نيز در پشت همين ديوار ساخته شده اند. در جلو اين ايوان نيز دو ستون چوبي قرار دارد و حوضي چهارگوش نيز در جلو ايوان خودنمايي مي كند. مساحت حياط قصر 12.8 × 93.6 متر است.
شالوده و ديوارهاي ارگ از سنگ ساخته شده اند و براي ساختن بقيه بنا از خشت پخته استفاده شده است. تزيينات داخلي، شامل قاب ها، ازاره هايي از سنگ مرمر يزد و تبريز و آيينه هاي بزرگي از روسيه، تركيه عثماني و اروپاست. نقاشي قسمت هاي بالا و سقف اتاق ها با آب طلا و لاجورد و رنگ هاي گياهي و معدني رنگ آميزي شده اند. نقش هاي اطاق ها اغلب گل و گياه و به شكل ترنج و اسليمي است. ارگ از نوع بناهاي سه ايوانه است كه ضلع ورودي آن به بخش خدماتي اختصاص دارد.
پس از منقرض شدن حكومت زنديه و روي كار آمدن سلسله قاجاريه ارگ به دارالحكومه تبديل شد و مكاني براي استقرار يافتن واليان و حاكمان فارس گرديد و تا اوايل سلطنت پهلوي نيز وضع به همين منوال بود. در زمان استانداري شاهزاده عبدالحسين ميرزا فرمانفرما (متولد 1236 ، متوفي 1318 ه.ش) به دستور وي كاشي كاري هاي ارگ ترميم شد.
در واقع در زمان حكومت قاجاريه به دليل خصومت قاجاريان با زنديان، نقاشي ها و كاشي كاري هاي زنديه كلنگي شدند و نقاشي ها و تزئينات قاجاريه جاي آن را گرفتند. امروزه يكي از اركان مرمت بناهاي زنديه آن است كه نقاشي ها و تزيينات آنها را از زير نقاشي هاي قاجاريه بيرون آورده و به نمايش بگذارند.
در زمان سلطنت رضاخان پهلوي بين سال هاي 1320-1304 و بعد از آن ارگ به عنوان زندان بزرگ شهر در اختيار شهرباني قرار گرفت. در طول اين مدت تمام آثار نقاشي و مقرنس كاري اتاق ها را با گچ پوشاندند و اكثر اتاق ها و تالارها به وسيله چندين ديوار به صورت سلول هاي كوچكي در آمد.
در سال 1350 ساختمان ارگ در اختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار گرفت و كار مرمت و بازسازي آن مورد توجه قرار گرفت. بازسازي بنا در سال 1356 آغاز شد. در بازسازي ارگ براي حفظ اصالت بنا دقت فراواني شده و نقاشي هاي زيباي آن از زير گچ كاري ها بيرون آمده است.
ارگ كريمخاني در سال ...؟ ذيل شماره 918 در فهرست آثار ملي ثبت شده است.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 12:29 بعد از ظهر  
 فرشته
يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين
مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و..
اجي     مجي    لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و  شيك   QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين،
خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
 
 
   خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه  !!!
 
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
 
 اجي     مجي    لا ترجي

و آقا 92 ساله
 شد!
پيام اخلاقي اين داستان
 
مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ،
 ولي پريها.......
مونث هستند !!!!!!!!
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 12:15 بعد از ظهر  
 Happy Valentine 's day
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 10:55 قبل از ظهر  
 ارتش ساساني
ارتش ساساني به دو واحد اصلي (اسواران)اسب سوارانو واحد دومي به نام (پايگان)همان پيادگان تقسيم ميشد .همان گونه که رسم بود کشت ورزان و روحانيون و تاجران در مدارس مخصوص به خود صنف خود را بياموزندارتش نيز دانشکده مخصوص به خود را داشت و بايد بر طبق قانون تمام نظاميان از ايراني تا نظاميان هون و ترک و عرب نيز اصول مدرن نظامي را بياموزند منتها با درجات متفاوت .نام اين دانشکده ارتشتاران سالار ناميده ميشد
واحد اسب سواران
مهمترين رکن واحد ارتش ساساني بودکه معمولا بزرگان طوايف گيلاني و ديلمي و طبرستاني و اذربايگانيو ترکان و لرستاني و پارتي از خاندان سورن عضو ان بودند .لباس اين گروه سواران ويژه بر طبق نوشته اميانوس مارسليوس ميگويد در قرن چهارم ميلادي سواران نيروي ويژه ايراني زرهي و کلاه خود طلايي بر تن داشتندکه در رو ي کلاه خود ايشان تنها دو سوراخ براي ديدن موجود بود اسبهاي ايشان نيز جوشن پوش بودند سرتا پا و در روي سر انان شاخ بلند فولادي به مانند نيزه وجود داشت که اسب در موقع حمله بر طبق تعليمات داده شده سر خود را پايين مياوردو با شاخ خود ضربت محکمي بر سوار دشمن ميزدو سوارو اسب را در جا ميکشت اين نظريه با ديدن تمثال خسرو پرويز در استان دلاور پرور کرمانشاه تاييد شده.اين نيرو شامل صد هزار نظامي از ديلميان گرجيان ارامنه ترکان ( هونهاي سپيد) شامل دو قوم قرلق و خلخ و هياطله که روميان از مواجهه با هياطله و هونها بسيار بيم ناک بودند
سواران گارد شاهنشاهي
لباس اين رده جوشن اسب تا برگستوان زره کامل سرباز همرا با زره جداگانه بر روي سينه از جنس فولاد سنگين ساق بند فلزي از جنس اهن شمشير از فولاد هندي يا تبريزي و سپر سنگين فولادي و نيزه بلند ديلمي و گرز گران سيستاني خاندان سورن وساطور بسيار محکمو ضد زنگي با تيغه فولادي ساخت زنجان و کمربندي چرمي و بسيار محکم با چکمه هاي چرمي از چرم گاو هر دو ساخت اذربايگان و دو کمان ساخت بهترين استادان فن کمان سازي اصفهاني و تيرهاي ساخته شد از جنس ني خوزستاني اين نيرو چهل هزار نفره شامل افراد ديلمي و طبرستاني و گيلاني و ارته ويلي (اردبيل) و اذربايگاني بود .
سواره نظام سبک که فقط زره بر تن داشتند مانند بقيه و زره روي اسبو اسلحه انان کمان و شمشير و سپر سبکي بود و اين نيرو شامل اعراب بني نعمان و بني حنظله وکردان و هونهاي زردو خزرها بودند که شامل پنجاه هزار نفر بودو اکراد شبانکاره فرماندهي اين نيرو را در زير نظر نظر يک افسر مازندراني بر عهده داشتند .
تمام سه دسته بالا از ديوان مواجب ميگرفتند و در هنگام گرفتن حقوق بايد تمام لباس و سلاح انان کامل و سالم و تميز بود گويند انوشيروان سه بار به دليل رعايت نکردن نظم و يک بار نيز شاه هونها گرومبات حقوق خود را نگرفتند به علت بينظمي.
دسته پيل سوران اين رده شامل دو هزار فيل و هشت هزار فيلبان و مسيول خدمات بودو روميان از اين سلاح که تانک جهان باستان بود وحشت داشتند .
واحد توپخانه اين رسته شامل هزار عدد منجنيق سبک و پانصد عدد منجنيق سنگين بود که منجنيق سنگين نفت خام باکويه و گلوله هاي حاوي باروت سياه که دود بسيار زيادي را ايجاد ميکرد و باعث کند شدن ديد دشمن ميشد را به سمت دشمن شليک ميکرد . اين نيرو سي هزار سرباز با مواجب داشت و عمده نفرات ان در اذربايگان و گيلانو مازندران و خوزستان بودند که نزديک مرزها بود و نقل انتقال اين سلاح ده تني بسيار سخت بود .
پياده نظام نيز سربازان وظيفه بودند که سيصد هزار سرباز راشامل ميشد واين نيرو در مواقع جنگ اماده ميشد و سازمان درستي نداشت اما ارتش هميشه صد هزار پياده نظام ورزيده با جيره و مواجب در اختيار داشت.
ارتش ساساني در موقع صلح شامل و سيصدو و سي هزار سرباز بود و در موقع جنگ پانصدو سي هزار سرباز نفرات اين ارتش مجهز راتشکيل ميداد.اما در موقع حمله اعراب در زمان يزدگرد سومبه علت درگير داخليو نبرد با روم نفرات ارتش به هشتاد هزار نفر کاهش پيدا کرد و سيل ارتش اعراب در مقابل ايران نزديک به پانصدو هشتاد هزار عرب و شامي و مسيحي و اکراد عراق در مقابل چهلو پنج هزار ساخلو اذربايجان و بيست هزار ساخلو خوزستان بود
نفرات اين ارتش به طور عمده در اصفهان مستقر بودندو لشگرگاه مهم ايران در زمان ساساني اذربايجان و اردبيل بود که به سبب حملات خزرهاو روميان و الانها ارتش مجهزي در ان بودو در وهله دوم پادگان پارت بود براي مقابله با هياطله و کوشانيان .
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 9:48 قبل از ظهر  
 چگونه با همكاران بد برخورد كنيم؟
از مخالفت های کوچک گرفته تا رقابت ها و چشم و هم چشمی ها، همه ی ما میدانیم که افراد مخالفمان چطور سر کار روی ما تاثیر می گذارند. اما حتی در موارد شدیدتر، همیشه راهی برای برخورد با آن همکار ناسازگار هم وجود دارد.
اگر مجبورید که سر کار با افراد مختلف با شخصیت های متفاوت برخورد داشته باشید، از نکات زیر استفاده کنید تا همیشه موفق باشید.

کسی که همیشه حالت تدافعی دارد
همه ی ما "عقل كل" را می شناسیم. او کسی است که هیچوقت نمی تواند انتقادهای سازنده را بپذیرد، حال به هر شکلی که شما این انتقاد را انجام داده باشید. او اعتقاد دارد که راه و روش خودش همیشه صحیح است و هر چیزی که شما یا سایر همکاران بگویند نظر او را تغییر نخواهد داد.
طریقه ی رفتار با او: بهترین راه رفتار با "عقل كل" این است که قبل از گفتن اشکالاتش، از او تعریف و تمجید کنید. اول از خودتان انتقاد کنید و آن را به او هم نسبت دهید و بگویید که چور او نیز اشتباهات مشابهی انجام داده است. استفاده از کلمات تدافعی مثل هیچوقت و همیشه را فراموش کنید. و خیلی کلی صحبت کنید. به جای کلمه ی "تو" از کلمه ی "ما" استفاده کنید. سعی کنید این کار را همیشه رودرروی فرد انجام دهید نه با ایمیل یا پشت تلفن. با این کار از بروز سوء تفاهمات جلوگیری خواهید کرد.

کسی که مداوم بحث می کند
تا به حال با افرادی برخورد کرده اید که صحبت می کنند تا فقط صدای خود را بشنوند؟ حتماً دیده اید. همه ی ما با چنینی افرادی روبه رو شده ایم. این فرد کسی است که دوست دارد حتی در مورد بدیهی ترین و معقول ترین مسائل هم بحث کند، فقط به این دلیل که صدایش شنیده شود. همه ی ما عاشق مخالفت کردن هستیم، و با چیزی که دیگران می گویند مشکل داریم.
طریقه ی رفتار با او: ممکن است وسوسه شوید که او را سر جایش بنشانید، اما بهترین رفتاری که با چنین فردی می توانید داشته باشید این است که بگذارید حرف هایش تمام شود. بین صحبتش نپرید، بگذارید هر چه می خواهد بگوید. وقتی صحبت هایش تمام شد، شما هم نظراتتان را بیان کنید. به جای شعله ورتر کردن آتش، شما هم نظرات و عقایدتان را ابراز کنید. و آن کسی که حرفهایش معقول تر باشد همیشه برنده خواهد شد. در جایی که لازم است موافقت یا مخالفت کنید، و همیشه خونسردیتان را حفظ کنید.

