|
دادخواست را چگونه تنظیم کنیم؟
تکثیر تأسف انگیز پینوکیو (گلدکوئست)
تکثیر تأسف انگیز پینوکیو (گلدکوئست)
![]() وقتی چیزی آدم را وسوسه می کند مشکل از آن دل می کند واقعیت این است که باید حتما سرمان به سنگ بخورد “گلدکوئست” هم جزئی از همین داستان است.
گویند آدم تا خودش تجربه نکند، تا سرش به سنگ نخورد، از چیزی که وسوسه اش می کند، به این راحتی ها دل نمی کند! واقعیت این است که ما تجربه نمی آموزیم، نه از روزگار و نه از بلاهایی که بر سرمان می آید! در بسیاری از نشریات درباره عواقب یک شبه پولدار شدن مطالبی می نویسند و ماجراها را گوشزد می کنند، اما کو گوش شنوا؟! ضمن این که ماجراهایی مانند اهواز وجود دارد که هیچ کس درس عبرتی از آن ها نگرفته و نمی گیرد! براساس گزارش خبرگزاری مهر، دست کم 135 هزار نفر در اهواز از طریق واسطه هایی موسوم به سیدها پولشان را سرمایه گذاری کردند تا بلکه بتوانند در مدت 30 تا 45 روز صاحب خودرو یا وسیله خانگی شوند. حالا 8 ماه گذشته است؛ از آخرین روزهایی که پلیس و دستگاه قضایی در اهواز سید ها را تحت تعقیب خود قرار دادند. آیا اتفاقی افتاد؟ فرمانده پلیس در مهرماه خبر داد بیش از 26 میلیارد تومان از اموال کلاهبرداری شده را توقیف کرده اند، ولی هنوز شاکیان بسیاری هستند که نمی دانند بر سر پولشان چه آمده است. حق این بود که بعد از ماجرای سید ها در اهواز، از کلاهبرداری خبری نشنویم، اما چه شد؟ تقریبا هر ماه 6/11 مورد کلاهبرداری! سال ها پیش در یکی از درس های کتاب فارسی چهارم یا پنجم دبستان، شعری بود که می گفت نابرده رنج گنج میسر نمی شود/ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد . همواره همین را آموختیم. اما امروز عده ای هستند که از صبح تا شب، یکی دو جا کار می کنند. یک خودروی لیزینگی هم خریده اند تا روزهای تعطیل آخر هفته هم مسافرکشی کنند اما هنوز نمی توانند اجاره خانه درست و حسابی بدهند، چه رسد به خرید یک یخچال سایدبای ساید که خانم خانه چند ماهی است درباره اش مدام حرف می زند و رؤیا می بافد! باز هم یک یادآوری کوچک دیگر؛ اگر ما اشتباه می گوییم، شما درستش کنید: چشمتان را ببندید؛ با هم روراست باشیم. آیا تا به حال شما را پرزنت کرده اند؟ باور کنید به کسی نمی گوییم. وسوسه نشده اید شما هم زیرشاخه بشوید و بعد...! ولی راستش را بخواهید، با وجود همه این دردسرها که شاهدش هستیم، با همه این اخبار که روایت اش می کنیم، در خیلی ها تبدیل به وسوسه شده و لذا پول هایشان را جمع کرده اند تا وارد یک شبکه بشوند. باید به دنبال جواب این سؤال باشیم که چرا طمع، اتوبان چندبانده ای شده تا کلاهبرداران در آن تخت گاز برانند و ما در مبدأ چشم انتظار رسیدن به مقصد باشیم! طمع یک شبه پولدار شدن و یک شبه راه صد ساله را رفتن. طمع حضور در نت ورک مارکتینگ! شرکت های گسترش دهندهبازاریابی چندسطحی، مصداق این قانون هستند. به عنوان مثال، شرکت کوئست اینترنشنال (مشهور به گلدکوئست) با دادن وعده هایی چون رسیدن به درآمد هفته ای پنج هزار دلار، سرمایه های مردم را جذب می کند. این در حالی است که با در نظر گرفتن قوانین پورسانت دهی، ممکن نیست جز درصد ناچیزی از مشتریان (کمتر از دو درصد) در مجموع پنج هزار دلار دریافت کنند. این، واقعیتی است که هیچ ارتباطی با میزان فعالیت اعضای گلدکوئست ندارد. این کار مانند این است که شخصی بیش از صد نفر را امیدوار کند که صاحب خانه شوند و با این امید، وجوهی از آن ها بگیرد، در حالی که تعداد خانه هایی که قرار است واگذار شود دوتاست! چنین عملی به وضوح کلا هبرداری است. مشابه این مطالب در مورد شرکت های دیگر چون مای سون دایموندز، گلدماین، ای بی ال، ایران بین، پارسیان، وست ویژن و... با اعداد و ارقامی دیگر صادق است و در نتیجه، برخورد با این شرکت ها عطف به ما سبق محسوب نمی شود. در مورد شرکت های داخلی، حتی اگر خوش بینانه تصور کنیم صاحبان آن ها نمی دانسته اند که مرتکب کلاهبرداری شده اند، دست کم باید هر چه از این راه کسب کرده اند، به مال باختگان برگردانده شود. هنوز عضو نشده اید؟ در حال حاضر در حدود 250 هزار عضو با تعادل صفر و 500 هزار بازوی تکمیل نشده وجود دارد. به این 250 هزار نفر وعده داده شده که در طول یک یا دو ماه می توانید بازوهای خود را تکمیل کنید. واضح است که کسانی که موفق به این کار می شوند، برخی در مدت کمتر و برخی در مدت بیشتر بازوهایشان را تکمیل می کنند. ولی زمان متوسط این موفقیت چقدر است؟ اگر روزی هزار نفر عضو شوند، چند روز طول می کشد تا 500 هزار بازو تکمیل شود؟ جواب ساده است: 500 روز، یعنی بیش از یک سال و چهار ماه! البته با افزایش جمعیت گلدکوئستی ها تعداد بازاریابان افزایش پیدا می کند و ممکن است تأثیر مثبتی بر روی تعداد ورودی ها بگذارد. ولی باید توجه کنید که بازاریابان جدید، هیچ کمکی به تکمیل بازوهایی که هنوز تکمیل نشده اند، نمی کنند و برعکس، فضای کار را برای آن ها تنگ تر خواهند کرد. نتیجه این که هر چند در نگاه اول، وجود هزار نفر ورودی در هر روز، حاکی از گسترش شبکه گلدکوئست است، ولی با توجه به خیل عظیم بازاریابان این شرکت، وضعیت کنونی در واقع نشان دهنده اشباع بازار است، زیرا پیدا کردن دو نفر نه یک ماه که به طور متوسط بیش از یک سال و چهار ماه طول می کشد! به این نکته نیز توجه کنید که بعد از این مدت کار و تلاش به شما تنها 50 دلار خواهند داد! برای رسیدن به 250 دلار، تعداد اعضا باید چهار برابر شود و اضافه شدن 750 هزار عضو جدید، به طور میانگین 750 روز یعنی دو سال و یک ماه به طول می انجامد! محاسبات مشابه نشان می دهد برای رسیدن به 500 دلار، اعضا باید هفت برابر شوند و این اتفاق به 3 میلیون عضو جدید و در نتیجه بیش از 8 سال زمان نیاز دارد. تا این جا هنوز ضرر اولیه شما مرتفع نشده است و باید کمی دیگر تلاش کنید تا به 750 دلار پورسانت برسید. با توجه به این که تنها یک دهم افراد، موفق به دریافت 750 دلار پورسانت می شوند، باید منتظر این باشید که 4 میلیون و 500 هزار عضو جدید وارد شبکه شوند: دوازده سال و نیم! به شما تبریک می گوییم؛ با بیش از 500 دلار سرمایه گذاری و بعد از دوازده سال و نیم کار و تلاش، حدود 100 دلار کاسب شده اید! اگر این پول را در بانک می گذاشتید، بدون این که کاری کنید و یا ریسکی متوجه شما باشد، با فرض تنها 20 درصد سود سالیانه، سرمایه تان 9 برابر شده بود. (یک و دو دهم را به توان دوازده و نیم برسانید.) اگر هم فکر می کنید پس از چند سال سخت بالاخره به سود رؤیایی ای خواهید رسید، در اشتباه اید. تصور می کنید چند نفر در ایران، دیر یا زود عضو گلدکوئست خواهند شد؟ این افراد همه زیرشاخه شما نخواهند شد، بلکه بین 500 هزار بازوی تکمیل نشده فعلی پخش خواهند شد، و در حالت واقع بینانه، از هر 500 هزار نفر یکی نصیب شما خواهد شد. اگر امیدوارید در نهایت 5 میلیون نفر وارد این بازی شوند، سهم شما حدود 10 نفر است و این یعنی رسیدن به تعادل 5 و دریافت کمتر از 500 دلار پورسانت. اگر امیدوارید در نهایت 10 میلیون نفر وارد این بازی شوند، سهم شما حدود 20 نفر است و این یعنی رسیدن به تعادل 10 و دریافت کمتر از 1000 دلار پورسانت پس از 27 سال. (و اگر روزانه ده هزار نفر عضو شوند، این اتفاق پس از دو سال و هشت ماه رخ می دهد.) اگر امیدوارید در نهایت 30 میلیون نفر وارد این بازی شوند، سهم شما حدود 60 نفر است و این یعنی رسیدن به تعادل 30 و دریافت 2500 دلار پورسانت پس از 83 سال! (و اگر روزانه ده هزار نفر عضو شوند، این اتفاق پس از هشت سال و سه ماه رخ می دهد). خودتان قضاوت کنيد
آیا اين کار عقلاني است ؟
کلاجیک
کلاجیک یه پرنده حروم شده ایه اگه سر به سرش بلی " ور سر وکلت ور می چکه تا شل بشه.