کسی که همیشه "منم منم" می کند
این فرد کسی است که همیشه در حال بزرگنمایی کردن خودش است و اعتقاد دارد که همیشه همه چیز حول و حوش نیازهای او می چرخد. او خود را صاحب همه چیز میداند، چه مستحق آن باشد چه نباشد. این مسئله در پروژه های گروهی نمود بیشتری دارد. او همیشه اعتقاد دارد که مشکل های او همیشه بزرگترین مشکلات هستند و از مشکلات دیگران بسیار مهم تر است.
طریقه ی رفتار با او: برای برخورد با این فرد نیازمند کمی تلاش بیشتر هستید. باید سعی کنید که مدیر شرکت را از توانایی ها و لیاقت های خودتان آگاه نگاه دارید، به خصوص در پروژه های گروهی، کارهای خودتان را به او نشان دهید. زیاد هم سر به سر آن همکار نگذارید، اما اگر می بینید از جمله آن افرادی است که عقاید و ایده های شما را گرفته و به اسم خود جا می زند، دیگر باید دست به کار شده و تصویر او را در شرکت خراب کنید.

افراد لجوج و کله شق
این فرد کسی است که به درد هر کاری می خورد به جز کارهای گروهی. کسی است که دوست دارد همیشه عقاید و ایده های خودش اجرا شود و با عقاید دیگران کاری ندارد. حتی اگر غیرکاربردی بودن یا بی تاثیر بودن ایده هایش برای همه مشخص باشد، باز هم معتقد است که راه و روش کاری خودش از همه بهتر است.
طریقه ی رفتار با او: بهترین چیز در چنین فردی این است که اگر ایده هایش قابل اجرا نیستند، شکستش او را متوجه خواهد کرد. به این دلیل بگذارید کار خود را انجام دهد تا نتیجه اش را ببیند. سعی کنید با آرامش، عقاید و ایده های دیگر را برایش توضیح دهید، همیشه به حالت کلی صحبت کنید و حرف هایتان حالت امری نداشته باشد.

کسی که از پشت خنجر می زند
این شخصی است که همه ی ما به راستی از او متنفریم. این فرد همیشه درمورد شما و کارهایتان به بدگویی مشغول است و این کار را معمولاً پشت سرتان انجام می دهد. دوست دارد که شما را نزد دیگران تبدیل به فردی انزجار آور کند.
طریقه ی رفتار با او: دفعه اولی که از این موضوع اطلاع پیدا کردید، او را تنها به مکانی خلوت برده و به او بگویید که از کارهایش اطلاع دارید. اگر همان بار اول این کار را انجام دهید، او تا حدی حساب کار خود را خواهد کرد و البته ممکن است جلوی روی شما زیر همه چیز بزند، اما جریان کار دستش می آید.

کسی که تقصیرات را گردن دیگران می اندازد
این فرد کسی است که هیچگاه مسئولیت اشتباهات خود را نمی پذیرد و تقصیر را گردن دیگران می اندازد.
طریقه ی رفتار با او: اگر رفتارش درست بود، شما هم قسمتی از مسئولیت را بپذیرید، حتی اگر بیشتر تقصیر گردن او بوده باشد. اما اگر هیچ اشتباهی نداشته اید، بهتر است حتماً رئیس شرکت را از این مسئله آگاه کنید.

کسی که همیشه شکایت می کند
این فرد کسی است که همیشه در حال غرولند کردن و شکایت کردن است. از همه چیز ایراد گرفته و همیشه چیزی برای شکایت کردن از آن پیدا می کند. این کار را با افراد هم انجام می دهد، چه آنها بخواهند بشنوند، چه نخواهند.
طریقه ی رفتار با او: این اخلاق در خون او است. به همین دلیل شما نمی توانید او را تغییر دهید. اما کاری که می توانید بکنید این است که روابطتان را با آن فرد محدود کنید. اگر به سراغتان آمد و خواست باز شروع کند، می توانید به او بگویید که کار دارید و نمی توانید به حرفهایش گوش دهید. البته ممکن است ناراحت شود، اما بالاخره باید به ریقی این مسئله را به او فهماند.

اگر همه ی این کارها شکست بخورد...
شما همه ی سعیتان را برای انجام این کارها در برخورد با افراد مشکل دار در محل کارتان کرده اید. اما هنوز نتوانسته اید موفق شوید. در چنین موقعیت هایی می توانید یکی از کارهای زیر را انجام دهید.

از او دوری کنید
لزومی ندارد که به طور کامل او را نادیده بگیرید، اما تا آنجا که می توانید از برخورد داشتن با او خودداری کنید.

کارهایش را گزارش دهید
از برخورد کردن با این فرد خسته شده اید، و او اصلاح نشده است. احتمالاً دیگر زمانش رسیده است که کارهای او را به قسمت مشاوره ی شرکت اطلاع دهید. کار آنها برخورد با چنین افرادی است.

درخواست انتقالی کنید
می توانید از مدیر قسمتتان درخواست کنید شما را به بخش دیگری منتقل کند تا برای همیشه از دست آن فرد خلاص شوید.

در برخورد با چنین افرادی...
اولین کاری که در برخورد با چنین افرادی باید بکنید این است که خونسری خودتان را حفظ کنید. اگر این فرد تمام تلاش خود را می کند تصویر شما را در محل کار خراب کند، نباید کمکش کنید. سعی کنید پخته و روشنفکرانه عمل کنید. 
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 9:26 قبل از ظهر  
 بى خبران از خلق خدا:از کتاب «گنجينه جواهر» (كشكول ممتاز)

هر كه از حال دل خلق خدا بيخبر است
كى براين بنده خدا را ز عنايت نظر است
مكن اى دل گله از گردش اوضاع جهان
كه بد و نيك و غم و شادى او در گذر است
زهد مفروش و بتن جامه تدليس مپوش
حذر از روى ريا كن كه فلك پرده در است
هنر خويش مكن عرضه بر بى هنران
كه هنرمند خريدار متاع هنر است
با قضا پنجه مكن رنجه كه با اين همه ظلم
بشر نابغه تسليم قضا و قدر است
بر دل خلق نتوان پرده باطل پوشيد
كه تجلى حقيقت همه جا جلوه گر است
بهر زر زرد مكن چهره گلگون كه ترا
عزت نفس گرانمايه تر از سيم و زر است
زين تمدن كه بشر را زده آتش بگريز
كه خطرناكترين آفت نوع بشر است
سوى بازار پر آشوب جهان پا مگذار
كه متاعش همه اندوه و غم درد سر است
مى نشيند به دل آن ناله كه از دل خيزد
تا نسوزد دل ما ناله ما بى اثر است
در شب تيره مشو تنگدل خوشدل باش
كه پس از ظلمت شب تابش نور سحر است 
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 9:21 قبل از ظهر  
 حسود:از کتاب «گنجينه جواهر» (كشكول ممتاز)
حسود از غم عيش شيرين خلق
هميشه رود آب تلخش به حلق
الا تا نخواهى بلا بر حسود
كه آن بخت برگشته خود در بلاست
چه حاجت كه با وى كنى دشمنى
كه او را چنين دشمنى در قفاست
منه دل برين دولت پنج روز
به دود دل خلق خود را مسوز
چنان زى كه نامت بتحسين كنند
چو مردى نه بگورت نفرين كنند
نبايد برسم بد آيين نهاد
كه گويند لعنت بر او كاين نهاد
بسا نام نيكوى پنجاه سال
كه يك نام زشتش كند پايمال
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 9:20 قبل از ظهر  
  شهادت امام سجاد (ع) تسلیت باد
[25 محرم 95] -  بنابر برخي روايات حضرت سّيد الساجدين امام زين العابدين (ع) امام مسمانان جهان بدست وليد بن عبد الملك به شهادت رسيد ند .پس از شهادت امام حسين (ع) در حماسه خونين كربلا ،امام سجاد (ع) هدايت امت اسلامي را عهده درا شدند .ايشان شاهد حوادث جانگداز كربلا بودند و رسالت خطير و دشوارشان ا زغروب روز دهم محرم آغاز شد امام سجاد (ع) و حضرت زينب (س) در هر فرصت ممكن تلاش ميكردند با ايراد خطبه ها و سخنان خود عمق حادثه خونين كربلا را به تصوير بكشند جناياتي را كه دشمنان با بي رحمي به آنان روا داشته بودند با زگو كنند. دوران زندگي امام زين العابدين(ع) آكنده از رنج و سختي جانفرسا بود. ايشان به سبب كثرت عبادت و بجاي آوردند سجده هاي طولاني در نماز به سجاد شهرت يافتند. دعاهاي شبانه آن حضرت در كتابي به نام صحيفه سجاديه گرد آوري شده اند كه از منابع مهم شيعي نيز به شمار مي رود شايان توجه است كه برخي ااز مورخان شهادت امام سجاد (ع) را در روزهاي 12و 18محرم ذكر كرده اند .

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 9:18 قبل از ظهر  
 آشنایی با چهره های ادبی

علي اسفندياري نيما يوشيج

نيما يوشيج بنيانگذار شعر فارسي در پاييز سال 1274 خورشيدي در يوش روستايي در ناحيه نور مازندران زاده شد
در همين روستا به گفته خودش خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده به ضرب تركه و بوته هاي گزنه آموخت بعد ها كه به شهر آمد به مدرسه سن لويي فرستاده شد و به تشويق نظام وفا به سرودن شعر پرداخت آشنايي با زبان فرانسه و بهره مندي از ذهني خلاق و جستجوگر در شعر راه تازه اي پيش پاي وي گشود و نو گرايي و نو زايي در شعر پارسي سرانجام با كوششهاي وي به برگ و بار نشست در سال 1300 منظومه اي به نام قصه رنگ پريده انتشار داد در همين سال نخستين سروده هايش را در روزنامه قرن بيستم به سر دبيري ميرزاده عشقي و در پاييز سال 1301 شعر اي شب را در روزنامه هفتگي نو بهار منتشر كرد
نيما از سال 1317 تا 1320 در شمار هيات تحريريه مجله موسيقي بود و اشعار خود را در آن انتشار مي داد در همين سالها موج مخالفتهاي هواداران شيوه ديرينه در شعر با وي بالا گرفت اما هر چه زمان مي گذشت شيوه كار وي كه بر پايه نيازهاي زمانه رو به بلندگي و رويايي داشت اندك اندك راه خود را مي گشود و پيش مي رفت تا به امروز كه هر برگزيده اي از سروده هاي شاعران معاصر به شايستگي با ياد و نام و سرود هاي وي آغاز مي شود
نيما در سال 1338 ديده از جهان فرو بست

تو را من چشم در راهم

تو را من چشم در راهم شباهنگام
كه ميگيرند در شاخ تلاجن سايه سياه رنگ سياهي
وزان دلخستگانت راست اندوهي فراهم
تو را من چشم در راهم
شباهنگام در آن دم كه بر جاده دره ها چون مرده مان خفتگانند
در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام
گرم ياد آوري يا نه من از يادت نمي كاهم
تو را من چشم در راهم

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/26 و ساعت 8:43 قبل از ظهر  
 فرماندار کرمان در جمع مردم زنگی آباد:

سال 1385

سال1357

نوع خدمت

12000000مشترک

3500 مشترک

گاز

22000000مشترک

850000مشترک

مخابرات

20000000مشترک

337000مشترک

برق

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/25 و ساعت 1:59 بعد از ظهر  
 فرماندار کرمان در جمع مردم زنگی آباد:

331000 نفر در کرمان مشمول دریافت سهام عدالت شده اند که 28 تن آنان به میمنت بیست و هشتمین سالگرد انقلاب اسلامی سهام خود را طی مراسمی دریافت نموده اند.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/25 و ساعت 12:51 بعد از ظهر  
 فرماندار کرمان در جمع مردم زنگی آباد:

ما حسینی به دنیاآمده ایم، وحسینی زندگی می کنیم. بنابراین نباید به ارزشهای دینی بی اعتنایی کنیم.  مردم زنگی آباد هوشیار و خوب ونجیب اند و هرگز اجازه نخواهند داد ارزشهای دینی زیر سوال رود.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/25 و ساعت 12:21 بعد از ظهر  
 فرماندار کرمان در جمع مردم زنگی آباد:

اتوبان کرمان-بم تا دو سال آینده احداث می شود که این خود معادل هجده سال راهسازی است که در استان انجام شده است.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/25 و ساعت 7:41 قبل از ظهر  
 فرماندار کرمان در جمع مردم زنگی آباد:

768000 نفر از جمعیت استان(حدود یک سوم) تحت پوشش کمیته امداد امام (ره)هستند که مبلغی بالغ بربیست میلیارد تومان سبد کالا در اختیار آنان قرار گرفته است.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/25 و ساعت 7:34 قبل از ظهر  
 فرماندار کرمان در جمع مردم زنگی آباد:

دلایل وقوع انقلاب اسلامی در ایران:

  • 1_بی کفایتی نظام حاکم
  • 2_ اهانت به روحانیت
  • 3_ بی عدالتی و تبعیض
  • 4_ دین زدایی
  • 5_ حضور بیگانگان در کشور
  • 6_زیر سوال رفتن استقلال کشور( وابستگی اقتصادی- فرهنگی و...)
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/25 و ساعت 7:14 قبل از ظهر  
 فرماندار کرمان در جمع مردم زنگی آباد:
هر انقلابی با دو شرط تحقق می یابد: ۱ــ نارضایتی از وضعیت موجود  ۲ــ رسیدن به وضعیت مطلوب    اما شرط سومی وجود دارد که اگر وجود داشته باشد انقلابی کامل است.وآن عامل مکتب است.انقلاب ایران انقلابی دشمن ستیز وانقلابی اسلامی بود.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/24 و ساعت 11:34 قبل از ظهر  
 فرماندار کرمان در جمع مردم زنگی آباد:
حضور مردم کرمان درانتخابات خبرگان رهبری۷/۸۱ درصد و درانتخابات شوراها۷/۷۴ درصد بوده است.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/23 و ساعت 12:36 بعد از ظهر  
 راهپیمایی22بهمن در زنگی آباد:
راهپیمایی22بهمن زنگی آبادبا شرکت گسترده مردم برگزار شد.در پایان این مراسم قطعنامه ای در ۷بند قرائت شد ودرادامه آقای اسماعیلی فرماندارشهرستان کرمان بیاناتی ایرادفرمودندکه در ادامه گزیده ای از بیانات ایشان می آید.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/23 و ساعت 11:54 قبل از ظهر  
 یک پند
وقتي بترسيم كه چيزي را از دست بدهيم، اشيايي كه ما مالك آن‌ها هستيم، مالك ما مي‌شوند
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/23 و ساعت 0:7 قبل از ظهر  
 آمريکايي و سه ايراني (حکايت ابتکارات ايراني‌ها
اين داستان طنز زيبا که نشان از کمال هوشمندي و ابتکار و خلاقيت و نبوغ هموطنان ايراني
بخصوص در مورد استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي دارد،
اين داستان توسط شهرزاد ساماني ترجمه شده است.
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.
همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.
بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
 سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط، لطفا!
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/23 و ساعت 0:5 قبل از ظهر  
 دانستنيهاي متنوع از همه چيز
سوسكها سريعترين جانوران 6 پا ميباشند. با سرعت يك متر در ثانيه.                                    
 خرگوشها و طوطي ها بدون نياز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببينند.
 كرگدنها قادرند سريعتر از انسانها بدوند.
 هيچ پنگوئني در قطب شمال وجود ندارد.
 مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.
 كانادا يك واژه هندي به معني ?روستاي بزرگ? ميباشد.
 10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باكتريها تشكيل ميدهند.
 11 درصد جمعيت جهان را چپ دستان تشكيل ميدهند.
 از هر 10 نفر، يك نفر در سراسر جهان در جزيره زندگي ميكند.
 98 درصد وزن آب از اكسيژن تشكيل يافته است.
 يك اسب در طول يك سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف ميكند.
 رشد دندانهاي سگ آبي هيچگاه متوقف نميگردد.
 قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد.
 چيتا قادر است در حداكثر سرعت خود گامهايي به طول 8 متر بر دارد.
 شامپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند.
 عمر سنجاقكها تنها 24 ساعت ميباشد.
 مدت زمان گردش سياره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشيد ميباشد.
 روشنايي قرص كامل ماه 9 برابر هلال ماه ميباشد.
 يك خرس بالغ قادر است با سرعت يك اسب بدود.
 قلب يك جوجه تيغي در حالت عادي 190 بار در دقيقه ميزند كه در دوران خواب زمستاني به 20 بار در دقيقه كاهش مي يابد.
 اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.
 كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.
 قلب ميگو در سر آن واقع است.
 گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند.
 يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 كيلومتري به فضاي اطراف پرتاب كند.
 داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند.
 سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميگردد.
 آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.
 تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.
 عمر تمساح بيش از 100 سال ميباشد.
 تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.
 موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند.
 مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد. و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند.
 فيلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 كيلو گرم يونجه مصرف كنند.
 جغدها قادر به حركت دادن چشمان خود در كاسه چشم نميباشند.
 80 درصد امواج مايكرو ويو تلفنهاي همراه بوسيله سر جذب ميگردد.
 قد فضانوردان هنگامي كه در فضا هستند 5 تا 7 سانتي متر بلندتر ميگردد.
 بلژيك تنها كشوري است كه فيلمهاي غير اخلاقي را سانسور نميكند.
 جليغه ضد گلوله، برف پاك كن شيشه خودرو و پرينتر ليزري همگي اختراعات زنان ميباشند.
 موز پر مصرف ترين ميوه كشور امريكا ميباشد.
 درتمام انسانهاي كره زمين 99.9 % شباهت ژنتيكي وجود دارد.
 98.5 % از ژنهاي انسان و شامپانزه يكسان ميباشند.
  قلب انسان بطور متوسط 100 هزار بار در سال ميتپد.
  لئوناردو داوينچي مخترع قيچي ميباشد.
 سطح شهر مكزيكوسيتي سالانه 25 سانتي متر نشست ميكند.
 50 %جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده اند.
 در هر 5 ثانيه يك كامپيوتر در سطح جهان به ويروس آلوده ميگردد.
  ظروف پلاستيكي 50 هزار سال طول ميكشد تا در طبيعت شروع به تجزيه شدن كنند.
 اغلب مارها داراي 6 رديف دندان ميباشند.
 90% سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است.
 هرگاه جمعيت كره زمين به 100 نفر كاهش يابد، 50 % پول جهان در دست 6 نفر قرار خواهد گرفت.
 موشهاي صحرايي سالانه يک سوم منابع و ذخاير غذايي جهان را نابود ميسازند.
دو سوم آدم رباييهاي جهان در كلمبيا به وقوع مي پيوندد.
دو سوم اعدامهاي جهان در كشور چين بوقوع مي پيوندد.
 سرود اصلي كشور يونان متشكل از 158 بيت ميباشد.
 تمساح ها قادرند آرواره هاي خود را با نيروي 1300 كيلو گرم ببندند.
 يك گاو بطور متوسط سالانه 2 هزار و 300 گالن شير توليد ميكند.
 خورشيد از لحاظ وزن از 70% هيدروژن، 28% هليوم، 1.5% كربن + نيتروژن + اكسيژن و 0.5% عناصر ديگر تشكيل شده است.
 سگهاي شهري بطور متوسط 3 سال بيشتر از سگهاي روستايي عمر ميكنند.
 در امريكا سالانه 15 نفر بر اثر گاز گرفتگي توسط سگها جان خود را از دست ميدهند.
 70% فقراي جهان را زنان تشكيل ميدهند.
 نور خورشيد 8.5 دقيقه طول ميكشد تا به زمين برسد.
 خودروسازي بزرگترين صنعت در جهان ميباشد.
 در هر 2 هفته يك زبان در جهان منقرض ميگردد.
 ون گوگ در طول حيات خود تنها يكي از نقاشيهاي خود را بفروش رساند.
 گربه هاي خانگي 70% وقت خود را در خواب سپري ميكنند.
 پلنگها قادرند تا ارتفاع 5 متري به بالا بپرند.
 سم مارهاي قهوه اي استراليا تا حدي مهلك ميباشد كه 0.002 گرم از سم اين مارها ميتواند يك انسان را بكشد.
 اختراع پيچ گوشتي پيش از پيچ صورت گرفت.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/22 و ساعت 11:30 بعد از ظهر  
 كليد طلايي براي زناني كه خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند!
 
1 - همسرتان را به عنوان يك مرد بپذيريد و براي شناخت دنياي مردانه او دانش و آگاهي خود را افزايش دهيد.
2 -
همسر خود را به چشم يك شي‌ء مسؤول ننگريد. بلكه به شخصيت وجودي او احترام بگذاريد.
3 -
جنبه يا بخش‌هايي از شخصيت شوهرتان را كه باعث تمايز او از سايرين مي‌شود مورد توجه و تحسين قرار دهيد.
4 -
براي اين كه همسرتان با شما روراست باشد سعي كنيد او را درك كرده و براي افكار و احساساتش ارزش قايل شويد. اگر حرف‌ها و گفته‌هاي او مطابق ميل شما نيست از خود واكنش تند نشان ندهيد زيرا به اين وسيله بذر بي‌اعتمادي در زندگي خود مي‌كاريد.
5 -
وقتي همسرتان با شما درد دل مي‌كند و راز دلش را با شما در ميان مي‌گذارد، احساساتش را بپذيريد و به او نگوييد كه اسرار درونش ناخوشايند و بي‌رحمانه است‌.
6 -
به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نكنيد زيرا انتقاد پياپي باعث مي‌شود كه شوهرتان از شما فاصله بگيرد.
7 -
او را به درك نكردن‌، عدم صميميت و بي‌احساس بودن متهم نكنيد. زيرا او درك كردن‌، صميميت و با احساس بودن را به شيوه مردانه نشان مي‌دهد.
8 -
نيازهاي واقعي شوهرتان را دريابيد. اين امر اتفاق نمي‌افتد مگر اين كه همسرتان اين نيازها را باز گويد و به همين جهت در مواقع مناسب با لحن ملايم در مورد نيازهايش از وي سؤال كرده و ديدگاههاي واقعي وي را نسبت به خود و زندگي‌تان دريابيد و در نهايت جوابي را كه شوهرتان مي‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گيري بپذيريد.
9 -
زماني كه همسرتان با شما صحبت مي‌كند به دقت به حرفهاي او گوش فرا دهيد زيرا عدم توجه شما به گفته‌هاي او عدم علاقة شما را نشان مي‌دهد.
10 -
هيچ وقت از كارهايي كه همسرتان براي جلب محبت شما انجام مي‌دهد انتقاد نكنيد براي مثال وقتي او به شما محبت مي‌كند، آن را بيش از اندازه لوس ندانيد او به شيوة خود ابراز محبت مي‌كند.
11 -
او را به شيوه خودتان دوست نداشته باشيد بلكه به وجود او نيز اهميت بدهيد. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هديه‌اي به او مي‌دهيد سعي كنيد از قبل در مورد هدية مورد علاقه‌اش اطلاعاتي به دست آوريد.
12 -
از همسر خود انتظار نداشته باشيد كه با تمامي طرح‌ها و ايده‌ها و افكار شما موافق باشد و آنها را تحسين كند. واقع بين باشيد و به او اجازه دهيد كه نظرش را هر چند كه برخلاف ميل شما باشد، بيان نماييد.