عکس هائی از ابیانه
رطب خورده منع رطب چون كند؟
(كسي كه خرما خورد چگونه ميتواند ديگران را از خرما خوردن باز دارد)
يكيبود، يكينبود. توي اين همه روز و شبهايي كه دنيا به خودش ديده، روزي هم بود كه پيامبر ما توي مسجد نشسته بودند و با دوستان و يارانش گل ميگفتند و گل ميشنيدند. ناگهان در مسجد باز شد و زن مسلماني كه به پيامبر خيلي احترام ميگذاشت با بچهاش وارد شد، سلام كرد و نزديك پيامبر نشست. بچهاش هم سلام كرد اما انگار دلش نميخواست كنار مادرش بنشيند. ميخواست هر طوري شده دستش را از توي دست مادرش بيرون بياورد و از مسجد بيرون برود. پيامبر وقتي بيقراري و ناراحتي بچه را ديدند لبخندي به او زدند، دستي به سر و گوشش كشيدند و پرسيدند: "چي شده؟" مادر بچه جواب داد: "اي پيامبر خدا! ديگر از دست اين بچهام ذله شدهام. مدتي است كه بيمار است و پزشك گفته كه تا يك ماه نبايد لب به خرما بزند، اما مگر او گوشش به اين حرفها بدهكار است. خرما شيرين است و او هم عاشق خرماي شيرين." پيامبر خنديدند و گفتند: "بله، خرما شيرين است و دوستداشتني." بچه از شنيدن حرف پيامبر خوشحال شد. آرام شد و نشست. مادر دوباره به حرف آمد و گفت: "حالا او را آوردهام پيش شما تا نصيحتش بكنيد و بگوييد كه خرما نخورد. او شما را دوست دارد. حتماً به حرفتان گوش خواهد كرد." پيامبر فكري كردند. بچه منتظر بود ببيند كه پيامبر چه ميگويد. اما پيامبر هيچ حرفي دربارهي خرما نزدند. ايشان به مادر گفتند: "امروز نه، برو فردا بيا." زن دست بچهاش را گرفت و رفت. وقتي ميرفتند نگاه بچه به پشتسرش بود و به پيامبر لبخند ميزد. آنروز گذشت. فردا دوباره همان زن با بچهاش به ديدن پيامبر آمد. نه مادر مثل ديروز عصباني بود و نه بچه مثل ديروز ناراحت و بيقرار. حتي مادر دست بچهاش را هم نگرفته بود. پيامبر بچه را كنار خود نشاندند و گفتند: "ميداني خرما خوردن براي تو ضرر دارد؟" بچه جواب داد: "بله." پيامبر گفتند: "چه عيب دارد كه چندروزي خرما نخوري تا بيماريات خوب شود. آنوقت هرچقدر كه دلت بخواهد ميتواني خرما بخوري. توي شهر ما نخل زياد است و خرما هم كه تمامي ندارد." بچه چيزي نگفت. پيامبر گفتند: "قول ميدهي كه تا يك ماه خرما نخوري؟" بچه خنديد و گفت: "چشم! قول ميدهم كه تا يك ماه خرما نخورم." مادر بچه خوشحال شد. پيامبر بچه را بوسيدند. با او دست دادند. با او خداحافظي كردند. وقتي كه بچه و مادرش از مسجد رفتند يكي از ياران پيامبر رو كرد به ايشان و گفت: "من هم مطمئن بودم كه حرفهاي شما روي بچه اثر ميگذارد. ميدانستم كه بچهها شما را دوست دارند و به حرف شما گوش ميكنند، اما نميدانم ديروز با امروز چه فرقي ميكرد؟چرا همان ديروز اين حرفها را نزديد و به مادر و فرزندش گفتيد كه بروند و فردا بيايند؟" پيامبر گفتند: "ديروز با امروز تفاوتي نداشت. اما اگر ديروز حرفهايم را به آن بچه ميگفتم، حرفم تءاثير نداشت و او باز هم خرما ميخورد." دوست پيامبر پرسيد: "چرا؟" پيامبر جواب دادند: "آخر من خرماي تازه را خيلي دوست دارم. ديروز خودم خرما خورده بودم و نميتوانستم از آن بچه بخواهم كه خرما نخورد. امروز خودم خرما نخوردم تا حرفم تءاثير بيشتري داشته باشد." از آن به بعد، به هر كسي كه خودش كار بدي را انجام بدهد اما به ديگران بگويد كه آنكار را نكنند، گفته ميشود كه: "رطب خورده منع رطب چون كند." مرد سال هندبال کشور