13 -
اصرار زيادي براي جلب محبت همسرتان نداشته باشيد و اين نكته را زماني كه وي عصباني است بيشتر مراعات كنيد. در بسياري اوقات حالت روحي او براي ابراز محبت به شما مناسب نيست و اصرار زياد شما منجر به مخالفت شديد او مي‌شود.
14 -
براي همسر خود نقش يك زن حساس و شكننده را بازي نكنيد. زيرا اين حالت شما باعث مي‌شود كه همسرتان فكر كند شما ضعيف و بي طاقتيد و اگر چيزي بگويد باعث رنجش‌تان مي‌شود. بنابراين سعي مي‌كند كه ارتباط كلامي كمتري داشته باشد و همين امر باعث ناراحتي شما مي‌گردد.
15 -
سعي كنيد كه در ارتباط با همسرتان همواره هويت خود را به عنوان يك زن و همسر حفظ كنيد. زني كه توجه به روابطش به قيمت از دست دادن هويتش تمام شود به خود و روابطش صدمه مي‌زند. زيرا اين مسئله باعث مي‌شود كه وي خود را بخشنده‌تر و دوست داشتني‌تر از شوهرش ببيند و فكر كند كه همسرش بي‌نهايت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زني به عنوان همسر در ارتباط دايمي باقي خواهند ماند كه هويت مستقل و قوي خود را حفظ كند.
16 -
اگر احساس مي‌كنيد كه در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پاييني برخورداريد و ميل داريد كه او را واداريد تا در اين زمينه به شما كمك كند كه از احساس خوبي برخوردار شويد اشتباه مي‌كنيد. اين مسئله مشكل شماست شخصاً روي آن كار كنيد و در صورت لزوم از يك روان‌شناس كمك بخواهيد.
17 -
زماني كه همسرتان از فشار عصبي رنج مي‌برد سعي نكنيد از لحاظ احساسي به او نزديك شويد. زيرا اگر براي صميميت و نزديك شدن به او فشار آوريد فقط او را عصباني‌تر كرده و از خود دور مي‌كنيد. زماني كه استرس او كم شود به حالت عادي خودش بر مي‌گردد.
18 -
در زندگي زناشويي خويش سعي كنيد خود را مسؤول خوشبختي خود بدانيد. زني كه مسؤوليت خوشبختي زندگي مشترك را فقط بر عهده شوهرش مي‌گذارد يك همسر آزرده و افسرده به بار مي‌آورد.
19 -
او را به دوست نداشتن و گريزان بودن از همسر و زندگي متهم نكنيد. زيرا وي اعتقاد دارد كه شريك زندگي‌اش را دوست دارد و از او گريزان نيست ولي به نظرش او را متهم به چيزي مي‌كنيد كه در موردش صدق نمي‌كند و اين مسئله موجب كدورت در روابط مي‌شود.
20 -
وقتي شما در مي‌يابيد كه در ايجاد مشكلات زندگي خود سهم داشته‌ايد و آن را به همسرتان بگوييد عشق و محبت بار ديگر در زندگي‌تان شكوفا مي‌شود. زيرا بعد از آن همسرتان نيز سهم خود را مي‌پذيرد و با كمك شما درصدد رفع مشكل بر مي‌آيد.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/22 و ساعت 11:26 بعد از ظهر  
  قورباغه ها
FROGS
 قورباغه ها
 

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition .
روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي کوچيک تصميم گرفتند که با هم مسابقه ي دو بدند .

The goal was to reach the top of a very high tower .
هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود .

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants . ...
جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند...

The race began ....
و مسابقه شروع شد ....

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower .
راستش, کسي توي جمعيت باور نداشت که قورباغه هاي به اين کوچيکي بتوانند به نوک برج برسند .

You heard statements such as :
شما مي تونستيد جمله هايي مثل اينها را بشنويد:

"Oh, WAY too difficult!!"
اوه,عجب کار مشکلي

"They will NEVER make it to the top."
اونها هيچ وقت به نوک برج نمي رسند.

or
يا:
"Not a chance that they will succeed. The tower is too high !"
هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست.برج خيلي بلنده

The tiny frogs began collapsing. One by one ....
قورباغه هاي کوچيک يکي يکي شروع به افتادن کردند...

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher ....
بجز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر مي رفتند...

The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one will make it!"
جمعيت هنوز ادامه مي داد,"خيلي مشکله!!!هيچ کس موفق نمي شه!"

More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف ...

But ONE continued higher and higher and higher....
ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....

This one wouldn't give up!
اين يکي نمي خواست منصرف بشه!

At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top!
بالاخره بقيه ازادامه ي بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها کسي بود که به نوک رسيد !

THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it?
بقيه ي قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند او چگونه اين کا ر رو انجام داده؟

A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal ?
اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا کرده؟

It turned out....
و مشخص شد که

  That the winner was DEAF !!!!
برنده ي مسابقه کر بوده !!!

The wisdom of this story is: Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ...   because they take your most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in your heart! Always think of the power words have.  Because everything you hear and read will affect your actions!
نتيجه ي اخلا قي اين داستان اينه که :هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس کننده ي ديگران گوش نديد... چون اونا زيبا ترين رويا ها و آرزوهاي شما رو ازتون مي گيرند-- چيز هايي که از ته دلتون آرزوشون رو داريد !هيشه به قدرت کلمات فکر کنيد .چون هر چيزي که مي خونيد يا مي شنويد روي اعمال شما تأثير ميگذاره

Therefore:
پس:
ALWAYS be....
هميشه ....
POSITIVE!
مثبت فکر کنيد !

And above all:
و بالاتر از اون

Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!
کر بشيد هر وقت کسي خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهيد رسيد !

Always think:
و هيشه باور داشته باشيد :
God and I can do this!
من همراه خداي خودم همه کار مي تونم بکنم

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/22 و ساعت 11:20 بعد از ظهر  
 اشک
اشک
 
قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.
قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت
.
قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.
تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما...
روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟
خدا گفت: هست.
قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را.
خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت‌ است.
آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد. اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد، خدا گفت: حالا تو بي‌نهايتي، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/22 و ساعت 11:12 بعد از ظهر  
 حکایت دعوا بر سر < خال >
حکایت دعوا بر سر < خال > از زمان خواجه حافظ شیرازی آغاز گردید و تا زمان معاصر ما کشیده شد ! داستان با بیتی از اشعار حافظ شروع گردید . سپس صایب تبریزی در سالهایی بعد بگونه ای انتقادی و با الگو برداری از اصل شعر حافظ را محکوم به اشتباهش کرد و نهایتا شهریار پاسخی زیبا و شنیدنی برای صایب تبریزی سرود

حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را       به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را


صایب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را       به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد       نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را       به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد       نه چون صایب که می بخشد سرو دست و تن و پا را
سرو دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند       نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

البته موارد بالا بصورت رسمی و از قول شاعران شناخته شده بود . بهرحال داستان به اینجا ختم نشد و در گوشه کنار اشعاری را با مضامینی مشابه داریم

مثلا

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را        فدای مقدمش سازم سرودست و تن و پا را
من آن چیزی که خود دارم نصیب دوست گردانم       نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را


ویا در جایی دگر کمی طنزآلود

آگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را        به خال هندویش بخشم  یه من کشک و دو من قارا
سر و دست و تن و پا را ز خاک گور میدانیم       زمال غیر میدانیم سمرقند و بخارا را
و عزراییل ز ما گیرد تمام روح اجزا را       چه خوشترمیتوان باشد؟؟ زآن کشک و دو من قارا


اما داستان باز هم ادامه یافت 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را       به خال هندویش بخشم سریر روح ارواح را
مگر آن ترک شیرازی طمع کار است و بی چیز است؟       که حافظ بخشدش او را سمرقند و بخارا را
کسی که دل بدست آرد که محتاج بدنها نیست        که صایب بخشدش او را سرو دست و تن و پا را


و نهایتا به این شعر میرسیم که با کمی تغییر در وزن. حافظ را مسؤل تمام این دعاوی میداند

چنان بخشیده حافظ جان! سمرقند و بخارا را       که نتوانسته تا اکنون کسی پس گیرد آنها را
از آن پس بر سر پاسخ به این ولخرجی حافظ       میان شاعران بنگر فغان و جیغ دعوا را
وجود او معمایی است پر از افسانه او افسون       ببین! خود با چنین بخشش معما در معما را



نظر شما چیست؟؟؟
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/22 و ساعت 11:7 بعد از ظهر  
 ایرانگردی7
تالار تیموری * اصفهان
 
تالارتیموری در جنوب خیابان استانداری ( صوراسرافیل ) قراردارد که نام دیگر آن عمارت چهارحوض است. تالار تیموری از بناهای دوره تیمور گورکانی است که در سال 805 هـ.ق بعد از قتل عام مردم اصفهان ، تیمورلنگ دستور ساخت آنرا در مجاورت باغ نقش جهان داد .
این تالار در ابتدا دارالحکومه بوده است . تالار تیموری دارای سالن وسیع ، با ایوان بزرگی در مقابل آن همراه با چند اتاق متصل به هم ، دارای تزئینات بسیار جالب از نوع طاربندیهای گچی است و پنجره‌های گچبری بسیار ریز و قشنگی داشته است .
در دوران حکومت پهلوی تالار تیموری محل لشکر و سربازان بود که در سال 1327 هـ.ش به باشگاه افسران اختصاص یافت و همزمان با آن به تقلید از مینیاتورهای کاخ چهلستون تابلوهای مینیاتور را به ترئینات آن اضافه کرده‌اند .
بر دیوار مقابل ایوان شرقی لوح سنگی مرمرین بر دیوار نصب شده که نشان می‌دهد در سال هزار و سیصد و بیست و هفت به دستور محمد رضا شاه پهلوی این بنا تعمیر و بازسازی شده است .
سنگاب بسیار نفیس و زیبای بنا دارای اشعاری زیبا که به خط نستعلیق برجسته روی آن حجاری شده است . این سنگاب وسط یکی از باغچه‌های این کاخ در ضلع جنوبی زینت بخش عمارت است .
در جلوی تالار حوض آبی وجود داشت که به چهارحوض معروف بوده و بنابراین این تالار را ، عمارت چهارحوض نیز می‌نامیدند . این تالار که چندین دوره از هنر معماری اسلا می را به تصویر می کشد ، اکنون در اختیار موزه تاریخ طبیعی اصفهان است .
 
*******
 
آتشکده آذر گشنسب (تخت سلیمان ) * تکاب
 
مجموعه آثار باستانی تخت سلیمان که در 45 کیلومتری شمال شرقی شهرستان تکاب در استان آذربایجان غربی قرار گرفته، با وسعتی معادل 5/12 هکتار به عنوان یکی از محوطه های تاریخی مهم کشور محسوب می گردد. این مجموعه باستانی علاوه بربقایای آتشکده آذرگشنسب  شامل  کوه زندان سلیمان ,آبگرم تخت سلیمان و قلعه بلقیس می باشد.
اوج شکوه و آبادانی تخت سلیمان مربوط به دوره ساسانی می باشد و ساختمان آتشکده آذر گشنسب به عنوان مهمترین معبد مورد احترام آن زمان دراین مکان ساخته شده است و آتش جاودان آن به مدت 7 قرن نماد اقتدار آئین زردتشت محسوب می شده و آتشکده ساسانی آذر گشنسب از زمان حکومت ایلخانیان به بعد ? تخت سلیمان ? نام گرفته است.
قلعه بلقیس در 5 کیلومتری تخت سلیمان در قله کوهی واقع است و تا قلعه جاده ماشین رو وجود دارد .این قلعه به منظور دیدبانی در دوره هخامنشی ساخته شده بوده است .
********
 
باغ شازده * ماهان * کرمان
 
باغ شاهزاده یکی از زیباترین باغهای سنتی ایران محسوب می شود . این باغ در ماهان و دردامنه کوههای تیگران واقع شده است و مربوط به اواخر دوره قاجاریه (1298 هجری قمری )  می باشد .
 این باغ دارای سردر ورودی بسیار زیبا است که گفته می شود که این باغ به دستور حاکم کرمان ساخته شده و وقتی خبر مرگ ناگهانی حاکم را به ماهان می برند  بنایی که مشغول تکمیل سردر ساختمان بود تغار گچی را که بدست داشته محکم به دیوار کوبیده و کار را رها کرده و فرار نموده به همین علت جاهای خالی کاشی ها را برسردرورودی می توان دید .
این باغ علاوه برسردر شامل عمارت شاه نشین و حمام نیز می باشد . در حال حاظر قسمت شاه نشین به یک رستوران تبدیل شده و توسط بخش خصوصی اداره می شود . در این باغ درختان میوه متنوعی بچشم می خورد و در جلوی عمارت هم حوض ها و فواره ها آبنمای زیبائی را تشکیل داده اند. هر ساله گردشگران از این باغ زیبای اصیل ایرانی بازدید می کنند و از زیبائی و طراوت باغ لذت می برند.
 
 
**********
 
قلعهٔ جونقان *جونقان * شهرکرد
 
جونقان یا جونقون شهر کوچکى است در ۳۸ کیلومترى شهر کرد که مقر سکونت خان های بختیارى بود. علیقلی خان سردار اسعد در سال ۱۳۱۸ هـ.ق، قلعه یا کاخى در این محل براى سکونت خود ساخت که ۱۴ هزار مترمربع مساحت و نماهاى بیرونى متفاوتى داشت. ستون‌هاى سنگى آن هر کدام چند قطعه در اشکال مختلف بنا شده، به طورى که در قسمت بالا، این ستون‌ها چهارگوش است.   
در چند سال اخیر بخش اعظم تزئینات بنا از بین رفته است و به جز قسمت محدودى از قلعه که اختصاص به کتابخانهٔ عمومى داشت، بقیه رو به نابودى است. این کتابخانه نیز چند سال پیش از قلعه جونقان انتقال داده شده است
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/22 و ساعت 10:50 بعد از ظهر  
 هفت وادی عرفان ...
 
طلب،  عشق،  معرفت،  استغناء،  توحيد،  حيرت،  فنـــا
گـفـت مــا را هـفـت وادي در ره اسـت                           
                                                           چون گـذشـتـي هـفت وادي، درگه است 
وا نـيـامـد در جـهـان زيــن راه کــــس                            
                                                           نـيـسـت از فـرسـنـگ آن آگــــاه کــــس
چون نـيـامــد بــاز کــس زيــن راه دور                               
                                                        چـون دهـنـدت آگـــهـــي اي نــــاصــبــور
چـون شدنـد آنـجـايـگـه گـم سـر بسر                              
                                                        کــي خــبــر بــازت دهــد از بــي خــــبــر
هـسـت وادي طــلــب آغــــاز کــــــار                             
                                                          وادي عـشق اسـت از آن پـس، بي کنار
پـس سـيـم واديـسـت آن مـعــرفـت                                  
                                                           پـس چـهـارم وادي اسـتـغـنـي صــفــت
هـسـت پـنـجـم وادي تـوحـيـد پــاک                             
                                                         پـس شـشـم وادي حـيــرت صـعـب نـاک
هـفـتـمـيـن، وادي فـقـرست و فـنـا                              
                                                      بــعــد از ايــن روي روش نــــبـــود تـــــرا
در کشش افـتـي، روش گـم گرددت                               
                                                      گـــر بــود يــک قــطــره قــلــزم گــــرددت
« شيخ فريدالدين محمد عطار نيشابوري»
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/22 و ساعت 10:22 بعد از ظهر  
 مناظره
 
تو میگویی : آن غیر ممکن است.   خدا میگوید : همه چیز ممکن است.   
 
تو : من خسته ام.  خدا : من به تو آرامش و راحتی دادم.
 
تو : هیچ کس مراواقعا دوست ندارد.  خدا : من تو را دوست دارم.
 
تو : من نمیتوانم ادامه بدم.  خدا : مرهمت و توفیق  من کافی است.
 
تو : همه چیز برای من مبهم است.  خدا : من تو را هدایت خواهم کرد.
 
تو : من نمیتوتنم آن کار را کنم.  خدا : تو همه کار میتوانی بکنی.
 
 تو : من توانایی اش را ندارم.  خدا : من توانا هستم.
 
 تو : اون ارزشی نداره.  خد ا: ارزشمند خواهد شد.
 
تو : من نمیتونم خودم را ببخشم.  خدا : من تو را خواهم بخشید.
 
تو : من نمیتونم خودم را اداره کنم.  خدا : من همه نیازهای تو را برآورده خواهم کرد
 
تو : من میترسم.  خد ا: من در روح تو ترس قرار ندادم.
 
تو : من همیشه نگران و ناکام هستم.  خدا : به من توکل کن.
 
تو : من به اندازه ی کافی اعتقاد ندارم.  خدا : من به هر کس اعتقاد و ایمان داده ام.
 
 تو : من به اندازه ی کافی باهوش نیستم.  خد ا: من به تو عقل داده ام.
 
تو : من احساس تنهایی میکنم.  خدا : من همیشه با تو هستم  
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/22 و ساعت 10:15 بعد از ظهر  
 نامه اسرار آميز

محبت شدیدی که سابقا ابراز می کردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر می شود و هرچه بیشتر ترا می شناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار می گردد.
در قلب خود احساس می کنم که ناچار باید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهایی که اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و می دانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد.
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد بختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تو است این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو می خواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب می نویسم و چقدر تاسف می خورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو می خواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمی توان گفت که دارای
لطف و حرارت می باشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو به شدت متفنر هستم و نمی توانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم!

دوست خوبم
اگر می خواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخوان
 


|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/19 و ساعت 7:27 قبل از ظهر  
 فتحعليشاه قاجار

بر سر نادر تاج زريني قرار داشت مثل كلاه قبه دار اسقف هاي ارمني ـ اين تاج به گوهرهاي كمياب و مرواريدهاي درشت مرصع بود ـ اين اسقف ارمني در جاي ديگر، لوازم سفر نادر را به تفصيل توصيف كرده است:
او، قدح هاي بزرگ، شيردان ها، سيني ها، فنجان ها، گلدان هاي پايه دار، عودسوزها، آفتابه ها، لگن ها، جام ها پاره يي از زر و برخي از سيم و بسياري از آنها گوهر مرصع داشت.?
 
 
درياي نور ۷‎/۲سانتيمتر ارتفاع و ۵‎/۳سانتيمتر عرض دارد و وزن تقريبي آن ۱۷۵تا ۱۹۵قيراط است ـ از اين گوهر مظفرالدين شاه ـ محمدعلي شاه ـ رضاشاه و جانشينش درسفرهاي خارجي و در مراسم تاجگذاري استفاده كرده اند.

يك كشيش فرانسوي ديگر غنايمي را كه نادر از هندوستان با خود حمل كرد اين چنين تشريح كرده است:
?يكصد كارگر پانزده روز تمام سرگرم گداختن و شمش كردن زر و سيمي بودند كه بايد به ايران برده مي شد و اين كار براي آسان شدن حمل آنها بود. اين زرو سيم سواي آن سكه و مسكوكاتي بود كه به دست آورده بود.
كارگران پس از ذوب طلاها و شمش كردن آنها، شمش ها را از وسط سوراخ مي كردند و هر دو شمش را با ريسماني ستبر در هم مي بستند و هر دو شمش بار شتري مي شد ـ پنجهزار يخدان (صندوق) از سكه زر، و هزار روپيه سيم در آنها انباشته بود. از اينها گذشته صندوقهاي انباشته از الماس و مرواريد فراوان بود.
كوتاه سخن؛ بهاي گنجينه يي كه شاه با خود از هندوستان به ايران برد، سه صدكرور روپيه سيم ارزش داشت (كرور = ۵۰۰ هزار)
 
 
 
اين كمربند زمرد به احتمال قوي براي محمدشاه قاجار يا پسرش ناصرالدين شاه ساخته شده است . طول آن ۱۱۹سانتيمتر است و در نيمه دوم قرن نوزدهم ساخته شده ـ زمرد بيضي شكل اين كمربند كه برپايه يي از طلا سوار شده ۵سانتيمتر ارتفاع دارد گرداگرد آن با الماسهاي درخشان مرصع است. رضاشاه و جانشينش در تاجگذاري خود از اين كمربند استفاده كردند .

نادر غنايم به دست آمده از هند را در قلعه كلات كه نزديك مشهد است در محل امني انباشته كرد. با كشته شدن او به دست سردارانش (۱۱۶۰ هجري) ايران دچار آشوب شد و جانشين ?شاهرخ? كه نواده او بود با آنكه چشمان خود را از دست داده بود به ظاهر ۵۰ سال
 
ملكه ويكتوريا: درياي نور را شاهرخ شاه نواده نادر به يكي از سرداران نادر هديه كرد و او آن را به هندوستان برد، سپس به دست يكي از مهاراجه هاي هند افتاد و چون اين مهاراجه در جنگ با انگليسي ها مغلوب گرديددرياي نور در اختيار كمپاني هندشرقي قرار گرفت و سرانجام درسال ۱۸۵۰ به ملكه ويكتوريا هديه شد.
كوه نور و درياي نور
در ميان جواهرات نادر كه از هند آورده بود دو الماس درخشان به نام ?كوه نور? و ?درياي نور? وجود داشت. كوه نور را ?شاهرخ? نابينابه پاس خدمات و وفاداري يكي از سرداران ?نادر? به نام ?احمدابدلي ? به او بخشيد و اين گوهر گرانبها دست به دست شد تا دوباره به هندوستان رسيد. سپس به دست يك مهاراجه هندي به نام ?رنجيت سينك ? از اهالي پنجاب افتاد ـ اين مهاراجه هندي در جنگ با انگليسها شكست خورد و اموالش توسط كمپاني هند شرقي مصادره شد درنتيجه ?كوه نور ? هم دراختيار كمپاني قرار گرفت و درسال ۱۲۶۶هجري ـ ۱۸۵۰ ميلادي به ملكه ويكتوريا هديه شد اما درياي نور درايران ماند و درتمام بحرانهايي كه پيش آمد از آسيب بلايا محفوظ و مصون ماند . درياي نور مشهورترين گوهر ايران و يكي از سنگ هاي تاريخي جهان است كه اينك در موزه خزانه بانك مركزي نگهداري مي شود . همان طور كه گفته شد جفت اين گوهر بي همتا در موزه انگلستان است و در خزانه جواهرات سلطنتي انگلستان نگهداري میشوند.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/18 و ساعت 12:2 بعد از ظهر  
 بهترین پیامهای کوتاه ( قسمت اول )
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!


دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم
بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت


می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای
چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم
را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم


چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن وبه پای تو سوختن وچه تلخ
وغم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن وبه عشق ودنیای تو نرسیدن
ای کاش میدانستی بدون تو وبه دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست


شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی
پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم


عشق ور زیدن ضمانت تنها نشدن نیست


برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟!


 زندگي بهاري است گاهي ابري از خزان بر ان سايه مي افکند و دست روزگار بيوفايي وفاتارترين و مهربانترين ياران را از هم جدا مي کند محبت ابري است پس ذرهاي از محبت را از هم دريق ذکنيمُ


ديشب نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک


به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است


يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده


هديه اي که براي تولد من اورده بود يک تابلو بود
که به خط درشت رويش نوشته بود:
((زندگي پوچ و بي معناست))
درصورتي که او هميشه به من مي گفت:
((تو تموم زندگي مني))


آغاز مي کنيم با دوستي با عشق و ادامه خواهيم داد تا سرزميني را به تصوير بکشيم که آسمان آن واقعا آبي است . من وتو شکوه و عظمت عشق را به ديگران نشان خواهيم داد . عشقي را آغاز مي کنيم بي پايان


کاش قبل از خداحافظي بهت مي گفتم که چشمات فقط يه بهونه بود واسه اروم کردن خودم
اصله کار خودت بودي
وگرنه چشمايه همرنگه چشمايه تورو بازم ميشد پيدا کرد


مي خواهم فاصله ها را بشكنم تا به تو برسم ولي افسوس فاصله ها درست برعكس دلها شكستني نيستند!!


در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايست


شمع اين حوصله را بر همه كس روشن كرد
كه توان تا به سحر گريه ي بي شيون كرد


گفتم:که چيست فرق ميان شراب و آب
کاين يک کند خنک دل و آن يک کند کباب!
گفتا:که آب خنده ي عشق است در سرشک...
ليکن شراب نقش سرشک است در سراب!


از برج مراقبت مزاحمتون مي شم.اگه تو قلبتون جا هست اجازه فرود مي خواستم. اجازه هست؟


شايد کسي را که با او خنديده ايد فراموش کنيد .اما کسي را که با او گريستيد هرگز فراموش نخواهيد کرد


غم و شادي در يک خانه زندگي مي کنند به آهستگي شادي کن تا غم بيدار نشود.


هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري... هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري... هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري.


يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ بياموزد : 1- شاد بودن بدون دليل 2- دائم به کاري مشغول بودن 3- تقاضا کردن آنچه با تمام وجود مي خواهد.