خبرگزاري دانشجويان ايران - كرمان فدراسيون هندبال کشور مردسال هندبال ايران را انتخاب کرد. به گزارش ايسنا؛ فريد علي مرادي دروازبان تيم هندبال شهرداري کرمان و تيم ملي هندبال کشور بر اساس راي 55 کارشناس و داور هندبال ، براي دومين بار عنوان مرد سال هندبال کشور را کسب کرد. پس از نائب قهرماني تيم هندبال شهرداري کرمان در رقابت هاي ليگ برتر و راه يافتن اين تيم به مسابقات جام باشگاههاي آسيا ، افتخارات اين تيم کامل تر شد و دورازه بان اين تيم نيز مرد سال هندبال ايران شد. فريد عليمرادي به خبرنگار ورزشي ايسنا منطقه کوير گفت :" از تمامي مربيان و کارشناسان هندبال کشور که با انتخابشان مرا بعنوان مرد سال هندبال ايران انتخاب کردند ، صميمانه تشکر مي کنم و اميدوارم شايسته اين عنوان باشم و بتوانم در آينده نيز براي تيم ملي هندبال در عرصه هاي بين المللي افتخارآفرين باشم ." عليمرادي به مسابقات بين المللي هندبال سال آينده اشاره کرد و گفت :" حضور در رقابت هاي جام باشگاههاي آسيا به همراه تيم هندبال شهرداري کرمان و به دنبال آن شرکت در مسابقات قهرماني آسيا با تيم ملي هندبال از مهمترين برنامه هاي من در سال آينده است که اميدوارم با حضوري موثر در اين مسابقات براي ورزش کشور افتخار بيافرينم ." وي گفت : "هر چند که ناداوري ها در مسابقات آسيايي تايلند مانع از راه يابي تيم ملي هندبال کشورمان به جام جهاني شد اما، مي توانيم با برنامه ريزي دقيق براي مسابقات سال آينده به اين مهم دست يابيم و در جام جهاني هندبال شرکت کنيم. " دروازه بان تيم ملي هندبال کشورمان در مورد مسابقات ليگ برتر هندبال گفت: "اين دوره از مسابقات از سطح بسيار بالايي برخوردار بود و نزديک بودن سطح تيم ها به يکديگر عرصه رقابت تنگاتنگي را براي تيم هاي مطرح به وجود آورده بود ، بطوريکه امسال شاهد ليگي پويا و با نشاط بوديم که نويد روزهاي بهتري را براي ورزش هندبال کشور در بر خواهد داشت." گفتني است، فريد عليمرادي دروازه بان تيم ملي هندبال و باشگاه شهرداري کرمان ، سال گذشته نيز جايزه بهترين بازيکن ايران را در يافت کرده بود. انتهاي پيام ۱۶ لرزش طي يك ماه در كرمان
بر پايه آخرين آمار ارائه شده از سوي موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران، استان کرمان طي اسفند ماه 84، 16 بار با قدرتي بيش از 3 ريشتر لرزيده است. حادثه دلخراش
حادثه دلخراش تصادف که برای تنی چند از عزیزان زنگی آبادی در جاده کرمان- بم اتفاق افتاد ومتاسفانه موجب کشته شدن سه تن از عزیزانمان به نامهای علی (پسر دائی عزیزم) -رضا و علیرضا ( فرزند مرحوم حاج اسدالله رئیس سابق شورای شهر زنگی آباد ) زنگی آبادی شد" غمی عظیم بر دل و جانمان گذاشت " این مصیبت جانگداز را به داغدیدگان این عزیزان و مردم شهید پرور زنگی آباد تسلیت می گویم.
تسلیت
سالگرد رحلت رسول معظم " شهادت ائمه معصومین حضرت امام حسن مجتبی (ع) و حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) بر عموم موحدان ومسلمانان جهان تسلیت باد .
|
|
|||||||||||||||