هر كجا محرم شدي چشم از خيانت بردار اي بسا محرم كه تا يك نقطه مجرم مي شود.


اخم نکنيد هرگز نمي دانيد چه کسي ممکن است با يک تبسم عاشقتان شود.


همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره ولي تو كه دنياي مني چطور ازت بگذرم؟


هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي به حباب فکر کن...


تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست: فرو افتادن در عشق - آلبرت انيشتين


دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيسه هرچي بيشتر بموني رفتنت سخت تر مي شه و اگر رفتي جاي پاهات براي هميشه مي مونه


هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نمي توني حفظش کني، چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات رازت رو نگهداره

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/18 و ساعت 10:49 قبل از ظهر  
 اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده:
اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده.
توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره :
وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم،
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم،
وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم...
و تو، آدم سفيد،
وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي،
وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي،
وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي،
و وقتي مي ميري، خاکستري اي...
و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟.........
 
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/16 و ساعت 1:24 بعد از ظهر  
 چندشعر...
 
شد ابر پاره پاره چشمک بزن ستاره در شب چراغ راهی فانوس شامگاهی روشن نما شبم را از ظلمت و سیاهی تابنده و قشنگی منشور هفت رنگی زیبا و خوش ادایی ای آیت خدایی شد ابر پاره پاره چشمک بزن ستاره چشمک بزن ستاره از من مکن کناره من خوابم و تو بیدار من بی خبر تو هوشیار در شام تیرگی ها چشم تو می کند کار ای مشعل خدایی ای اختر فروزان از بام آسمان ها شب ها بکن چراغان شد ابر پاره پاره چشمک بزن ستاره چشمک بزن ستاره از من مکن کناره
 
*******
 
 
صدفی به صدف دیگر گفت: " درد عظیمی در درونم دارم. سنگین و گرد است و آزارم میدهد.

صدف دیگر با غرور و نخوت گفت: آسمان و دریا را شکر، که من دردی ندارم. من چه از درون و چه از بیرون، سالم سالم ام .

در همان لحظه، خرچنگی که از کنارشان می گذشت، گفت و گوی آن دو صدف را شنید و به آن صدفی که از درون و بیرون سالم بود، گفت: بله، سالم و سر حالی؛ اما حاصل درد رفیق ات، مرواریدی بسیار زیباست
 
************ **
 
 
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.
 
********
 
 
توي زندون قلبت اينقدر شلوغ مي کنم و زنداني ها رو اذيت ميکنم تا مجبور بشي منو بندازي توي انفرادي قلبت
 
********
 
 
ديشب نشستم گريه کردم ...

واسه دل خودم ...

واسه دل تو ...

واسه غصه ي پاييز ...

واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ...

واسه سربلندي کاج تو زمستون ...

واسه پروانه که سوخت ...

واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختنو
 
******
 
 
زندگي بهاري است. گاهي ابري از خزان بر آن سايه مي افکند و دست روزگار بيوفا، وفادارترين و مهربانترين ياران را از هم جدا مي کند. محبت ابري است پس ذرهاي از محبت را از هم دريق نکنيمُ.
 
***********
 
 
اگر ميداني در اين جهان کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي کند و صداي قلبت آبرویت را به تاراج مي برد، مهم نيست که او مال تو باشد. مهم اينه که فقط باشد، زندگي کند، لذت ببرد و نفس بکش
 
***********
 
 
گــوينـد روي يــار به كس آشكــار نيست

                                در چشم من كه هيچ بجـز روي يـار نيست

گــوينـد در بهـــار دمــد گــــل ولــي مــرا

                                گلهـاست در نظـر كه يكي در بهـار نيست

خارست و گل، بهر چمن و سيـنه مراست

                                گلهـاي دسته دسته كه در دسـت خار نيست

ويرانه پيكــري كــه نبــاشد خـــراب درد

                                بيچاره سيـنه اي كه به عشقش دچار نيست

بي بـوس و بي كنــار بود يــار، يــار من

                                در سينه است، حاجت بوس و كنار نيست

از شـش جهــت گرفتـه سـر راه سيــر ما

                                ما را ز دست عشـق تـو، پـاي فرار نيست
 
**********
 
نميدانم چرا !!!

شايد خطا کردم

و تو ... بي آنکه فکر غربت چشمان من باشي

نميدانم کجا؟! تا کي؟! براي چه؟!

ولي رفتي ...

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد

و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه برمي داشت،

تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود

و بعد از رفتن تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت

و من بي تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي کرد

ميدانم تو نام مرا از ياد خواهي برد

هنوز آشفته چشمان زيباي توام ... برگرد!

ببين که سرنوشت من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

کسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت:

تو هم در پاسخ اين بي وفاييها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم
*******
 
گفتي شتاب رفتن من از براي تواست

آرام تر برو كه دلم زير پاي تو است

با قهر مي گريزي و گويا كه غافلي

آرام سايه اي همه جا در قفاي تو است

اي دل نگفتمت حذر از راه عاشقي؟

رفتي بسوز اين همه آتش سزاي تو است

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/16 و ساعت 12:30 بعد از ظهر  
 عکس منتخب
HydroForum ? Group
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/16 و ساعت 7:27 قبل از ظهر  
 اسباب‌بازي زنده !
The image ?http://www.genpets.com/images/Genpet_feature.jpg? cannot be displayed, because it contains errors.منبع :  www.genpets. com

   اين عروسك يك پستاندار عقيم‌شده است كه به كمك علم مهندسي ژنتيك ساخته شده. تركيبي از ژن‌هاي خرگوش ، شامپانزه و خوك. با استفاده از القاي خواب زمستاني ، در جعبه نگهداري ميشه و اين جعبه ضربان قلب و ميزان تازگي اون رو نشون ميده. در دو مُدل يكي با طول‌عمر يك‌سال و يكي با طول‌عمر سه‌سال ساخته شده.  در هفت مدل  پهلوان( قرمز) ، ماجراجو(نارنجي) ، شاد(زرد) ، آروم(سبز) ، متين(آبي) ، روحاني(بنفش) ساخته شده‌ان. قيمت هنوز مشخص نيست و تنها به صورت آزمايشي در اختيار اعضاي شركت قرار گرفته‌ان.

اين موجود زنده طوري ساخته شده كه حركات محدودي مانند يك نوزاد داشته باشه. مدفوع بسيار مختصري داره و به غذاي كمي احتياج داره. قد حدود بيست و قطر هفت سانت. جثه اون از اين بزرگتر نميشه. كاملاً درد رو حس مي‌كنه ولي نمي‌تونه اصوات بلند توليد كنه. داري خون عضله و استخوانه. بعد از خروج از جعبه ظرف بيست دقيقه بيدار ميشه و چشمهاش رو باز مي‌كنه..
 
The image ?http://www.genpets.com/images/features_fresh01.jpg? cannot be displayed, because it contains errors.
 
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/12 و ساعت 11:15 قبل از ظهر  
 هر اسمي يك رنگي دارد كه بر زندگي
هر اسمي يك رنگي دارد كه بر زندگي
شما تاثير مي گذارد
 
 
 همه ما به نحوي تحت تاثير رنگ ها هستيم براي اسم هر فرد رنگ مخصوصي وجود   دارد كه ميتواند بر زندگي او تاثير بگذارد رنگهاي  هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :
 
 قرمز :       1    ش س ج الف
 نارنجي:     2   ت ث ك ب
 زرد  :       3  ي ل ص ض
 سبز :       4   و م د ژ
 آبي  :       5   چ ن ط ظ
 نيلي :       6   ح خ ف
 بنفش :      7  ع پ غ
 صورتي :   8   ز ق ه
طلايي :      9  ر  ذ  گ
 
براي اينكه با چگونگي قضيه آشنا شويد  يك مثال مي آوريم در اينجا خانم ليلا جلالي را نمونه قرار مي دهيم ابتدا اسم و فاميل او را مي نويسيم:
  ل     3
 ي     3

 ل           3

 ا            1

 ج     1
 ل     3
 ا      1
 ل     3

 ي    3

سپس اين اعداد را با هم جمع مي كنيم
331311333 =21  و  3 = 1 + 2 و باز هم 3= 0 + 3
عدد 3 مربوط به رنگ زرد است كه رابطه اي مستقيم با شخصيت او دارد به توضيحات مربوط به رنگ زرد مراجعه كنيد:
    
 
  صورتي
 
داراي قدرت جسمي بالايي هستيد  به خاطر اراده بالايي كه داريد  مي توانيد روياهايتان را به راحتي  به واقعيت تبديل كنيد با مسوليت ها به راحتي كنار مي اييد و مي توانيد ديگران را در مشكلاتشان راهنمايي كنيد از نظر عاطفي قوي و عميق هستيد براي رسيدن به هدفهايتان عشق به همنوع در شما آنچنان زياد است كه بجز خدمت  به بشريت مسوليت ديگري نداريد صميميت بيش از اندازه با ديگران برايتان سخت است در مقام يك رهبر مي توانيد موفيتهاي بزرگي را در زندگيتان بدست بياوريد براي رسيدن به هدفهايتان حتي سلامتي خودتان را نيز به فراموشي خواهيد سپرد
 
 
  قرمز
بسيار جاه طلب هستيد و براي رسيدن به هدفهايتان مهم نيست كه بقيه را نيز فدا كنيد قرمز رنگ نيروي حياتي و جسارت است هميشه سعي مي كنيد كه روي صحنه به فعاليت بپردازيد و مورد توجه قرار بگيريد بسيار خونگرم هستيد و به سادگي تحريك مي شويد ممكن است در اوج شادي نيز به ناگهان و با كوچكترين بهانه اي اخم هايتان در هم برود و در لاك خود فرو برويد بايد سعي كنيد كه از انرژي فوق العاده تان به نحو و جهت مثبتي استفاده كنيد تا باعث افسردگي تان نشود گاهي نيز به سرعت صبر و حوصله خودتان را از دست مي دهيد و به ديگران زور مي گوييد يادتان نرود كه هر كسي روش بخصوصي براي پيشرفت در  زندگي دارد و انچه را كه فكر ميكنيد براي شما مناسب است ممكن است براي ديگران كاملا مضر باشيد
 
 

  زرد

 
بسيار تيزهوش هستيد. شخصيتي بسيار خوشبين و فعال داريد. هرگز در ابراز آنچه كه مي خواهيد بر زبان بياوريد، حرف كم مي آوريد. به خاطر زنده دلي ، ابتكار و مستعد بودن در روابط عمومي، هميشه دور و برتان پر از دوستان متنوع خواهد بود. با وجودي كه روحيه بسيار شادي داريد، هرگز احساس رضايت نخواهيد كرد، مگر اينكه شاد ي ها يتا ن را با ديگران تقسيم كنيد. تنها ايرادي كه مي توانيد داشته باشيد ،قدرت تخيل و تجسم بيش از اندازه تان است كه گاهي شما را در خود غرق مي كند، تا نتوانيد مسير زندگيتان را مشخص كنيد. از طرف ديگر اگر نتوانيد انرژي و توانتان را در مسير درستي استفاده كنيد، در آخر خواهيد ديد كه بيشتر اهدافي را كه شروع نموده ايد ، ناتمام مانده اند. سعي كنيد بر قدرت تمركزتان بيافزاييد و در هر زمان فقط روي يك هدف فعاليت داشته باشيد.
 
 
   طلايي
 
در هر چيزي فقط حد بالاي آنرا مي تواند رضايت خاطر شما را بر آورده كند، از طرف ديگر رفتار و كلامتان چنان جذابيتي در خود دارد كه بندرت ممكن است كه كسي با شما آشنا شود، ولي شيفته تان نشود. دانش و آگاهي شما نسبت به زندگي غير قابل توصيف است. بندرت ممكن است چهره افسرده اي به خود بگيريد، زيرا كه به هر چيزي با خوشبيني زياد نگاه مي كنيد.مي توانيد معلم خوبي باشيد و تمام تجربياتتان را به ديگران هم ياد بدهيد. در هر فعاليت گروهي براحتي مورد توجه مي گيريد و مثل يك جادوگر افسانه اي مي توانيد تمام شرايط منفي را به بهترين  موقعيتها تبديل كند.
 
 
  نيلي
 
زندگي شما بيشتر به زندگي انسانهاي عارف شباهت دارد و مردمي كه با آنها سر و كار داريد، نزد شما به گنا هانشان اعتراف مي كنند. با عشق و علا قه اي كه به پاكي و زيباييهاي دنيا داريد، مي توانيد توان و شادي فوق العاده اي به افسردگان ببخشيد. بجز روحيه و شخصيت نوعدوستي كه داريد، از يك حس ششم بسيار قوي نيز بر خور دار هستيد كه اين خود باعث مي شود براحتي از مشكلات مردم با خبر شويد. بسيار سخاوتمند و با قدرت  هستيد. عاشق زندگي و خانواده هستيد و تنها وقتي از خودتان راضي مي شويد كه بتوانيد عشق و علا قه تان را به ديگران ببخشيد. بسيار عادل هستيد و با كمترين بي عدالتي در مورد ديگران آزرده خاطر مي شويد. اغلب افرادي را به خود جذب مي كنيد كه به نوعي گرفتار هستند و براي طلب كمك به شما روي مي آورند.
 
 
  سبز
 
برايتان خيلي مهم است كه براي خودتان بر نامه روزانه تعيين كنيد. نظم و انضباط برايتان اهميت زيادي دارد. بندرت ممكن است  زندگيتان  آشفته و بي هدف باشد. ديگران اغلب براي گرفتن راهنماييهاي جدي نزد شما مي آيند. حرص زيادي براي كمك به ديگران و حل مشكلاتشان داريد. تكامل شخصيت برايتان ارزش بسيار زيادي دارد و براي گسترده تر ساختن افق دانش خود، هرگز از آموختن باز نخواهيد ماند. تغيير و تحول برايتان چندان خوشايند نيست و بيشتر ترجيح مي دهيد كه بجاي پريدن از شاخه اي به شاخه ديگر، روي هدف ثابتي به فعاليت بپردازيد. براي اينكه كوتاه نظر نمانيد، بايد سعي كنيد همزمان با زندگي و زمان حركت كنيد و كهنه ها را دور بريزيد. احترام گذاشتن به آداب و رسوم و تشريفات گذشته بسيار با ارزش است، ولي با آنها زندگي كردن ركود ذهني را نتيجه مي دهد.
 
  
  بنفش
 
عاشق كندو كاو و جستجو در عمق هر پديده هستيد و شايد هم به همين دليل عشق به علوم غريبه در شما به حد كافي وجود دارد. همين مسئله باعث خواهد شد كه به رشته هايي چون تفكر روي بياوريد. هيچ اتفاقي را براحتي قبول نخواهيد كرد، مگر آنكه خودتان شخصأ آنرا تجربه كنيد. اعتقاد بر اين داريد كه به هر چه نيازمند هستيد در درون شما وجود دارد و در حل مشكلات سعي مي كنيد راه حل را در روح و درون خود بجوييد. در رابطه با شرايط زندگيتان بسيار حساس هستيد و در واقع ذهن شما مي تواند مثل يك گيرنده فعاليت كند. عاشق تنهايي هستيد و هماهنگ شدن و يا كنار آمدن با ديگران، يكي از مشكلات بزرگ شما بشمار مي رود.
 
 
  آبي
 
به احتمال قوي، ديگران شما را شخصيتي بدون تعارف و تشريفات مي دانند و شايد هم به همين دليل برايشان جالب توجه هستيد. آزادي برايتان ارزش بسياري دارد و هرگز نمي توانيد در محيطي كار كنيد كه به شما تحكم مي شود و يا زير نظر قرار داريد. اگر اين همه دنبال تنوع هستيد، به اين دليل است كه اعتقاد زيادي به حقيقت داريد و از اينكه در هر تجربه اي درسي بزرگ نهفته است، به همين دليل زندگي با تمام سختي ها و مشكلاتش برايتان لذ ت بخش است. روحيه سر كشتان باعث خواهد شد كه كمتر در هر زماني در يكجا بند شويد و در زندگي و اجتماع شهرتي براي خود فراهم كنيد، در هر محيطي كه قدم بگذاريد، با استعداد مادر زادي كه داريد خواهيد توانست صلح و آرامش را در آنجا بر قرار كنيد. گاهي كه احساس منفي داريد ، بسيار تنبل مي شويد و دلتان نمي خواهد كه انرژي فراوانتان را در مسيري به مصرف برسانيد. در يك چنين زماني احتياج به مكاني خلوت داريد تا تعادل زندگي و روحي را در خانه بوجود بياوريد.
 
 
  نارنجي
 
شوخ طبعي و بذله گويي بخصوصي را كه به ارث برده ابد ،باعث شده كه محبوب اجتماعي شويد. نشاطي را كه از خود نشان مي دهيد، آرزوي قلبي خيلي ها ست.  اغلب تجربيات زندگيتان رنگ عاطفي به خود دارد. شخصيتي بسيار جذاب و دوست داشتني داريد. متأسفانه گاهي اوقات در مورد هر مسئله اي بيش از اندازه غلو و زياده روي مي كنيد، به حدي كه بين عاطفه و منطق سر گردان مي مانيد. به نفع خودتان خواهد بود كه بين عقل و احساس، تعادل بر قرار كنيد. برايتان مهم است كه خودتان باشيد، بنابراين سعي كنيد كمتر تحت تأثير ديگران قرار بگيريد. به هر كاري كه دست بزنيد، شايد نتوانيد ديگران را راضي و خشنود كنيد،  مگر اينكه دست از تقليد بر داريد و آنچه را كه از درونتان مي جوشد، ابراز كنيد. در چنين صورتي است كه بر قلبها خواهيد نشست .
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/12 و ساعت 8:34 قبل از ظهر  
 گسل های موجود در استان کرمان

 

دریک تقسیم بندی کلی، می توان گسلهای منطقه کرمان را دردو بخش معرفی نمود :

       الف- گسل های مدفون

       ب- گسل های آشکار

الف- گسل های مدفون :  گسلی است که رخنمون سطحی نداشته و به کمک شواهد غير مستقيم ، می  توان به وجود آن پی برد.قابل ذکر است ، عدم رخنمون سطحی، دلیل فعال نبودن این گسل ها نمی باشد. با انجام عمليات صحرائی که با هدف شناسايی گسل های مدفون در منطقه کرمان صورت پذيرفت ، مناطق احتمالی وجود گسل های مذکور به شرح زیر ، می باشند :  

 1ـ گسل زنگی آباد:   این گسل، با راستای w 30 N وطول تقریبی 25 کیلومتر ، از شمال فرخ آباد شروع و تاحوالی کمربندی زرند ، امتداد می یابد. این گسل درطول مسیر خود از روستاهای زنگی آباد و شاهرخ آباد ، عبور نموده و درتمام مسیر ، هیچگونه رخنمون سطحی ندارد و همواره  درزیر پهنه -های سلیسی ، رسی و به طور محلی ، نمکی قرارگرفته است ، با توجه به وضعیت تکتونیکی منطقه ، مکانیسم گسل معکوس با مولفه راست لغزه رو ، تعیین می شود .

 2ـ گسل باغین  :  گسل باغین ، باراستای W 72N ، از شمال شرق رفسنجان آغاز و با عبور از مجاور روستاهای باقرآباد ، قاسم آباد ، کریم آباد ، سعدی و ابراهیم آباد درجنوب شرق باغین ،  خاتمه می یابد طول تقریبی این گسل ، 75 کیلومتر است و درتمام طول خود ، فاقد رخنمون

    سطحی می باشد .این گسل به وسیله پهنه های سیلیس ، رس و به طور محلی نمکی ، پوشیده شده است . مکانیسم گسل باغین نیز با توجه به شواهد زمین شناسی ، مشابه گسل زنگی آباد پیش بینی می گردد.

 3ـ گسل بردسیر :   گسلی است با راستای W 48N  ، که از حوالی جنوب شرق رفسنجان آغاز و به سمت جنوب شرق بردسیر با طول تقریبی 100 کیلومتر امتداد یافته است . این گسل درطول مسیر خود ، از مجاور روستاهای ده یعقوب ،علی آباد، ناصریه ، نصرت آباد ، جاجین و شهر بردسیر زیر مخروط افکنه های جوان، مدفون گردیده است . مکانیسم این گسل ، نیز مشابه دو گسل فوق  الذکر می باشد.

 4ـ گسل راین :   این منطقه ، ازمجموعه گسل هایی تشکیل یافته است که راستای عمومی آنها W60N می باشد و مجموعه مذکور ، متشکل از گسلهایی است که دردشت میان بردسیر و راین ، به موازات هم امتداد یافته اند طول تقریبی این منطقه ، 60 کیلومتر برآورد میگردد. مکانیسم گسل های اصلی منطقه ، مشابه مکانیسم گسل های قبل ، پیش بینی می شود .

          نکته قابل توجه دراین بخش ، وجود یک گسل مزدوج با گسل اصلی منطقه راین است که درنقشه های سازمان زمین شناسی کشور ، پیشنهاد شده است .باتوجه به غیر همزا بودن این گسل  با منطقه برشی اصلی فعالیت چندانی برای آن متصور نمی باشد .

 ب ـ گسل های  آشکار

     1ـ گسل کوهبنان :   گسلی است باراستای شمال غربی ـ جنوب شرقی ، طول این گسل ، 300 کیلومتر ، برآورد شده است و مکانیسم آن ، فشاری با شیب به سوی شمال شرقی است .

امتداد این گسل راست لغز راست رو ، سنگهای پرکامبرین و پالئوزوئیک برروی مخروط افکنه های رسوبات کواترنر دشت ، رانده شده اند. از 5 کیلومتری شمال کرمان تا هوتک( واقع  در5/32 کیلومتری شمال غربی کرمان) ، یال برگشته تاقدیس رانده شده ای درراستای گسل کوهینان ، دیده می شود . افراز گسل کوهبنان درشمال غربی جاده کرمان ـ زرند کیلومتر

5/18 بروز دارد . درمنطقه گسلی کوهبنان ، درشمال روستای سردر راندگی سازه های

پالئوزئیک ، برروی پادگانرهای آبرفتی جوان ، با شیب کمتر از 20 درجه ، به سوی شمال ،

دیده می شود . از روستای تنجون تایتدر گسل میان سازنده شمشک و دشت قرارمی گیرد و

درشمال غربی ریگ آباد ، مرکز کوه و دشت را مشخص می نماید .

اثر گسل کوهبنان ، به وضوح برروی زمین و درمقطع ، قابل تشخیص ، است . دربخش شرقی  زرند ، نزدیک اوبانگ ، گسل ازروی سنگها عبور می کند که سازنده های مامبرین زیرین به  طرف غرب برروی سازنده های ترباسی و پالئوزوئیک ،تر است شده اند. گسل کوهبنان ، به  عنوان یک گسل فعال که با زمین لرزه های بزرگی همراه بوده است ، شناخته می شود .

 2ـ گسل شهربابک :    اين گسل ، به عنوان یکی از چندین گسل اصلی فلات ایران ، شناخته می شود

     این گسل ، درحقیقت ، دربرگیرنده یک منطقه گسلی ، با طول قابل مشاهده 270 کیلومتر ، درخط

     مستقیم و جهت کلی شمال غربی - جنوب شرقی است . گسل مذکور از نزدیکی دهستان «ده

     شیر» دراستان یزد ، تا چند کیلومتر ، به طرف جنوب شرقی شهربابک امتداد داشته و از طول

     مسیر این شهر عبور می کند .

     ازآنجایی که هرگسلی که دردوران چهارم زمین شناسی فعالیت داشته است ، گسل فعال لرزه خیزه

    تلقی می شود ، گسل شهربابک ، نیز گسل فعال است و توان ایجاد زمین لرزه های مهم را دارا است.

 4ـ گسل رفسنجان :     اين گسل ، یک گسل کواترنری با  روند شمال غربی ـ جنوب شرقی است  ودر 20 کیلومتری جنوب رفسنجان ، قراردارد .طول آن ، بیش از 140 کیلومتر است شیب این گسل به سمت جنوب غربی است . طول این گسل ، بیش از 100 کیلومتر با لغزش راستگرد است و درطول دوره کواترنری ، دو بار فعال شده است . بخش جنوب شرقی آن ، مرزمیان  سنگهای آتشفشانی سنگهای آذرآواری را تشکیل می دهد . این گسل ، علاوه بر جنبش فشاری  دارای جابجا شدگی راست لغز راست گرد، می باشد .حرکات بسیار جوان این گسل ، دراطراف روستاهای دهوئیه دوخان سبز ، نیز دیده می شود و جابجاشدگی عمودی این گسل ، درخان سبز  به حدود 40 متر می رسد . نابهنجاری درسطح آبهای زیر زمینی ، دردوسوی گسل ، از دلایل فعال بودن آن است و درشرق جاده سرچشمه ـ رفسنجان ، ازکیلومتر 7 به بعد گسل  باعث  رسوبات گج دار «پلیتوس» درشمال  و سنگهای ولکانیکی ، درجنوب شده است

 5ـ گسل بم :     راستای این گسل ، شمال ـ شمال غرب و جنوب ، جنوب  شرق  است . این گسل 

     کواترنری با  طولی درحدود 65 کیلومتر، درشرق شهر بم قراردارد و از شمال و شمال شرق بم آغاز

     و درجنوب بخش شمالی رشته کوه جبال بارز ، خاتمه می یابد . یک زمین لرزه  باشدت کم و

     کانون کم عمق برروی بخش جنوبی گسل ، مشخص شده است .

 6ـ گسل ده شیر :    این گسل ، به طول 350 کیلومتروراستای شمال - شمال غربی و جنوب ـ

     جنوب شرقی ، ازجنوب غربی نائین شروع می شود و تا چاه کوه ، در نزدیکی  سیرجان ، ادامه

     می یابد ، این گسل ، ضمن قطع نمودن رسوبات کواترنر، نهشته های کرتاسه بالایی را درحدود 

     50 کیلومتر ، به صورت راست رو  جابجا ، نموده است . زمین لرزه ای ، برروی آن گزارش نشده  

      است .

 7ـ گسل انـار :    این گسل درغرب شهرانار واقع شده و راستای آن شمال ـ شمال غرب و جنوب ـ

     جنوب شرق ، می باشد . طول آن ، حدود 100 کیلومتر است ، که بخش شمالی گسل ، سد

     میزان ، است . حرکت این گسل ، راسترو ، بوده ودربخش غربی آن پائین افتادگی ، دیده می شود .

 8ـ گسل جیرفت :  این گسل ، شاخه ای از دنباله گسل سرمیزان می باشد . گسل جیرفت ، نهشته

     های کواترنر  را  قطع می کند و احتمالا جنبش آن به صورت راستا لغز ، می باشد . یکی از

     کانونهای کم اهمیت و نیز یک گودی 60 تا 90 کیلومتری درشمال کهنوج ، روی این گسل ،

     قرارگرفته است .

 9ـ گسل لکرکوه :    گسل لکرکوه ، درفاصله تقریبی 4 کیلومتری راور قراردارد . راستای این گسل ،

     شمالی ـ جنوبی است . طول آن ، نزدیک به 130 کیلومتر و شیب آن ، به سمت غرب و دربعضی

     نقاط به طرف جنوب غربی است . این گسل ، علاوه برجنبش فشاری ، دارای جابجا شدگی راستا

     لغز می باشد .احتمال می رود زمین لرزه سال 1290 ، درارتباط با فعالیت این گسل ، بوده باشد.

نقشه گسلهاي استان

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/12 و ساعت 7:17 قبل از ظهر  
 شهادت امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

خنده کنان می رود روز جزا در بهشت     هر که به دنیا کند گریه برای حسین علیه السلام

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان لقتل الحسین علیه السلام حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا
ترجمه: شهادت امام حسین علیه السلام سوز و گدازی در دلهای مومنان بر جای نهاده که هیچگاه به سردی نمی گراید
.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/11 و ساعت 10:13 قبل از ظهر  
 یاحسین(ع)

از هـــمان روزي كه پيمـــان با تـــــو بستــــم يـــــا حسيـــــــن                                    رشته   همبستگي   از دل   گسستم   يا حسين

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/11 و ساعت 9:57 قبل از ظهر  
 مراسم سالگردمرحوم حاج احمد رستمی با نوای گرم حاج رضا نبوی

دعای ندبه               جمعه:۱۳/۱۱/۸۵ راس ساعت ۳۰/۶ صبح              مکان:حسینیه امیرالمومنین زنگی آباد                                               با نوای گرم  مداح اهلبیت:((حاج رضا نبوی))                    

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/07 و ساعت 8:31 قبل از ظهر  
 مراسم سالگردمرحوم حاج احمد رستمی با نوای گرم حاج رضا نبوی

زمان:پنجشنبه ۱۲/۱۱/۸۵        مکان:حسینیه امیرالمومنین زنگی آباد   قرائت دعای کمیل                                                                                 با نوای گرم  مداح اهلبیت:((حاج رضا نبوی))              

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/07 و ساعت 7:54 قبل از ظهر  
 نماز جمعه مورخ6/11/85
نماز جمعه این هفته شهرمان زنگی آباد، به امامت حجت الاسلام والمسلمین عبدالرشیدی در حسینیه امیرالمومنین(ع)برگزار شد.ایشان در خطبه اول نماز ضمن یاد آوری داشتن تقوای الهی ،به تجزیه وتحلیل تاسوعای حسینی پرداخت واهمیت این روزتاریخی دراسلام را همانند عاشورا دانست.وی در خطبه دوم ضمن یادآوری مجددتقوا،تذکراتی در مورد نحوه عزاداری هاوعدم استفاده از لامپ های رنگارنگ و...داد و درپایان با اشاره به مناسبت هاواهمیت خاصی که ۲۲بهمن امسال دارد،بر شرکت همگانی مردم در مراسم وراهپیمایی این روز بزرگ تاکید کرد.
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/07 و ساعت 7:42 قبل از ظهر  
 ایرانگردی6
 
بنای گور دختر * تنگ ارم * برازجان * استان بوشهر
 
گور دختر یعنی دختر گبر یا زرتشتی . بنای  گور دختر که بسیار شبیه به آرامگاه کوروش هخامنشی  در پاسارگاد ( مشهد مرغاب ) است در شرق جاده برازجان- کازرون در منطقه تنگ ارم  واقع شده است و قدمت آن به سده ششم قبل از میلاد برمی‌گردد.
سقف و بدنه سنگی این  آرامگاه  از24 قطعه سنگ تشکیل شده است. در سنگ سوراخ‌هایی تعبیه شده که با بست‌های آهنی به هم وصل می‌شوند. در گور دختر همچنین عناصر هنر اورارتویی مانند شیروانی دو شیبه و نیز عناصر معماری ایلامی بمانند معبد چغازنبیل را می‌توان دید این بنای ارزشمند در سال 1376 به شماره 1897 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و هر گونه دخل و تصرف در آن تا شعاع 100 متری جرم محسوب می‌شود.
 این بنا قدمت منطقه برازجان را تایید می کند بخوصوص که کوشک اردشیر ساسانی هم در نزدیکی  این بنای باستانی واقع است .این احتمال وجود دارد که این بنا مربوط  به آرامگاه دختر یا خواهر کوروش هخامنشی باشد.
 
************ ****
 
نارین قلعه (نارنج قلعه ) میبد  *یزد
 
نارین‌قلعه یا نارنج‌قلعه مهمترین بناى تاریخى شهرستان میبد است. این قلعه از بناهاى مربوط به دوره اشکانی و قبل از اسلام است و در دوران مظفریان تعمیراتى در آن صورت گرفت. اطراف آن خندقی بوده است و نقب های زیر آن گاهی تا یک فرسنگ امتداد دارد.در محرم 744هجری قمری جنگ سرنوشت سازی که باعث پیروزی آل مظفر بر چوپانیان گشته در این محل اتفاق افتاده است. مساحت این قلعهٔ هفت‌‌طبقه، سه هکتار و داراى برج و بارو و دربندهاى متعدد است و بالاى تپه‌اى مسلط بر شهر میبد قرار دارد. قطر پایین‌ترین حصار قلعه که قسمت بزرگى از آبادى میبد را در بر مى‌گرفت، پنج و در بعضى قسمت‌ها به بیست متر مى‌رسیده است.
 
نارنج قلعه چهار برج گرد بلند دارد و باید دانست که آنچه امروز از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه هایی از برج ها و  باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است. کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بوده است و بیشتر آن را باغ ها و قنات ها و آسیاب در بر می گرفته است. تا همین نزدیکی ها زیباترین بادگیرها و خانه ها و کوچه های سابات دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله ی زیبا می توانید شاهد باشید.
 
نارنج‌قلعه داراى اتاق‌هاى متعددى بوده است که در حال حاضر قسمت‌هایى از این اتاقک‌هاى کوچک تودرتو، موجود است و بسیارى از آنها نیز به علت قرار گرفتن در طبقات پایین و ریختن راهروها هنوز کشف نشده است. مردم محل بر این اعتقادند که  بناى این قلعه مربوط به دوران سلیمان پیغمبر است.
 
************ *
 
غار پرو * کرمانشاه *
 
غار پرو یا  پراو در کوه پراو از سلسله جبال زاگرس در شمال شهرستان کرمانشاه واقع شده است. این ناحیه به علت بافت آهکی و بارندگی شدید جایگاه غارهای ناشناخته فراوان دارد. غار پراو بزرگترین غار آهکی دنیا می‌باشد و ساختمان آن مطلقاً آهکی است. نتایج بررسی‌های انجام گرفته نشان می‌دهد که این غار به دوران سوم زمین‌شناسی مربوط است.  این غار یکی از سخت‌ترین غارهای جهان است که 26 حلقه چاه به عمق‌های مختلف 5 تا 42 متر دارد. دهانه غار به صورت سوراخی نسبتاً کوچک است که با شیب تقریباً 30 درجه شروع می‌شود و به فضاهای بزرگ و کوچک و شعب متعدد و سنگ‌های عظیم که در بین هر کدام از آن‌ها حفره‌ها و پرتگاه‌هایی به وجود آمده، منتهی می‌شود. در آذر ماه ابتدای غار به وسیله (چکیده) و (چکنده) های یخی پوشیده می‌شود و زیبایی خاصی به آن می‌بخشد. 
 
*********
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/05 و ساعت 9:31 قبل از ظهر  
 یه شعر خیلی جالب از مرحوم آقاسی
رهبر فقط سید علی

ای نوح ای ولایت کشتی نشین/ ای موج موج خطبه تو آتشین

امروز موج حادثه در دست توست/طوفان ما اشارت انگشت توست

بازهم تکرار مکر عام و خاص/یک علی با بی نهایت عمرو عاص

یک علی مظلوم همچون جد خویش / ظلم هایی دیده اندر حد خویش

کیستند این عمرو عاصانی شقی/ کفر کیشانی به ظاهر مبتدی

موریانه ها چه موزیانه می جوند/ ریشه های چارچوب انقلاب را

ما منــتظریم تا محـــــــرم گردد/ هنگامه ی امـــتحان فراهم گردد

ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما /یک مو زسر علی اگر کم گردد

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/04 و ساعت 1:36 بعد از ظهر  
 السلام عليک يا اباعبدالله
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/02 و ساعت 1:0 بعد از ظهر  
 فرا رسيدن ماه محرم بر همگان تسليت باد...

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/02 و ساعت 7:46 قبل از ظهر  
 یک پند
دنيا نه جاي آسايش است,جاي آزمايش است   خواجه عبدالله انصاري  
|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/01 و ساعت 10:18 قبل از ظهر  
 عاشورا زمان نیست ، ابدیت است
 

عاشورا زمان نیست ، ابدیت است ؛ چرا که در ابدیت روی داده است و در ابدیت جریان دارد .

و کربلا نیز ورای ابدیت است هرجا که انسان است ، کربلا نیز هست و هر جا که زندگی است ، عاشورا حضور دارد ؛ چه آنکه کربلا بستر زندگی و عاشورا صحنه رویاروی همیشگی انسان با شیطان است.

|+| نوشته شده توسط عباس زنگی آبادی در 85/11/01 و ساعت 8:47 قبل از ظهر